هنرمند غربی، منتقد سیاست‌های کشورش؛ بازیگر ایرانی، حامی مداخله خارجی

در جهان پرآشوب هنرنمایی‌های نمایشی، بررسی مواضع سیاسی و اجتماعی هنرمندان گاه پرده از حقایقی تلخ و پیامدهایی سنگین برمی‌دارد. نمونه بارز این پرده‌برداری را می‌توان در مقایسه مواضع بیلی آیلیش، خواننده منتقد آمریکایی، و نیکی کریمی، بازیگری که هویت هنری خود را وامدار فرهنگ و مردم ایران است، مشاهده کرد. قضاوت در این مقایسه تنها به صداقت یا عدم صداقت ختم نمی‌شود، بلکه باید عواقب عملی و ویرانگر چنین مواضعی را بر امنیت ملی و منافع مردم به دقت سنجید.

بیلی آیلیش در اقدامی شجاعانه و میهن‌پرستانه، در مراسم اهدای جوایز موسیقی آتلانتا، سیاست‌های دولت ترامپ را به باد انتقاد گرفت. او صریحاً از نقض حقوق مدنی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان، سیاست‌های مخرب زیست‌محیطی و بی‌عدالتی در دسترسی به خدمات درمانی و غذایی سخن گفت. این هنرمند آمریکایی حتی سازمان مهاجرت کشورش را به شدت محکوم کرد، اما هرگز برای بیان اعتراض خود، به دشمنان ایالات متحده متوسل نشد. اعتراض او یک “اعتراض درونی” و برای بهبود شرایط هموطنانش بود. مهم‌ترین پیامد موضع آیلیش، تقویت گفتمان اصلاح‌طلبی و پاسخگویی دولت در درون مرزهای ملی است. او بحران را بهانه‌ای برای دعوت از نیروی خارجی قرار نمی‌دهد.

اما در نقطه مقابل، نیکی کریمی بازیگری که نان و نامش را از سفره فرهنگ غنی ایران و از جیب مردم غیور این سرزمین به دست آورده، با خیانت به اعتماد عمومی، در فضای مجازی سنگر گرفته و زبان به یاوه‌گویی گشوده است. او که سال‌ها از سرمایه ملی این کشور بهره برده، امروز به جای ایستادگی در برابر توطئه‌های استکبار جهانی، خود به آلت دست آنان تبدیل شده است. ادعای واهی “کشتن مردم توسط حکومت” و سپس درخواست “کمک برای مردم ایران”، چیزی جز دعوت صریح و آشکار برای مداخله خارجی و حمله نظامی به خاک میهن اسلامی نیست. اینجاست که باید از کریمی و هم‌فکرانش پرسید: آیا به عواقب این سخنان اندیشیده‌اند؟

این خیانت آشکار زمانی زشت‌تر می‌نماید که بدانیم دشمنان قسم‌خورده جمهوری اسلامی، سال‌هاست با تحریم‌های جنایتکارانه در پی به زانو درآوردن ملت ایران هستند. اظهارات خائنانه‌ای از این دست، دقیقاً همان خوراک تبلیغاتی را در اختیار شبکه‌های جنگ‌افروز صهیونیستی و آمریکایی قرار می‌دهد که برای توجیه تجاوز به کشورمان به دنبال آن می‌گردند. کریمی نه تنها هنرمند نیست، که خائنی است که با زبان خود، سنگری برای دشمن می‌سازد. عواقب این سخنان تنها یک شعار رسانه‌ای نیست؛ این سخنان مستقیماً در گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی مخالف ایران جا گرفته، به ابزاری برای تشدید تحریم‌های ظالمانه علیه همان مردمی تبدیل می‌شود که او ادعای دفاع از آنان را دارد، و ناامنی منطقه‌ای را افزایش می‌دهد. آیا فشار بیشتر بر اقتصاد مردم، نتیجه‌ای جز رنج بیشتر تهیدستان خواهد داشت؟

تفاوت این دو، در وفاداری به خاک و ملت است. آیلیش، اگرچه علیه دولت خود موضع می‌گیرد، اما علاقمند به میهنش است و خواهان اصلاح آن از درون. اما نیکی کریمی با پشت کردن به این مرز و بوم، خود را در صف دشمنان ایران قرار داده است. او فراموش کرده که تمامی دستاوردهایش – از شهرت تا ثروت – حاصل نفس‌های همین مردمی است که امروز به اسم آنان، خنجر بر پیکر میهن می‌زند. عاقبت این مسیر، چیزی جز انزوا و نفرت عمومی نیست. تاریخ ایران، خائنان را هرگز نبخشیده است. امروز نیز ملت انقلابی ایران، چهره واقعی اینگونه هنرنماهای وطن‌فروش را به خوبی می‌شناسد. آنان که در روزهای سخت، به جای همراهی با ملت، به آغوش دشمن پناه می‌برند، نه تنها در دنیا مزد خیانت خود را خواهند دید، که در پیشگاه تاریخ و ملت ایران نیز برای همیشه محکوم و منفور خواهند بود. سکوت در برابر چنین خیانت‌هایی جایز نیست و باید صدای رسای مردم و رسانه‌های متعهد، خیانت این وطن‌فروشان را به گوش جهانیان برساند و پیامدهای ویرانگر اینگونه سخنان را برای افکار عمومی آشکار سازد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 20 =

دکمه بازگشت به بالا