یک غافلگیری لحظه آخری، دردی را دوا نمی‌کند!

نقد فیلم‌های روز ششم جشنواره فجر/فیلم«بیلبورد»

محمدسجاد حمیدیه|فیلم «بیلبورد» کاملا متکی بر غافلگیری لحظه آخری خود است. تا پیش از سکانس پایانی، منطق فیلم کاملا مبهم است و موقعیت‌ها اصلا باورپذیر نیستند. فردی ناشناس با یک بازیگر زن مشهور سینما تماس گرفته است و با گروگان گرفتن دخترش، او را مجبور به انجام کارهای عجیبی می‌کند.

در این روند، موقعیت‌هایی پیش می‌آیند که اصلا برای تماشاگر منطقی جلوه نمی‌کنند. برای مثال، می‌بینیم که در هر لحظه و هر مکان، چه در میان خیابان باشد و چه در یک خانه متروک، فرد پشت تلفن طوری با زن صحبت می‌کند و به او دستور می‌دهد که گویی در تمام مدت دارد زن را می‌بیند.

البته در این میان ناگهان در یک موقعیت، زن می‌تواند با خواهر خود صحبت کند و این مکالمه با وجود آن‌که در مکان مخفی‌ای اتفاق نمی‌افتد، از چشم گروگان‌گیر دور می‌ماند. اصلا معلوم نیست میزان اشراف گروگان‌گیر به زن چقدر است. در چه مواقعی او می‌تواند زن را ببیند و در چه مواقعی به زن اشراف ندارد؟ در این روند، نشانه‌هایی داده می‌شود که گروگان‌گیر می‌خواهد از این ماجرا فیلم بسازد و برای این منظور، دوربین‌هایی در برخی نقاط، مانند ماشین و خانه جاگذاری کرده است.

اما چطور در یک کوچه تنگ یا در یک میدان شلوغ هم او همچنان این اشراف را به زن دارد و اگر قرار است که بر تمام مسیر حرکت زن کنترل داشته باشد، چطور در جلوی خانه‌ی متروک، زن می‌تواند از خواهرش بخواهد که با پلیس تماس بگیرد و گروگان‌گیر به این کار اعتراضی نمی‌کند؟

مساله بعدی این است که گروگان‌گیر اطلاعاتی جزئی از شخصیت زن و خصوصا دوران کودکی او دارد که معلوم نیست از کجا آورده است. تنها احتمال این است که گروگان‌گیر همان شوهرش باشد اما جلوتر مشخص می‌شود که شوهرش گروگان‌گیر نیست.

اما جدی‌تر از این ایرادات منطقی، مساله این است که تماشاگر انگیزه گروگان‌گیری را به‌درستی نمی‌داند. صرفا کدهایی داده می‌شود که مردِ گروگان‌گیر، درپی گرفتن انتقام از زن به دلیل رفتارهای بد گذشته‌ی او و سوءاستفاده‌اش از شهرت است. اما نمی‌دانیم که گروگان‌گیر اصلا چه کاری با رفتارهای زن دارد و چرا به‌دنبال انتقام‌گرفتن از او است.

با این وضعیت تماشاگر نمی‌تواند وارد جهان فیلم شود و خیلی زود ارتباطش با فیلم قطع می‌شود. اما در انتها فیلم برای حل این مجهولات مجبور به تقلب می‌شود. تا این لحظه، فیلم هیچ اطلاعاتی درباره اینکه زن رابطه دیگری جز با شوهرش داشته است به تماشاگر نمی‌دهد. اما ناگهان یک شخصیت کاملا جدید وارد فیلمنامه می‌شود و آن هم مردی است که پیش از شوهرِ زن، با او در رابطه بوده است.

گروگان‌گیر، همین مرد است که تصمیم گرفته با وارد کردن زن در این ماجرا، یک فیلم «واقعی» بسازد. فیلم‌ساز می‌خواهد تمام آن حفره‌ها را با این غافلگیری پر کند. اما وقتی تماشاگر از ابتدا، از نظر حسی با فیلم درگیر نشده است، یک غافلگیریِ لحظه آخری دردی را دوا نمی‌کند./نوبنیاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 9 =

دکمه بازگشت به بالا