آشفتهبازار شبکه خانگی/«گنگ» برمیگردد؟

ماجرای برنامه «گنگ» و توقیف آن پس از پخش تنها یک قسمت، بار دیگر آشفتگی عمیق در نظام تصمیمگیری و نظارت فرهنگی کشور را عیان کرد. اظهارات سردبیر تولیدات صداوسیما مبنی بر اینکه این برنامه با سفارش نهادهای حاکمیتی ساخته شده، پرسشهای مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد.
ماجرای برنامه «گنگ» و توقیف آن پس از پخش تنها یک قسمت، بار دیگر آشفتگی عمیق در نظام تصمیمگیری و نظارت فرهنگی کشور را عیان کرد. اظهارات سردبیر تولیدات صداوسیما مبنی بر اینکه این برنامه با سفارش نهادهای حاکمیتی ساخته شده، پرسشهای مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: اگر نهادهای مختلف و بعضاً نامرتبط میتوانند سفارش تولید بدهند، چه نهادی مسئول پیامدهای محتوایی، اجتماعی و سیاسی آن است؟ و چرا در نهایت، هزینه این تصمیمهای مبهم از جیب رسانهها و اعتماد مخاطب پرداخت میشود؟
مسئله اصلی در این میان نه صرفاً ساتراست و نه شبکه نمایش خانگی؛ بلکه نبود یک مرجع واحد، شفاف و پاسخگو در حوزه صوت و تصویر فراگیر است. در چنین ساختاری، هر نهادی میتواند وارد میدان تولید شود، اما هنگام بروز بحران، مسئولیتها بهسادگی به گردن نهاد ناظر یا رسانه پخشکننده میافتد. نتیجه این وضعیت، توقیفهای ناگهانی، تصمیمهای متناقض و سردرگمی مخاطبی است که نمیداند مرز رسمی، قانون و سلیقه کجاست.
شایعات مربوط به حمایت برخی نهادها از فیلمسازانی چون محمد رسولاف و جعفر پناهی نیز در همین فضای مبهم شکل میگیرد. حتی اگر این ادعاها نادرست باشند، نفس رواج آنها نشان میدهد که نظام مجوزدهی و حمایت فرهنگی بهقدری غیرشفاف است که افکار عمومی آماده پذیرش هر روایتی میشود. این وضعیت، بیش از آنکه به نفع آزادی بیان یا کنترل فرهنگی باشد، به بیاعتمادی عمومی دامن میزند.
در نهایت، مناقشه میان ساترا و شبکه نمایش خانگی نشانه یک بحران ساختاری است. نه حذف نهاد ناظر راهحل است و نه ادامه وضع موجود. آنچه نیاز داریم، تمرکز تصمیمگیری، شفافیت نقش نهادها و پذیرش مسئولیت واقعی از سوی همه بازیگران این حوزه است؛ وگرنه پروندههایی مانند «گنگ» همچنان تکرار خواهند شد، با همان هزینه همیشگی: سردرگمی، حاشیه و از دست رفتن سرمایه اجتماعی./نوبنیاد




