رضا رشیدپور؛ نماد سلبریتیِ رانتی با ژست اپوزیسیون وطن‌دوست

رضا رشیدپور فقط یک مجری اخراجی نیست؛ او نماد یک تیپ خطرناک در فضای رسانه‌ای کشور است: سلبریتیِ رانتی، همیشه طلبکار. چهره‌ای که تمام آنچه امروز دارد ـ از شهرت و ثروت گرفته تا تریبون و نفوذ ـ محصول مستقیم رانت ساختاری است، اما حالا با وقاحتی کم‌نظیر، در نقش منتقد و تمسخرکننده نیروهای انقلابی ظاهر می‌شود.

رضا رشیدپور فقط یک مجری اخراجی نیست؛ او نماد یک تیپ خطرناک در فضای رسانه‌ای کشور است: سلبریتیِ رانتی، همیشه طلبکار. چهره‌ای که تمام آنچه امروز دارد ـ از شهرت و ثروت گرفته تا تریبون و نفوذ ـ محصول مستقیم رانت ساختاری است، اما حالا با وقاحتی کم‌نظیر، در نقش منتقد و تمسخرکننده نیروهای انقلابی ظاهر می‌شود.

رشیدپور نه از دل مردم بالا آمده، نه محصول رقابت آزاد رسانه‌ای است. او زاییده انتخاب‌های پشت‌پرده، حمایت‌های خاص و امتیازات ویژه بوده است. سؤال ساده است: اگر رضا رشیدپور فرزند همین ساختار نبود، آیا اصلاً نامی از او باقی می‌ماند؟ یا مثل هزاران استعداد واقعی، پشت درهای بسته رسانه‌ای دفن می‌شد؟

او یکی از مبلغان پرحرارت حسن روحانی بود؛ نه صرفاً یک شهروند، بلکه سلبریتی‌ای که با تریبون رسمی، مردم را به پروژه‌ای دعوت کرد که نتیجه‌اش تورم افسارگسیخته، فروپاشی اعتماد عمومی و تحقیر ملی بود. اما بعد از آن فاجعه تاریخی، حتی یک عذرخواهی ساده هم نکرد. نه‌تنها عذرخواهی نکرد، بلکه با بی‌شرمی تمام، مردم و منتقدان را مقصر جلوه داد. این همان اخلاق سلبریتی‌های رانتی است: تبلیغ با سود، فرار از مسئولیت با فحاشی و دلقک بازی. هنوز تمسخر نماز شهید رییسی توسط این شخصیت معلوم‌الحال را فراموش نکرده‌ایم.

ماجرای «سکته رشیدپور روی آنتن زنده» یکی از مشکوک‌ترین اپیزودهای رسانه‌ای سال‌های اخیر است. نمایشی احساسی، مبهم و بدون هیچ توضیح شفاف پزشکی یا حقوقی؛ درست در زمانی که حذف آبرومندانه از تلویزیون ضرورت پیدا کرده بود. رشیدپور هیچ‌گاه حقیقت را نگفت، چون گفتن حقیقت احتمالاً پرده از مناسباتی برمی‌داشت که نباید دیده می‌شد. بازی با احساسات مردم، برای سفیدسازی یک خروج مسئله‌دار؛ این اسمش هرچه باشد، اخلاق حرفه‌ای نیست.

حمایت تمام‌قد او از مسعود پزشکیان، نشان داد که رشیدپور نه‌تنها از گذشته عبرت نگرفته، بلکه آگاهانه در بازتولید وضع موجود نقش ایفا می‌کند. اما اوج وقاحت آنجاست که هم‌زمان در توییتر، انقلابیون را به سخره می‌گیرد؛ همان نیروهایی که اگر نبودند، امثال رشیدپور حتی امکان همین «طلبکاری» را هم نداشتند. این دوگانه‌زیستی، اسمش روشنفکری نیست؛ اسمش نفاق رسانه‌ای است.

روابط صمیمی او با خوانندگان و عناصر ضدانقلاب، و نمایش بی‌پرده این ارتباطات هنجار‌شکنانه توسط دختر رشیدپور ـ سؤالات جدی‌تری را مطرح می‌کند. چگونه ممکن است فردی با چنین مناسباتی، همچنان از رانت، امنیت و امکانات رسمی برخوردار باشد؟ این مصونیت از کجا می‌آید و تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟
مسئله، شخص رضا رشیدپور نیست؛ مسئله یک شبکه مصونیت است. شبکه‌ای که اگر شکسته نشود، اعتماد عمومی را به‌طور کامل نابود می‌کند. قوه قضاییه باید بدون ملاحظه شهرت و چهره‌سازی رسانه‌ای، به این رفتارهای مسئله‌دار، دوگانه و رانتی ورود کند. سکوت در برابر این سلبریتی‌سالاریِ وقیحانه، دقیقاً همان چیزی است که مردم را خشمگین‌تر می‌کند./نوبنیاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 4 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا