فقر نویسندگی در درک درست جهان زنانه؛ مدام باید خودتان را اثبات کنید!

آیه کیانپور بازیگر تئاتر با اشاره به چالشها و محدودیتهای تئاتر برای زنان گفت که بیشتر نویسندگان درک درستی از جهان زنانه ندارند.
به گزارش خبرنگار مهر، زنان در تئاتر به عنوان هنری که روح زندگی را در صحنه خود به تصویر میکشد، همواره و حتی جدا از حضورشان روی صحنه نقشی بزرگ و تأثیرگذار داشتهاند. تئاتر ایران از بعد از انقلاب اسلامی شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است و جایگاه زنان در این هنر مسأله و پرسشی است که توجه بسیاری را به خود جلب میکند؛ اینکه هنرمندان زن تئاتر با چه چالشها و مشکلاتی مواجه هستند و آیا در همان جایگاه و موقعیتی قرار دارند که باید؟
گروه هنر خبرگزاری مهر در سلسله گفتگوهایی به سراغ هنرمندان زن تئاتر ایران رفته است تا از آنان درباره وضعیت و چالشهایی که در تئاتر با آن روبهرو هستند، جویا شود.
مواجهه با یک ناخودآگاه جمعی
آیه کیانپور بازیگر تئاتر که حضوری طولانی روی صحنههای نمایش داشته با اشاره به فعالیتهای اخیرش و بازی در نمایش «بیا برای هم اسم انتخاب کنیم» عنوان کرد: «بیا برای هم اسم انتخاب کنیم» در واقع محصول ساعتها گفتگو و واکاوی تک تک ما از خودمان، روابطمان و نگاهمان به زندگی است. نتیجه این فرآیند، اتودهایی شد که ما بازیگران آنها را صحنه به صحنه و بر اساس ساختاری که خسرو نقیبی کارگردان اثر طراحی کرده بود، اجرا کردیم. به نظر من ۲ دلیل سبب شده تا تماشاگر با این نمایش احساس نزدیکی داشته باشد، نخست اینکه این گفتگوها صرفاً درباره خودمان نبود و ما درباره تجربیات دوستان نزدیکمان، عشق، زندگی و موقعیتهایی که انسان ناچار به تصمیمگیری در آنها میشود صحبت کردیم. در نتیجه، انگار درگیر نوعی ناخودآگاه جمعی شدیم. این نمایش حاصل خلق یک شخصیت واحد پشت میز نویسندگی نیست، بلکه انگار مجموعهای از آدمهای مختلف کنار هم قرار گرفتهاند و یکدیگر را همراهی میکنند.
وی ادامه داد: همه در زندگی خود با با تصمیمگیری و انتخاب کردن مواجهاند. محدود بودن زمان ما باعث میشود ناچار به انتخاب باشیم و این انتخابها اغلب با حسرت همراه هستند. اینکه اگر گزینه دیگر را انتخاب میکردم، شاید شرایط بهتر میشد. تقریباً میتوانم بگویم در بیش از سی اجرا که این نمایش را روی صحنه بردهایم، حتی یک شب هم نبوده که پس از مواجهه با مخاطبان کسی در جمع نباشد که نگوید من هم این تجربه را داشتهام یا الان درگیر آن هستم. دلیل دوم هم این است که فکر میکنم ما همه با این نقشها ارتباط نزدیکی داریم. خود من بسیار با این نقش زندگی میکنم و احتمالاً همین مسئله باعث میشود تماشاگر نیز بتواند ارتباط بهتری برقرار کند.

مساله زنان و فقر نویسندگی
کیانپور در رابطه با چالشها و جایگاه زنان در تئاتر ایران بیان کرد: فکر میکنم هنرمندان به طور کلی در سرزمین ما همواره دچار محدودیت هستند. اما در مورد زنان چه هنرمند باشند و چه نباشند این محدودیتها همواره بیشتر است. دلایل آن نیز کاملاً روشن است و نیازی به تکرار ندارد. اتفاقاتی که در چند سال اخیر در تئاتر افتاده است، چند محور اصلی دارد. مساله نخست مسئله متنها و به ویژه متنهای دستنویس است. متأسفانه در بسیاری از متنهای دستنویسی که این روزها نوشته میشود اصلاً جای مشخصی برای بازیگر زن وجود ندارد. انگار مسیر نقشها و آثار به سمتی رفته که بیشتر شبیه یک دورهمی است؛ جمع میشویم، حرف میزنیم، میخندیم و نمایش تمام میشود. در این میان، نقشهای ویژهای که از نظر کیفی اثرگذار باشند، کمتر نوشته میشود.
این بازیگر تئاتر و سینما با اشاره به تفاوت نگاهها به بازیگران مرد و زن گفت: در گروههای تولید این نگاه وجود دارد که بازیگران مرد تماشاگر بیشتری را جذب میکنند. حتی یک تحلیل شبه روانشناسانه هم مطرح میشود که مخاطبان زن وقتی بازیگر مردی را دوست دارند برای دیدن کار او بلیت میخرند، اما لزوماً طرفداران بازیگران زن چنین رفتاری ندارند. البته این ادعا هیچ پایه علمی مشخصی ندارد اما ظاهراً تجربهای که دوستان ما به آن استناد میکنند چنین چیزی را نشان داده است. به نظر من این موضوع تا حد زیادی یک مسئله فرهنگی است. ما بازیگران مرد خوب داریم و بازیگران زن خوب هم داریم. شاید باید دوباره به همان نکتهای که درباره متنها گفتم برگردیم و ببینیم اصلاً متنهای ما چقدر به زنها امکان بازی میدهند. ما نویسندگان زن کمتری داریم و نویسندگان مرد بیشتر هستند. بارها پیش آمده که من متنی را کار کردهام که نقش من نقش مهمی بوده اما واقعاً مجبور شدهام با نویسنده درباره بخشهای مربوط به نقش خودم صحبت کنم و به او بگویم که اصلا این دیالوگ یا این موقعیت حرف یا عملی نیست که یک زن آن را انجام دهد. گاهی احساس میشود نویسنده آن قدر با جهان زنانه آشنا نیست که بتواند نقش را طوری بنویسد که من به عنوان یک زن آن را بپذیرم. در نتیجه، در اجرا ناخودآگاه احساس میکنید نقشهای مردانه بهتر نوشته شدهاند، پررنگتر هستند و بازیگران مرد امکان بازی و اجرای بهتری دارند. به نظر من این مسئله باعث میشود مخاطب هم از نقشهای مرد و بازیگران مرد بیشتر خوشش بیاید و بعد این تصور شکل بگیرد.
وی ادامه داد: بخشی از این مساله فرهنگی است و بخشی دیگر به فقر موجود در میان نویسندگان ما بر میگردد؛ فقری که به شناخت نویسندگان از جهان زنانه مربوط است. ما نویسندگان زن کمتری نسبت به نویسندگان مرد داریم و این خودش مسئله مهمی است. من از دوران دانشجویی تا امروز زنان زیادی را میشناسم که پتانسیلهای بسیار بالایی داشتهاند اما لزوماً در عرصه حرفهای باقی نماندهاند. در حوزه بازیگری نمیتوان زنها را حذف کرد و اگر میشد، احتمالاً اینجا هم حذف میشدند. اما در حوزههای دیگر، فشار آنقدر زیاد است که فرد نمیتواند ادامه بدهد. مثلاً در حوزه کارگردانی آن قدر فرد اذیت میشود که تصمیم میگیرد کمتر کار کند. از سوی دیگر در جامعه هم زنان معمولاً مسئولیتهایی غیر از مسئولیتهای کاری دارند و در مجموع توقعات بیشتری از آنها وجود دارد که به حضورشان آسیب میزند.

زنان باید مدام خودشان را به آدمهای اطراف اثبات کنند
کیانپور با اشاره به نقش نویسندگان و کارگردانان زن اظهار کرد: من به زنانی مانند ساناز بیان، مهین صدری و هاله مشتاقینیا که به عنوان نویسنده و کارگردان کار میکنند یا الهام شعبانی که در این سالها سعی کرده در حوزههایی جز بازیگری هم کار کند، فکر میکنم. من به عنوان بازیگر بالاخره یک نقش زن پیدا میکنم، شاید اعتماد کمتری به من بشود اما بالاخره نقشی وجود دارد. در حالی که اگر میشد زنها را به طور کامل کنار گذاشت، باور کنید این اتفاق میافتاد. مسئله اعتماد، فقط به حوزه هنر مربوط نمیشود و در محیطهای کاری دیگر هم همین وضعیت وجود دارد. تفاوت شما با یک مرد به عنوان یک زن، در هر جایی که کار میکنید این است که شما هر بار باید خودتان را به آدمهای اطرافتان اثبات کنید تا به شما اعتماد کنند. این یک پروسه تکراری است؛ یعنی هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید باید یک بار دیگر خودتان را اثبات کنید. تعداد آدمهایی که وقتی یک بار شما را پذیرفتند دیگر به شما اعتماد میکنند، کم است.
این بازیگر در پایان گفت: وقتی بچههای نسل جدید را میبینم، از دیدن شور، هیجان و پتانسیل بالای آنها خوشحال میشوم. این نسل ظرفیتهای زیادی دارد و میشود روی آنها حساب کرد. برای من به عنوان کسی که یکی از مهمترین دلایل بودنش در این جهان، درگیر بودن با هنر و ادبیات است، مهمترین دغدغه این است که فرهنگ و هنر رشد کند چون باور دارم وقتی فرهنگ رشد میکند، انسان رشد یافتهتری شکل میگیرد و چنین انسانی انتخابهای درستتری در حوزههای اجتماعی و سیاسی انجام میدهد. آدمی که رشد فرهنگی درستی داشته باشد، تصمیمهای بهتری هم برای خودش و هم برای جامعهاش میگیرد و به هر کالای فرهنگی و اقتصادی بی کیفیتی و به هر شرایطی تن نمیدهد و میداند چگونه خواستههایش را عملی کند.




