تأثیر اینستاگرام بر شکلگیری اغتشاشات دیماه 1404

اینستاگرام در کنار فیسبوک و واتساپ، زیرمجموعه شرکت «متا» به سرکردگی مارک زاکربرگ یهودی-صهیونیستی است.
خبرگزاری تسنیم، نعمتالله کرماللهی، عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام طی یادداشتی با عنوان «اینستاگرام؛ «شبکه اجتماعی» یا «الگوریتم مهندسی تمایلات و ادراک کاربران» نوشت:
اینستاگرام نه یک شبکه اجتماعی خنثی، بلکه الگوریتمی جهتدار برای مهندسی تمایلات و ادراکات کاربران است و به همین دلیل نقش مهمی در دمیدن در کوره هیجانات و توهم آنان و بروز آشوبهای اجتماعی دارد. این الگوریتم نقش خاصی در دستکاری افکار و عواطف عمومی کاربران ایرانی و برافروختن آتش اغتشاشات سالهای اخیر و به ویژه دی ماه 1404 داشته است. قبل از ورود به بحث تأثیر اینستاگرام بر شکلگیری اغتشاشات دیماه 1404 در ایران، بیان یک مقدمه مختصر درباره نسبت فناوری و ارزشها لازم است.
بهطور کلی، در فلسفه و جامعهشناسی فناوری درباره رابطه فناوری و ارزشها دو نگاه «ابزارگرایانه» و «ذاتگرایانه» وجود دارد. در نگاه ابزارگرایانه، فناوری از حیث هستیشناختی ابزاری خنثی و فاقد بار ارزشی است؛ یعنی طراحان فناوری با بیطرفی کامل ارزشی، ابزاری را برای تأمین نیازهای انسانی تولید میکنند و به همین دلیل فناوریهای مختلف فاقد ماهیت ارزشی هستند. طرفداران این نگاه بر آنند که اگرچه فناوری در مقام طراحی کاملاً خنثی است، اما در هنگام کاربرد، شخص استفادهکننده از فناوری میتواند بر اساس ارزشهای خود استفاده خاصی از فناوری بکند. مثلاً تیغ صرفاً یک ابزار برای بریدن است؛ این ابزار اگر در دست جراح قرار گیرد جان میبخشد، اما اگر در دست قاتل قرار گیرد جان میستاند. جانبخشیدن یا جانستاندن توسط عاملان و کاربران فناوری انجام میشود و خود فناوری از این حیث خنثی است.
گروه دوم، با نگاه ذاتگرایانه به فناوری، معتقدند همانگونه که علم از ارزش جدا نیست، فناوری نیز که مبتنی بر علم طراحی و ساخته میشود، از ارزش جدا نیست و به همین دلیل قائل به «ارزشباری فناوری در مقام طراحی و ساخت» هستند. بر این اساس، اگرچه فناوری ابزار است، اما این ابزار برای تحقق هدف خاصی و مبتنی بر ارزشهای خاص طراحان آن طراحی و ساخته میشود و به همین دلیل فناوری ماهیتاً حامل ارزشهای اخلاقی و اجتماعی طراحان خویش است. به بیان فلسفی، فناوری ریشه در عقلانیت خاصی دارد و این عقلانیت ماهیت خاصی به فناوری میدهد و کاربران فناوری خواسته یا ناخواسته این عقلانیت را دریافت میکنند. این گروه متأثر از هایدگر، فناوری را «گشتل» یا قالبدهنده میدانند. از دید هربرت مارکوزه فناوری تهاجمی است و مانند مومی شکلپذیر در اختیار کاربر خود نیست، بلکه در عوض کاربر خود را برش داده و به قالب خاص فناوری درمیآورد. بر این اساس میتوان گفت، انسان پیش از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی با انسان پس از این فناوریها تفاوتهای جدی دارد. یعنی فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، انسان خاص خود را تولید میکنند.
بر اساس مقدمه فوق، میتوان گفت که اینستاگرام به عنوان یک فناوری، مبتنی بر عقلانیت و در نتیجه ارزشهای اخلاقی و اجتماعی خاصی طراحی و ساخته شده و طبیعی است که حضور در این شبکهها و استفاده از آن، کاربران را از عقلانیت و ارزشهای بهکاررفته در ساخت این شبکه متأثر میکند.
اینستاگرام نقش خاصی در مهندسی تمایلات و الگوی ادراکی کاربران ایرانی بر اساس ارزشهای فرهنگ سکولار غربی دارد. جالب است بدانیم که اینستاگرام در کنار فیسبوک و واتساپ، زیرمجموعه شرکت «متا» به سرکردگی مارک زاکربرگ یهودی-صهیونیستی است. هوش مصنوعی پشتیبان این الگوریتم، با شناخت دقیق ویژگیهای روانشناختی، هویتی، سبک زندگی و حتی شبکه ارتباطات و تعاملات تکتک کاربران ایرانی خود، در یک فرایند تدریجی، نظام تمایلات و نیز الگوی ادراکی آنها را دستکاری و متحول میکند. از حیث تمایلات، اینستاگرام به راحتی با جابهجایی شهید و جلاد در نظر کاربران ایرانی، حب و بغضهای آنان را دستخوش تغییرات بنیادی میکند. از حیث ادراکی نیز اینستاگرام با به تعطیلی کشاندن قوه خرد و عقلانیت کاربران، الگوی ادراکی آنان را «وهمپایه» میکند. یکی از دلایل شایعهپذیری گسترده در میان کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی غربی، همین تغییر الگوی ادراکی آنان است. افراد با الگوی ادراکی وهمپایه، نه حوصله و نه قدرت تفکر و نه حتی فرصت ارزیابی اخبار دریافتی را دارند. انسان وهمپایه واجد میزان بالایی از توهم و تحریکپذیری شدید هیجانی و در نتیجه آمادگی اقدامات مخرب بر ضد دیگران و حتی خود است.
به جرأت میتوان گفت، طراحان اینستاگرام پروژهای را در مقابل طرح کلی انبیای الهی طراحی و اجرا کردهاند. در نگاه قرآن، فلسفه ارسال رسولان الهی، گشودن غل و زنجیرهای افکار جاهلی و وهمی از پای عقل و فطرت انسانها و عقلپایه کردن الگوی ادراکی آنهاست. به این معنا که انبیای الهی با فعال کردن عقل انسان، او را به اندیشیدن در فلسفه خلقت خود یعنی این که از کجاست؟ در کجاست؟ و به کجاست؟ فراخواندهاند تا انسان با عقال و زانوبند عقل، پای خیال و وهم و غضب و شهوت را ببندند و مانع سرکشی آنها شود. در مقابلِ طرح انبیا، که مبتنی بر «نظر» یا نگاه بازاندیشانه و متأملانه و معطوف به حقیقتیابی به عالم است، اینستاگرام به عنوان یک فناوری تصویرپایه، کاربر را به «تفرج» یعنی نگاه سطحی، تماشاگرانه و مصرفی به ظاهر امور سوق میدهد.
با الهام از طه عبدالرحمن، میتوان گفت اینستاگرام «دیدن» را به «تماشا» تبدیل میکند. یعنی انسان به جای آن که ببیند تا بفهمد، تماشا میکند تا لذت ببرد. از نگاه عبدالرحمن، تفرج و تماشاگری صرفاً یک رفتار فرهنگی نیست، بلکه «بیماری روح» انسان مدرن است. تماشاگری به معنای زیستن در جهانی است که در آن، واقعیتها به اندازه تصاویر و نمایشها معنا ندارند. انسان اینستاگرامی در برابر جهان نمیایستد تا در آن بیندیشد، بلکه صرفاً به تماشای بیپایان تصاویر، رخدادها و شگفتیهای ساخته خود مشغول است. «انسان اینستاگرامی همه چیز را میبیند، اما هیچ چیز را زندگی نمیکند». انسان اینستاگرامی چون در واقعیت بیرونی حضور ندارد، حقیقت را از مسیر تفکر یا تجربه زیسته کشف نمیکند، بلکه از طریق تصویر دریافت میکند. در اینستاگرام تصویر جایگزین حضور میشود و به همین دلیل کاربر اینستاگرام زندگی را نه در زیستن که در دیدن تجربه میکند. افزون بر این، کاربران اینستاگرامی از طریق بمباران اطلاعاتی و غرق شدن در سیلابی سهمگین از اطلاعات مرتبط و نامرتبط اما جهتدار درباره موضوعات مختلف، در معرض شدیدترین و گستردهترین سانسور اطلاعاتی و مهندسی ذهنی و عاطفی قرار میگیرند.
عبدالرحمن استدلال میکند که فراوانی تصاویر و وابستگی ادراک به رسانهها موجب تضعیف قوای شناختی و روحی انسان و بروز آسیبهایی مانند «کاهش تمرکز» و «سطحی شدن فهم» میشود. همچنین به دلیل حضور مداوم در میدان تماشا و تصویر، مرز میان امر خصوصی و امر عمومی از میان برداشته شده و باعث «زوال حس حیاء» در کاربر میشود. تداوم این وضعیت، نوعی «تخدیر ادراک» ایجاد میکند؛ به این معنا که «انسان میبیند ولی نمیفهمد، میداند ولی احساس نمیکند».
بر اساس آنچه گفته شد، کاربر اینستاگرامیِ تماشاگر، پرسهزن، واجد الگوی ادراکی متوهمانه و فاقد تفکر انتقادی و بازاندیشانه، کافی است مدت زمان خاصی را در معرض تصاویر و محتواهای مهندسیشده و جهتدارِ سیاهنمایانه از جمهوری اسلامی و سفیدشویانه از دوران پهلوی قرار گیرد؛ به دلیل تخدیر ادراکی و وهمپایه بودن الگوی فهم، این کاربر به بشکهای از باروت با قابلیت اشتعال و انفجار عظیم تبدیل میشود و جز به حذف و نابودی جبهه مقابل خود راضی نمیشود. این کاربران متوهم و فاقد قدرت تأمل، به راحتی توسط الگوریتم اینستاگرام راهبری شده و به زامبیهایی بیمنطق و رباتهایی قاتل مبدل میشوند که نهتنها استدلالی بر درستی مواضعشان ندارند، بلکه حتی حوصله گفتوگو کردن و اقامه استدلال را نیز ندارند و به همین دلیل پیشاپیش دور گفتوگوی منطقی را خط کشیده و تنها از طریق سلاح سرد و گرم حرف خود را به کرسی مینشانند.
امروزه کشورهای مستقل جهان، با شناخت آثار مخرب هویتی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی فضای مجازی، با تأسیس و تقویت شبکه ملی اطلاعات، سررشته حکمرانی فضای مجازی خویش را در اختیار گرفتهاند. کشور چین با فیلتر کردن شبکههای اجتماعی غربی مانند تلگرام، واتساپ، اینستاگرام و حتی موتور جستوجوی گوگل، شبکههای اجتماعی ملی مانند ویچت، تیکتاک و موتور جستوجوی بایدو را جایگزین آنها کرده است. برخورد آمریکا با مدیر تیکتاک و بازجویی آشکار او در مقابل رسانههای دنیا، نشان از حیاتی بودن حکمرانی داخلی فضای مجازی دارد.
متأسفانه کمکاریهای دوران طلایی دهه 90 در بومیسازی ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری حکمرانی فضای مجازی و تقویت زیرساختهای شبکه ملی اطلاعات بهویژه در حمایت از موتور جستوجوی ملی، ضربات سهمگین اقتصادی، سیاسی و امنیتی را بر پیکر کشور ما وارد کرده و جانهای شریفی را از ملت ایران گرفته است. آسیبهای فرهنگی و بحرانهای هویتی و ناهنجاریهای حوزه سبک زندگی، بسی بیشتر و ماندگارتر از سایر آسیبهاست. تحولات روزهای اخیر نشان داد که دوران مماشات با وادادههای غربگرا و ترولهای هوچیگرِ مانع استقرار شبکه ملی اطلاعات سپری شده است. امروزه قائل بودن به شعار «آزادی دسترسی همگان به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی» معادل قائل بودن به «آزادی دسترسی همگان به مواد مخدر» است.
اینستاگرام «تخدیرگر افکار» و «مهندسیکننده نظام تمایلات» کاربران است و باز کردن آن به معنای گشودن قلاده سگ هار و انداختن آنها به جان فرهنگ و هویت انسان ایرانی است. البته تلگرام نیز به عنوان تکمیلکننده پروژه اینستاگرام، عرصهای نسبتاً امن برای شبکهسازی و سازماندهی تخریبگران در کف خیابان است. به نظر میرسد باز کردن مجدد اینستاگرام و تلگرام به اسم و بهانه آزادی، زمینه را برای شورشهای مخربتر بعدی فراهم خواهد کرد. باید تصمیمی قاطع گرفت و با حمایت از شبکههای اجتماعی ایرانی (ایتا، بله، روبیکا و…) و موتور جستوجوی ملی، افزون بر ایجاد زیرساخت امن برای ارتباطات ملی، برای همیشه کاربر ایرانی را از قتلگاه هویتی و تاریخی سکوهای صهیونیستی نجات داد. البته تعامل با کشورهای اسلامی و کشورهای همپیمان و غیراستعمارگر شرقی نیز میتواند بستر امن ارتباطات و تعاملات جهانی انسان ایرانی را فراهم کند.




