سرپرستها دست از سر هنر بر نمیدارند؛ آقای وزیر تصمیم بگیرید!

دوره عجیبی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال سپری شدن است؛ دورهای که در آن تصمیمگیرندگان برای هنر بیشتر «سرپرست» هستند تا مدیر.
در دوره وزارت فرهنگ و ارشاد دولت چهاردهم اتفاق عجیبی در عرصه مدیریت هنری رخ داد که همچنان ادامه دارد و آن هم حضور پر رنگ سرپرستها در بخشهای مختلف است. در دورهای که نادره رضایی به عنوان معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب و فعالیت خود را آغاز کرد تغییراتی را به همراه داشت که البته این تغییرات میتوانست طبیعی باشد اما روندی که این تغییرات داشت آن را غیرطبیعی کرد.
حق هر وزیر و معاون و مدیری است که بخواهد در زیرمجموعههای تحت مدیریت خود تغییراتی در راستای بهبود وضعیت و تأثیرگذاری بیشتر انجام دهد به شرط آنکه این تغییرات بر اساس یک آسیبشناسی و انجام کارشناسیهای تخصصی و همچنین جایگزینی افراد بر اساس شایستگیهایشان باشد نه صرفا بر اساس رابطه.
در زیرمجموعههای تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی شاهد تغییرات و تغییر مدیران بودیم اما به جای انتخاب مدیران جدید سرپرستها امور را بر عهده گرفتند؛ سرپرستهایی که خود در بلاتکلیفی به سر میبردند و نمیتوانستند تصمیمهای درست اتخاذ و برنامهریزی مناسبی را در حوزههای خود ارائه دهند زیرا چشماندازی از آینده فعالیت خود ذیل عنوان «سرپرست» نداشتند.
این روند ماهها ادامه پیدا کرد تا به مرور جای «سرپرست»ها به «مدیران» داده شد. اینکه به عنوان مثال این روند در عرصه هنرهای نمایشی چه فواید و آسیبهایی را به همراه داشت و مدیرکل انتخاب شده برای تصدی مدیریت دولتی تئاتر ایران تا چه اندازه بر اساس توانایی و شناخت وی نسبت به نیازها، کاستیها و ضرورتهای هنرهای نمایشی و هنرمندان تئاتر به این مسند رسید، ابهامات بسیاری را رقم زده است.
هنوز تب «سرپرست» در زیرمجموعههای معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پایین نیامده بود که در ۱۷ شهریور سال جاری نادره رضایی از معاونت هنری وزارت ارشاد کنار گذاشته شد و مجددا جای خود را به یک «سرپرست» داد.
محمدمهدی احمدی مشاور عالی وزیر فرهنگ و ارشاد و رئیس حوزه ریاست وزارتخانه به عنوان سرپرست معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جایگزین نادره رضایی شد.
بعد از رهایی نصفه و نیمه تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی از زیر سایه «سرپرست»ها، این بار نوبت معاونت هنری وزارت ارشاد رسید تا مبتلا به این ویروس مدیریتی شود.
وقتی متولی دولتی هنرهای نمایشی، موسیقی و هنرهای تجسمی با سرپرست اداره شود تصمیمگیری و برنامهریزی کارشناسانه برای این عرصهها به درستی شکل نمیگیرد.
به گزارش خبرنگار مهر، مصداق این مدعا چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر است که آن زمان که معاونت امور هنری شاهد حضور معاون وزیر بود به حال خود رها شده بود و حالا که شاهد حضور سرپرست است در شرایطی سطحی به لحاظ کیفی و حمایتی لنگان لنگان به زمان برگزاری خود نزدیک میشود.
از سوی دیگر فعالیتهای عرصه هنرهای نمایشی به نوعی به حال خود رها شده است زیرا مدیرکل فعلی هنرهای نمایشی فاقد شناخت و نگاه کارشناسانه به این عرصه است و همین نبود شناخت و نگاه باعث شده تا از ارائه چشمانداز و برنامهریزیهای خود برای تئاتر ایران به اصحاب رسانه تا این لحظه اجتناب کند.
نبود معاون هنری وزیر در یکی از معاونتهای مهم وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی باعث شده تا این روزها اسامی افرادی برای حضور در این مسند مطرح شود که نه تنها مطرح شدن نامشان بر اساس شایستگی و تواناییهایشان نیست بلکه شأن و منزلت باقیمانده برای معاونت هنری وزارت ارشاد را هم کمرنگ و کمرنگتر میکند.
مشخص نیست معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار است تا چه زمانی بدون معاون وزیر به کار خود ادامه دهد ولی چنین روندی برای رشد و توسعه حوزههای هنری زیرمجموعه این معاونت مناسب نیست.
باید دید سیدعباس صالحی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چه تصمیمی برای مشخص شدن وضعیت این معاونت اتخاذ میکند و آیا به روند حضور «سرپرست»ها در عرصههای هنری پایان میدهد یا نه.
البته نباید این مهم را نادیده گرفت که اگر قرار است معاون هنری جدیدی که روزی انتخاب و معرفی میشود هیچ نگاه کارشناسانه و شناختی از عرصههای تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی نداشته باشد، وضعیت این معاونت از دوران اداره شدن توسط «سرپرست» بهتر نخواهد شد.




