حق شهروندی و سلبریتیای که میفهمد

بیش و پیش از هرچیز باید گفت که اعتراض حق مردم است و آنها برای بهرهمندی از خداقل مزایای زندگی خوب چارهای جز فریاد بر علیه دولت وفاق ندارند. در این میان کسانی هم برای به چشم آمدن هرچه بیشتر شهرت خود دستوپا میزنند تا جنس خویش را به مردم بفروشند. البته کالای این جماعت، خوراکی نیست که به درد مشتری بخورد، آنها با انجام نمایشهای سطح پائین توجه میخرند تا بعد از فروکش کردن اتفاقات هر اقدامی که در این مدت انجام دادهاند را برای دنبالکننده بختبرگشته فاکتور کنند؛ این افراد را به اختصار سلبریتی مینامند.
البته نباید از حق شهروندی افراد مشهور و شناختهشده گذشت کرد و آن را نادیده گرفت. چهرههایی نظیر «امیر نوروزی»، «داریوش فرضیایی»، «علی قمصری»، «علیرضا اُستادی» و… از گرانیها نوشتند و نسبت به اوضاع اقتصادی مملکت گلایه کردند، ولی حد نگه داشتند و پرده حیا را پاره نکردند. وقتی به کارنامه هنری این چهرهها که نگاه میکنیم بهروشنی متوجه فرقی اساسی میان نوع ورودشان به مسئله در مقایسه با سلبریتیها گرینکارتی میشویم. آنها که بچه کف شهر هستند و با مردم زندگی میکنند، عمق و ریشه درد را بهتر میفهمند تا شُهرههایی که خواسته یا ناخواسته در راه ترامپ و نوچههایش گام برمیدارند. میشود میان حق شهروندی و پروژهای که بعضی از داخل با اسم رمز «هنرمند مردمی» کلید زدهاند تمایز قائل شد و حتی بولد کرد، پس نیازی نیست که همه بازیگران، هنرمندان، ورزشکاران و… را با یک چوب زد و «دشمن» خطابشان داد. فرق است میان بازیگری که مثل اغلب مردم خودروی ایرانی سوار میشود و سلبریتی بیهنری که با خریدن توجه قصد زدن جیب خلقالله را دارد.




