بازگشت به خیابان / از حاشیه تا متن اعلام آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر؛ آیا شاهد بازگشتِ اعتبار به ویترینِ سینمای ملی خواهیم بود؟

وضعیت امروز ایران ایجاب می‌کند که سینما از پیله انزوا خارج شده و دوباره به خیابان بازگردد. نگاهی به عناوین فیلم‌های امسال، از «خیابان جمهوری» گرفته تا «نیم‌شب»، گویای آن است که دوربین‌ها دوباره به سمت واقعیت‌های ملموس چرخیده‌اند.

به گزارش دانشجو، وضعیت امروز ایران ایجاب می‌کند که سینما از پیله انزوا خارج شده و دوباره به «خیابان» بازگردد. نگاهی به عناوین فیلم‌های امسال، از «خیابان جمهوری» و «بیلبورد» گرفته تا «نیم‌شب»، گویای آن است که دوربین‌ها دوباره به سمت واقعیت‌های ملموس چرخیده‌اند. جشنواره چهل‌ و چهارم در حالی کلید می‌خورد که مفهوم «سینمای ملی» بیش از هر زمان دیگری به تنوعِ صداها نیاز دارد. حضور چهره‌های سرشناسی که هر کدام بخشی از حافظه جمعی ما در دهه‌های اخیر بوده‌اند، نویددهنده آن است که فجر ۴۴ می‌خواهد به یک «اتفاق ملی» بدل شود؛ اتفاقی که در آن سینما نه یک کالای فانتزی، بلکه ضرورتِ گفت‌وگو میان لایه‌های مختلف جامعه و پلی میانِ سنت و مدرنیته است.

سینمای جاده‌ای؛ از غبارِ «اسکورت» تا افق‌های دور

یکی از هیجان‌انگیزترین ویژگی‌های این دوره، احیای «ژانر جاده‌ای» و اکشن‌های محیطی است که سال‌ها در سینمای ما مغفول مانده بود. یوسف حاتمی‌کیا با «اسکورت»: او دوربین خود را از تهران خارج کرده و به قلب جاده‌های پرخطر برده است. سوژه ملتهب «شوتی‌ها» و قاچاق، در کنار حضور امیر جدیدی که حالا متخصص نقش‌های فیزیکی و دشوار است، نوید یک اکشن-تریلر جاده‌ای را می‌دهد که می‌تواند استانداردهای بصری جشنواره را جابه‌جا کند.

حرکت در مسیر حادثه: فیلم‌هایی نظیر «قایق‌سواری در تهران» و «پل» نیز نشان می‌دهند که لوکیشن در این دوره، صرفاً یک پس‌زمینه نیست، بلکه خود به یک «شخصیت» تبدیل شده است. عبور از بن‌بستِ لوکیشن‌های تکراری، اکسیژن تازه‌ای به ریه‌های سینمای ایران دمیده است.

 خیابان؛ صحنه نمایشِ تضادهای اجتماعی

اگر در دهه‌های گذشته خیابان تنها مسیری برای رسیدن به خانه بود، در جشنواره ۴۴، «خیابان» خودِ مقصد است. منوچهر هادی با «خیابان جمهوری»: هادی با بازگشتی کنجکاوی‌برانگیز به سینمای دغدغه‌مند، یکی از نمادین‌ترین معابر پایتخت را به عنوان بستر روایت خود برگزیده است. این فیلم احتمالاً آینه‌ای از تلاقی طبقات مختلف و اصطکاک‌های شهری امروز ایران است.

محمدحسین مهدویان با «نیم‌شب»: مهدویان که استادِ استفاده از معماری شهری برای خلق خفقان و تعلیق است، در «نیم‌شب» احتمالاً تهران را به شهری امنیتی و پر رمز و راز بدل کرده که در آن هر کوچه، آبستن یک حادثه است.

  صف‌آرایی ستارگان در متنِ حادثه

ویژگی متمایز این دوره، حضور بازیگران سرشناس در نقش‌هایی است که نیاز به جسارت بدنی و میدان‌داری شهری دارد. حضور مهران مدیری در فضای متفاوت «استخر» سروش صحت، نشان از شکستن قالب‌های همیشگی دارد.

تقابل حامد بهداد و شهرام حقیقت‌دوست در فضای محیطی «اردوبهشت»، یادآور روزهای پرانرژی سینمای ایران در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ است؛ روزگاری که قهرمان‌ها در خیابان زاده می‌شدند.

  سینمای ملی؛ نجیب اما معترض و پویا

تنوع ژانری امسال ثابت می‌کند که سینمای ملی ایران از لکنت خارج شده است. حضور همزمان اکشن‌های جاده‌ای، درام‌های ملتهب شهری و حتی کمدی‌های فانتزی در لیست سودای سیمرغ، پاسخی هوشمندانه به نیازِ تکثرخواه جامعه امروز است. دبیرخانه جشنواره با انتخاب واژه «نجابت» در کنار این لیست پرتحرک، پیامی روشن فرستاده است: می‌توان در متن حادثه بود، می‌توان از خیابان و جاده گفت، اما هویت و میراث فرهنگی را نیز پاس داشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا