چالش‌های ساخت برنامه‌ای درباره شهدای حرم در گفته‌های مجری

به بهانه دهمین سالگرد تاسیس شبکه افق

فضه سادات حسینی، مجری برنامه «ملازمان حرم» با اعتقاد بر اینکه این برنامه ادای دینی به شهداست، خاطرنشان کرد: لطف خدا بود که برنامه «ملازمان حرم» در زمان پخش، یک‌بار در نظرسنجی، پرمخاطب‌ترین برنامه شبکه افق شد.

این مجری تلویزیون در گفت وگویی که به مناسبت دهمین سال تاسیس شبکه افق با ایسنا داشت از شروع همکاری‌اش با شبکه گفت و توضیحاتی را درباره علاقه‌اش به این شبکه و برنامه «ملازمان حرم» ارائه کرد.

حسینی ابتدا با یادآوری اینکه پیش از همکاری با شبکه افق، بیننده این شبکه بوده خاطرنشان کرد: شبکه افق را به عنوان یک شبکه حزب‌اللهی و انقلابی می‌شناختم و دوستش داشتم. از آن‌جایی که با فضای شهادت و ایثار بزرگ شده بودم، همیشه دلم می‌خواست یک کار ویژه برای شهدا انجام دهم و ادای دینی به مقام شهید، شهادت و خانواده شهدا داشته باشم. من در مدرسه شاهد درس می‌خواندم و فرزندان شهید زیادی در بین دوستان و آشنایان داشتم اما این نزدیکی را وقتی حس کردم که همسر یکی از دوستانم که تازه یکی دوسال از زندگی مشترکش گذشته بود، شهید روح‌الله قربانی، به شهادت رسید؛ این اتفاق، موضوع مدافعان حرم را برایم ملموس و قابل درک کرد.

«ملازمان حرم» و ارتباطش با مدافعان واقعی حرم

او با اعتقاد براینکه در زمان دفاع مقدس، جنگ برای مردم ملموس‌تر بود، اظهار کرد: به‌ این دلیل آن زمان جنگ برای مردم ملموس تر بود اول اینکه انقلاب بود و مسئله‌ی خاک خودمان مطرح بود اما در خصوص مدافعان حرم، ابتدا به‌دلیل یک‌سری ملاحظات امنیتی، اصلاً صحبتی نمی‌شد؛ بعد که صحبت‌ها شروع شد، حرف‌ها و تهمت‌هایی بعضا زده می‌شد که دل خانواده‌ها را می‌رنجاند؛ به همین خاطر سعی می‌کردم کاری بکنم. آن موقع تنها دسترسی‌ام یک صفحه اینستاگرامی پرمخاطب بود که در مورد شهدا و به‌خصوص شهدای مدافع حرم می‌نوشتم. پیش از آن هم مطالبی نوشته بودم؛ مثلاً زمانی که جهاد مغنیه، روح‌الله قربانی یا شهدای دیگر شهید شده بودند. بعد از مدتی برای برنامه «ملازمان حرم» دعوت شدم. شبی بود که من در سازمان صداوسیما شیفت بودم و با من تماس گرفتند. پس از صحبت، قرار شد سه قسمت پایانیِ برنامه را به صورت دو نفره با خانم پیرانی اجرا کنیم اما آن فصل به سرانجام نرسید. من برنامه را خیلی دوست داشتم و بازتاب خوبی هم داشت. می‌توان گفت که اولین برنامه‌ای بود که به‌ صورت اختصاصی به موضوع مدافعان حرم پرداخت و توانست آن را از غربت دربیاورد.

وی ادامه داد: البته من به‌جهت کار خبر، برای شرکت در برنامه‌های مختلف با چالش و ممانعت روبرو می‌شدم؛ یعنی من به برنامه‌های متعددی دعوت شده بودم، اما مجوزش صادر نمی‌شد. وقتی پیشنهاد «ملازمان حرم» مطرح شد، آقای رمضان‌نژاد که مدیر شبکه افق بودند و سابقه همکاری با ما داشتند، با مدیر ما، آقای وثوق، صحبت کردند و ایشان هم مجوز را صادر کردند؛ حتی توصیه کردند که از سایر همکارانی که گزارش‌هایی در مورد شهدای مدافع حرم داشتند، مانند خانم پناهی و دوستان دیگر هم استفاده شود. من بارها گفته‌ام این توفیق حضورم در برنامه، لطف خود شهدا بود. دلم می‌خواست کاری برایشان انجام دهم و خدا این توفیق را به من داد و امیدوارم که ادامه داشته باشد.

بازخوردها چطور بود؟

مجری «ملازمان حرم» در واکنش به این پرسش که ایده محوری «ملازمان حرم» چه بود و چگونه می‌خواست به مسئله‌ی مدافعان حرم بپردازد؟ توضیح داد: فصل اول «ملازمان حرم» بیشتر به همسران شهدا می‌پرداخت، فصل دوم قرار شد به مادران بپردازد. جنس نگاه مادران به پسرانشان متفاوت است. ما می‌خواستیم سبک تربیتی و سبک زندگی مادران شهدا را بدانیم؛ اینکه چطور فرزندشان را تربیت کرده‌اند، در دوران بارداری و شیردهی چه کرده‌اند. غالباً مادران شهدا اهل مراعات بودند؛ اهل قرآن، ذکر و دعا و مجالس روضه و… . فصل‌های بعدی هم بر حسب زمان و موضوع به همسران و سایر جنبه‌های زندگی شهدا می‌پرداخت، تا همین فصل پنجم که موضوع شهدای قدس را ویژه به آن پرداختیم. خوشبختانه کم‌کم فضا باز شد، تولیدات دیگر، آثار و کتاب‌ها هم پدید آمدند و فکر می‌کنم این‌ها ادای دینی به شهدا بود.

حسینی در پاسخ به اینکه بعد از پخش «ملازمان حرم» چه بازخوردهایی از برنامه به شما رسید؟ گفت: یک سال بعد از آنکه با مادر شهید مهدی عزیزی در برنامه گفت‌وگو کردیم، به بهشت زهرا رفتم. دیدم حتی روی مزارش ننوشته‌اند که او در سوریه به شهادت رسیده است. این لحظه برای من لحظه‌ای بود که غریبی شهدای مدافع حرم را با تمام وجود حس کردم. صحبت‌های مادر شهید شیرعلی را هنوز به یاد دارم؛ مادری که هنگام شنیدن خبر شهادت پسرش، از فرق سر تا نوک پا شروع به لرزیدن کرده و این لرزش بدن هنوز هم با اوست. یا برای مثال سال گذشته در برنامه «یاران سلیمانی» در برج میلاد، خانواده‌های شهدای مدافع حرم دعوت بودند. سردار قاآنی هم حضور داشتند. بعد از مراسم، همسر شهیدی با چند نفر دیگر پیش من آمدند و گفتند ما تو را حلال نمی‌کنیم! خیلی جا خوردم. پرسیدم چه خطایی از من سر زده است؟ گفتند شما از همه شهدا برنامه ساختید، به جز شهید ما! من آنجا گفتم که شما ببینید چقدر خانواده شهید زیاد است که بعد از ساخت چند فصل، هنوز فقط به اندکی از شهدا توانسته‌ایم بپردازیم؛ چون ما در هر فصل فقط می‌توانیم تعداد محدودی را پوشش دهیم. شما دعا کنید که شهدا این توفیق را به ما بدهند تا بتوانیم برای همه آن‌ها کار کنیم. ما در تیم تولید برنامه، این کار را رزق و توفیق می‌دانیم و از خدا می‌خواهیم این مسیر ادامه داشته باشد.

حسینی تاکید کرد: این کار پرچالش و سخت بوده و غالباً دقیقه نودی انجام شده است. ما سعی کردیم تا حد توان از خواب، استراحت و زندگی‌مان بزنیم تا بتوانیم این کار را انجام دهیم اما لبخند خانواده شهدا و دعای خیرشان، انرژی بی‌نظیری به ما می‌دهد. وقتی به خانه شهیدی که هشت سال پیش شهید شده بود رفتم، دخترش معصومانه به من گفت که خیلی وقت است منتظر آمدن شما هستم! در آن لحظه با خودم فکر می‌کردم که خانواده شهدا چقدر مظلومند.

خانواده‌های زیادی را دیدیم که همراه با شهیدشان بیننده برنامه ما بودند

مجری برنامه «ملازمان حرم» یادآور شد: نکته جالبی که می‌خواستم بگویم این است که در این دو فصل اخیر، خانواده‌های شهید زیادی را دیدیم که همراه با شهیدشان بیننده برنامه ما بودند؛ مثلاً شهید بیگدلی که در تیزر برنامه از صحبت‌هایش استفاده شده است؛ یا خانواده شهدایی که خاطراتشان را تعریف می‌کنند؛ اینکه با شهیدشان قبل از شهادت نشسته و برنامه را دیده و شهیدشان می‌گفته: «تو هم گوش بده، یاد بگیر برای بعداً که قرار است با تو هم مصاحبه می‌کنند!». این‌ها برای من نور است، برکت عمر و زندگی است و امیدوارم هیچ‌وقت این کار پر برکت را از دست ندهم.

او در تکمیل همین صحبت ها بیان کرد: یک بار هم وقتی با خانواده شهیدی صحبت می‌کردیم، دختر خانم شهید به من گفت که خیلی وقت است صدای هیچ مردی در این خانه نیامده است! این خیلی سخت است. با این حال، ما گاهی با شوخی و خنده و گاهی با گریه و همدردی با خانواده شهدا زندگی می‌کنیم. فکر می‌کنم همه این لحظات لطف خداست که این کار انجام شود و ان‌شاءالله به دست مخاطب برسد و او هم از آن استفاده کند. لطف خدا بود که برنامه «ملازمان حرم» در زمان پخش، یک‌بار در نظرسنجی، پرمخاطب‌ترین برنامه شبکه افق شد.

حسینی در بخشی دیگر به این پرسش که خانواده شهدایی که برای گفت‌وگو انتخاب می‌شدند، برچه اساس بود؟ یعنی فقط به شهدای شاخص می‌پرداختید؟ اینگونه پاسخ داد: ما در دو فصل اخیر، هدفمان پرداختن به شهدایی بود که کمتر از آن‌ها صحبت شده است. برخی شهدا به‌خاطر همسر، پدر، مادر یا فرزندشان شناخته شده بودند؛ اما برخی دیگر گمنام بودند؛ ما حاضربودیم سختی راه را به جان بخریم تا به این شهدا هم بتوانیم بپردازیم. یادم می‌آید در یکی از فصل‌ها، آنقدر در فرودگاه بودیم که وقت خوابیدن نداشتیم! ضبط‌ها عجله‌ای شده بود و از شهری به شهر دیگر می‌رفتیم، در ماه مبارک رمضان هم ضبط داشتیم؛ سخت بود ولی خاطرات دلنشین بسیاری برای ما داشت؛ البته حرف‌های درگوشی هم زیاد داشتیم که امکان بیان عمومی‌شان نیست؛ مثلا با همسر یکی از شهدا، نیمه‌شب در گلزار شهدا صحبت می‌کردیم، یک خاطرات ماورایی و ترسناکی از شهید برای ما می‌گفت که اصلا قابل پخش نبود. البته ما می‌دانیم که رفتن به سراغ هر شهیدی، زحمتی برای خانواده‌هایشان دارد؛ اما دعای خیرشان برای ما بسیار ارزشمند است. اینکه بعد از دیدن برنامه پیام می‌دهند و اظهار لطف می‌کنند، برایمان شیرین است.

او عنوان کرد: این فصل با توجه به موضوع قدس، بیشتر درباره شهدای هفتم اکتبر به بعد است. مصاحبه‌های ما اکثرا مصاحبه‌های دست اول است؛ مثلاً ما قبل از مراسم چهلم شهید نیلفروشان با همسر شهید صحبت کردیم. با فرماندهان زیادی مصاحبه داشتیم، با خانواده شهید زاهدی، شهید سیدرضی موسوی، شهید حجازی، شهید مطلّب‌زاده و شهدای دیگر؛ شهدایی که سال‌ها پیش به شهادت رسیده بودند اما هنوز کسی سراغشان نرفته بود. امیدوارم فصل پنجم برنامه مورد توجه مخاطبان قرار گیرد و در لحظات معنوی ماه مبارک رمضان بر دل و جانشان بنشیند.

رسالت امروز «ملازمان حرم» و چالش هایش

وی سپس در واکنش به این دیدگاه که امروز با توجه به مسائل اخیر سوریه، باز هم یک‌سری شبهات توسط برخی به جامعه تزریق می‌شود. به این پرسش که رسالت امروز «ملازمان حرم» را چه می‌بینید؟ اینگونه پاسخ داد: خانواده شهدا با همه بزرگواری‌شان، هنوز هم آزار می‌بینند و زخم زبان می‌شنوند؛ مثلا به آن‌ها می‌گویند: شوهر شما مدافع حرم نبود؛ مدافع بشار بود! و این حرف‌ها چقدر دلشان را می‌رنجاند. امیدوارم با ساخت این برنامه‌ها، از غربت‌شان کم شود. ماجرای سوریه این روزها دوباره این فضا را زنده کرده است. برخی خانواده‌های شهدا غصه می‌خورند که نکند راه برای همیشه بسته شود. البته که خانواده‌های شهدا با وجود همه این سختی‌ها، هنوز مؤمن و پای کارند.

او اضافه کرد: همسرشهیدی می‌گفت: «آرزو دارم مادر شهید بشوم و پسرم را طوری تربیت می‌کنم که روزی شهید شود». اینها خیلی از ما جلوتر هستند؛ ولی حرف‌هایی که از سر ناآگاهی یا غرض گفته می‌شود، ممکن است دل این خانواده‌ها را برنجاند. آنها می گذرند اما ممکن است گوشه‌ای از دلشان برای همیشه رنجور بماند. لیست زیادی از شهدا داریم که هنوز فرصت پرداختن به آنها نشده است. ما دو گروه را خیلی دوست داریم که برایشان کار کنیم: شهدا و جانبازان پیجر و شهدای لبنانی. در لبنان نیز سوژه‌های بکر و دست نخورده‌ای وجود دارد.

و عملکرد شبکه افق در ۱۰ سال گذشته

حسینی در ادامه ارزیابی اش از کلیت شبکه افق و عملکردش در ۱۰ سال گذشته را اینگونه بیان کرد: به‌ نظرم جنس شبکه افق با شبکه‌های دیگر فرق دارد. من شخصا همیشه دوست داشتم شبکه افق که به نام «گفتمان انقلاب اسلامی» بالا آمده است، بدرخشد به همین خاطر، گاهی سوژه به برنامه های مختلف آن معرفی می‌کردم و سعی می‌کردم به ارتقای شبکه کمک کنم. برخی برنامه‌ها خیلی دیده شد و خیلی شناخته شد که در فضای دانشگاهی و جاهای مختلف هم راجع به آن‌ها صحبت می‌شد. البته شاید در مواردی افت هم داشته است اما مسیر کلی‌ این شبکه رو به پیشرفت بوده است و مهم این است که برآیند کلی آن را که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که یک مسیر رو به رشد را طی کرده است. به نظر من یکی از اتفاقات خیلی خوب در این شبکه پرورش جوان‌های انقلابی است که حضرت آقا از آن یاد می‌کنند. شبکه افق ظرفیت خوبی برای این جوان‌ها بوده و اثرگذار هم بوده است.

حسینی در پایان خاطرنشان کرد: شبکه افق، شبکه‌ای است در راستای گفتمان انقلاب اسلامی که امامین انقلاب برای ما تبیین کردند. یکی از مهم‌ترین شبکه‌هایی است که می‌تواند در راستای جهاد تبیینی که حضرت آقا دستور دادند، گام بردارد. مسیر خوبی را پیش رفته است و امیدوارم که این مسیر پر نور، به نام و یاد شهدا ان‌شاءالله ادامه داشته باشد.

منبع: ایسنا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − پنج =

دکمه بازگشت به بالا