بیخود و بیجهت
نقد فیلمهای روز هشتم جشنواره فجر/فیلم«زندگی کوچک کوچک»

ایمان عظیمی| «زندگی کوچک کوچک» با وجود آنکه اثر بسیار کمخرجی بهنظر میرسد، قابل تحمل نیست و بدون شک هر جنبندهای را از در سالن سینما -اگر فرصت اکران پیدا کندـ میتاراند. اما اگر خیال میکنید که این کارگردان دست از سر سینما برمیدارد سخت در اشتباهید، چون بزرگترین پشتیبانش، یعنی پدرش نمیگذارد که کارگردان «دست تنها» احساس تنهایی کند و فیلم دلخواهش را نسازد! آثاری که در بهترین حالت شاید فقط چند ده هزار نفر را به سمت سالنهای سینما جلب کنند که آنها نیز مشخص نیست پس از تماشای فیلمی از امیرحسین ثقفی با دیدن و شنیدن نامش در آینده علاقهای به خرید بلیت کارهای او داشته باشند یا خیر.
در ادامه جریانشناسی سینمای ایران باید بخشی را هم به آثاری که خانوادگی تولید میشوند اختصاص دهیم. تولید در سینمای ما نهتنها در ید آثار ارگانی-خصولتی و همینطور سرمایهگذاران مسئلهدار است، بلکه بخش خانوادگی و رفاقتی را هم شامل میشود. این طیف پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هم در سینمای فارسی حضور داشتند، اما پس از انقلاب بود که قدرتشان اضافه شد و توانستند سهمی از کیک اکران را به خودشان اختصاص دهند.
از «علیرضا داوودنژاد» حرفهای گرفته تا دیگران برای آنکه بتوانند به حیات خویش در اقتصاد نیمبند سینما ادامه دهند هزینههای ساخت فیلم را با استفاده از عوامل خانوادگی -چه پشت و چه جلوی دوربین- پایین میآوردند. بهجز مورد خاص داوودنژاد باقی نمونهها در اغلب موارد چه از حیث تجاری و چه از نظر هنری به آورده خاص و مهمی دست نیافتند ولی به دلیل بهرهمندی از یاری بیدریغ بستگان و آشنایان حضوری کموبیش همیشگی را در این حوزه تجربه کردند. یکی از این افراد «امیرحسین ثقفی» است. او فرزند «علیاکبرثقفی» تهیهکننده و کارگردان قدیمی آثار بهغایت عامهپسند فارسی است که در این سالها برخلاف کیفیت فیلمهایش پرکارتر از گذشته شده است.
جدیدترین فیلم او، یعنی «زندگی کوچک کوچک» با وجود آنکه اثر بسیار کمخرجی بهنظر میرسد، قابل تحمل نیست و بدون شک هر جنبندهای را از در سالن سینما -اگر فرصت اکران پیدا کندـ میتاراند. اما اگر خیال میکنید که این کارگردان دست از سر سینما برمیدارد سخت در اشتباهید، چون بزرگترین پشتیبانش، یعنی پدرش نمیگذارد که کارگردان «دست تنها» احساس تنهایی کند و فیلم دلخواهش را نسازد! آثاری که در بهترین حالت شاید فقط چند ده هزار نفر را به سمت سالنهای سینما جلب کنند که آنها نیز مشخص نیست پس از تماشای فیلمی از امیرحسین ثقفی با دیدن و شنیدن نامش در آینده علاقهای به خرید بلیت کارهای او داشته باشند یا خیر.
القصه اینکه اگر اعضای خانواده شما در کار سینما هستند و فکر میکنید که بدون حسابوکتاب سرمایهای را برای ورود به سینما و ادامه دادن آن در اختیارتان قرار میدهند امتحان کردن عرصه کارگردانی سینما بههیچوجه گزینه بدی نیست. البته نباید از بیان این نکته غافل شد که امیرحسین ثقفی در دو فیلم اولش، یعنی «مرگ کسبوکار من است» و «همهچیز برای فروش» رگههایی از یک سینماگر جوان و بااستعداد را از خود نشان داد ولی هرچه جلوتر رفت به تکرار ایدههای پیشین رسید و فقط به پشتوانه پدرش توانست همچنان در این مسیر دوام آورده و روزبهروز سینمایش شخصی و خصوصیتر شود. هرقدر دست تنها کپی از دو فیلم اول ثقفی است، «زندگی کوچک کوچک» تکرار «مردی که اسب شد است».
فیلم براساس یک ایده جشنوارهای در سالهای دهه نَوَد میلادی شکل گرفته و جز قاببندیهای شکیل هیچ چیز ندارد و حتی در برخی لحظات هم از فرط بلاهت از مخاطبش خنده طلب میکند. «بیابان»، «کوره آجرپزی»، حضور همیشگی «محمود نظرعلیان»، «خانهای که بیشتر به بیغوله میماند» و… نشان میدهد که زندگی کوچک کوچک، هدف سازندهاش مبنیبر دفع نگاه مخاطب را با موفقیت به ثمر رسانده، بهطوریکه هیچ هدف دیگری پس و پشت ساخت آن وجود نداشته است.
زیباییشناسی چرک و آلوده این فیلم ضد سینمای روایی و ژانری است که طبیعتاً این مسئله ایرادی برای آن تلقی نمیشود، مسئله اما از آنجا بیخ پیدا میکند که فیلمساز در زدودن دنیای نمادین از جهان فیلم هم هیچ بداعت و خلاقیتی در کارش به خرج نمیدهد. امیرحسین ثقفی یک استعداد هدرشده در سینمای ایران است که فیلم به فیلم پسرفت میکند اما از کارش کناره نمیگیرد، چون حاشیه امن دارد./نوبنیاد




