وقتکشی با داستانهای کماهمیت
نقد فیلمهای روز هشتم جشنواره فجر/فیلم«جانشین»

محمدسجاد حمیدیه|«جانشین» از آثار تولید شده توسط روایت فتح است که در جشنواره حضور دارد. در کنار «مارون»، دیگر نماینده روایت فتح در جشنواره، این فیلم هم از جمله آثار ناموفقی است که انتظارات تماشاگران برآورده نمیکند.
در ابتدای فیلم، صحبت از یک عملیات مهم برای تصرف شهر ماووت در کردستان عراق میشود. تصرف این شهر برای قطع ارتباط میان نیروهای عراقی و جلوگیری از عملیات بزرگی که مورد انتظار است، حیاتی میباشد. با این هدفگذاری، این انتظار برای تماشاگر ایجاد میشود که روند آمادهسازی و انجام این عملیات راهبردی، در طول فیلم روایت شود. اما خیلی زود مساله عملیات فراموش میشود و فیلم بهسراغ خردهروایتهای فرعی و کماهمیت خود میرود؛ خردهروایتهایی که گویی بیشتر برای پرکردن زمان فیلم در فیلمنامه قرار داده شدهاند.
اولین مساله، شک مسعود، مامور اطلاعاتی، به منافق بودن یکی از رزمندهها به نام ناصر است. دلیل این شک این است که خاله و خواهر ناصر جذب سازمان مجاهدین خلق شدهاند و حتی در یک عملیات علیه منافقین، ناصر اجازه میدهد خواهرش از صحنه فرار کند. این فرایند طوری روایت شده است که تماشاگر این شک را منطقی میداند؛ اما کارگردان با پرداختش مسعود را بابت این شک محکوم میکند و او را در جایگاه «مسئول بد» که از مولفهها و کلیشههای ژانر دفاع مقدس است قرار میدهد. خردهداستان دیگری که بر سر راه روایت قرار گرفته، فراموشیگرفتن حسین املاکی است. این فصل از فیلم بسیار کشدار و کند است و فیلم را از ریتم میاندازد.
همچنین در این فصل، ضعف در اجرا، خصوصا در زمینه بازیگری مشهود است؛ بهنحوی که این حس به تماشاگر منتقل میشود که حسین درواقع فراموشی نگرفته و انگار صرفا قهر کرده است! بازگشت حافظه او هم منطق خاصی ندارد. همچنین، او در سکانس رودخانه، صرفا لحظه حادثهاش را به یاد میآورد؛ اما فیلمساز مفروض میگیرد که حسین با به یاد آوردن همان واقعه، تمام حافظه خود را دوباره بهدست آورده است و در سکانس بعدی میبینیم که او دارد درباره جزئیات عملیات صحبت میکند. بههرحال روایتکردن این دو خردهداستان، آنقدر موضوع عملیات را به تعویق میاندازند که فیلم کشش خود را از دست میدهد.
اختتامیه فیلم نیز چندان انتظارات را برآورده نمیکند. صحنههای جنگ بهگونهای ساخته شدهاند که تنش لازم به تماشاگر منتقل نمیشود. شخصیتها در شرایط جنگی طوری با هم صحبت میکنند که انگار در خانه خود هستند؛ مثلا جملاتی که حسین پشت بیسیم برای تشکر از حاج قاسم میگوید، جملاتی نیستند که در شرایط جنگی پشت بیسیم گفته شوند. همچنین سکانس جنگ، یک داستان مشخص کامل ندارد. درواقع سکانس جنگ عموما در یکسری اکتهای مستقل، مثل تیراندازی یا نجاتدادن یک رزمندهی مجروح خلاصه میشود. معلوم نیست هرکدام از این اکتها با چه هدفی انجام میشود و چه تاثیری در پیروزی دارد.
مجموعا «جانشین» توفیق چندانی در ارائه روایتی از جنگ و پرداخت عمیق به شخصیت شهید حسین املاکی ندارد. این فیلم هرچند از «مارون»، دیگر نماینده روایت فتح در جشنواره تا اینجا، حرفهایتر ساخته شده است، اما باز هم یک تلاش هدررفته در ژانر دفاع مقدس محسوب میشود./نوبنیاد



