بازگشتی چنین آرزویم نبود!

نقد فیلم‌های روز هفتم جشنواره فجر/فیلم«پل»

حمیدرضا رنجبرزاده| قبل از تماشای «پل»، امیدوار بودم محمد عسگری از فضای تکنیک‌زده و مملو از شعار فیلم «آسمان غرب» فاصله گرفته باشد و به همان چیزی نزدیک شود که در بخش‌هایی از فیلم قبلی‌اش، «اتاقک گلی» نشان داده بود در ساختن و پرداختن آن توانمند است: روابط عاطفی انسان‌ها. با دیدن آغاز «پل»، بارقه‌هایی از این بازگشت قابل مشاهده بود اما اثر هر جلوتر رفت، چراغ این امید کم‌سو و کم‌سوتر شد و نهایتاً، در خاموشی کامل فرو رفت!

اصلی‌ترین مشکل فیلم، این است که نمی‌داند محور داستانش چیست. قطار فیلم‌نامه مدام ریل عوض می‌کند و مسئله‌ی کاراکتر موسی، دستخوش تغییر می‌شود؛ ابتدا می‌خواهد به جنوب برود تا مصطفی برادرش را پیدا کند، بعد مسئله‌ی نوزادی پیش می‌آید که درون یک قایق پیدا می‌شود، بعد پای یک خانواده‌ی مهاجر عراقی به داستان باز می‌شود و قضیه‌ی صالح پیش می‌آید و موسی باید علاوه بر برادر خود، صالح را هم بیابد. تغییر پیاپی محور داستان بدون اینکه فیلمنامه بتواند به‌درستی آن‌ها را بپرورد، علاوه بر اینکه پلات را از رسیدن به عمق و شخصیت‌پردازی باز می‌دارد، مخاطب را نیز دچار عدم تمرکز می‌کند.

از سوی دیگر، فضای روایت بسیار احساس‌زده و صد البته ناموفق است. همانند بسیاری از فیلم‌های به‌ظاهر کمدی این سال‌ها که نقطه‌گذاری‌های آشکاری برای گرفتن خنده از تماشاگر دارند و عمومأ هم در این وظیفه‌ی حداقلی خود ناکام می‌مانند، «پل» نیز نقطه‌گذاری می‌کند برای برانگیختن احساسات تماشاگر و متأثر کردن او؛ اما طبیعی‌ست که وقتی بیننده ارتباطی با پلات چندپاره‌ی فیلم و شخصیت‌های بی‌بُعد آن ندارد، به‌جای منقلب شدن، حوصله‌اش سر می‌رود.

اگر پیرنگ «پل» به‌جای این پرش‌های مهلک، یکی از خط‌های داستانی‌اش را سفت می‌چسبید، با آن پیش می‌رفت، انگیزه‌ها را پرورش می‌داد و شخصیت اصلی‌اش را در نسبت با آن به بلوغ و تکامل شخصیتی می‌رساند، وضعیت بسیار بهتری می‌داشت؛ اما در وضعیت فعلی، نه نوزاد و سرانجام غیرمنطقی‌اش، نه شهادت سه دوستی که در جبهه همراه موسی بودند و نه پیدا شدن پیکر صالح، هیچ‌کدام اتفاقی را در بیننده رقم نمی‌زنند. به بیان دیگر، با این نوع نگاه و چنین الگویی در نوشتن فیلمنامه، این شاخ و برگ‌های اضافی می‌توانند تا ابد ادامه یابند و یک سریال هزار قسمتی از ماجراهای موسی در جبهه تولید شود. تنها مشکل این است که کسی این هزار اپیزود را تماشا نخواهد کرد!

البته در کنار این موارد، محمد عسگری در «پل» تلاش وافری می‌کند تا یک تلمیح تصویری از ماجرای حضرت موسی (ع) نیز در تار و پود داستانش بگنجاند که اولاً خیلی رو بازی می‌کند، مخاطب به‌راحتی دستش را می‌خواند و بیش از پیش از جهان قصه فاصله می‌گیرد و دوماً روند پلات، در برخی قسمت‌ها به‌وضوح و به‌زور مهندسی‌شده تا این تلمیح به داستان تحمیل شود که این مورد هم ضربه‌ی دیگری را بر تن رنجور و زخمی منطق داستانی «پل» وارد می‌کند. حیف…/نوبنیاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا