غرق‌شدن کاظم دانشی در سانتیمانتالیسم

نقد فیلم‌های روز دهم جشنواره فجر/ فیلم «اردوبهشت»

محمدسجاد حمیدیه| هرچه مسیر حرفه‌ای کاظم دانشی جلوتر می‌رود، نشانه‌های فاصله گرفتن او از قصه‌گویی پررنگ‌تر می‌شود و جای آن را گرایشی آشکار به «روضه‌خوانی» می‌گیرد. «اردوبهشت»، فیلمی که دانشی فیلمنامه‌اش را به‌صورت مشترک با محمد داودی نوشته، ادامه همین روند است؛ فیلمی که به حادثه غرق‌شدن دختران در دریاچه پارک شهر می‌پردازد، اما بیش از آن‌که بخواهد روایتی سینمایی از یک واقعه تلخ ارائه دهد، در فضای سوگواری بی‌پایان خود متوقف می‌ماند.

در آغاز فیلم، پیش از رخ دادن حادثه اصلی، شخصیت‌ها پرداخت قابل توجهی ندارند. می‌فهمیم شاه‌مهدی با بازی حامد بهداد از همسرش افسانه با بازی ستاره پسیانی جدا شده، بی‌آنکه دلیل این جدایی روشن شود. نیلوفر، دختر آن‌ها نیز صرفاً در قالب تیپ یک نوجوان بازیگوش معرفی می‌شود.

حادثه غرق‌شدن قایق در فیلم به‌صورت مستقیم نشان داده نمی‌شود و تنها بازتابی مبهم از واژگونی قایق در شیشه یک مغازه دیده می‌شود. این امر به باورپذیری لطمه می‌زند، چراکه با دیدن کوچکی دریاچه پارک شهر، غرق‌شدن چند دختر و حتی یک مرد بزرگسال دشوار به نظر می‌رسد. نمایش مستقیم حادثه می‌توانست آن را باورپذیرتر کند.

پس از این حادثه، فیلم وارد مسیر فرساینده‌ای از سوگواری می‌شود. تا حوالی دقیقه هفتاد از زمان بسیار طولانی ۱۳۵ دقیقه‌ای اثر، بخش عمده روایت به گریه‌های خانواده‌ها، جست‌وجوها برای یافتن نیلوفر و برگزاری مراسم خاکسپاری او می‌گذرد. موسیقی غم‌بار، که در بسیاری از صحنه‌ها هیچ تناسبی با موقعیت ندارد، به‌طور مداوم برای تشدید حس سانتیمانتال فضا به کار گرفته می‌شود؛ تا جایی که حتی در یک دعوای زن و شوهری نیز نوای حزن‌انگیز نی شنیده می‌شود.

بالاخره بعد از این فرایند طولانی، نویسندگان راضی می‌شوند قصه را شروع کنند. شاه‌مهدی بر این باور است که سهل‌انگاری‌های درمانی در مرگ دخترش نقش داشته و برای اثبات این موضوع راهی دادگاه می‌شود. اما در این بخش هم فیلمنامه در توضیح دقیق ماجرا دچار لکنت است؛ به‌گونه‌ای که تماشاگر تا اواخر فیلم درک روشنی از میزان خطاها یا نقش احتمالی فساد اداری در حادثه پیدا نمی‌کند. از سوی دیگر، تلاش مسئولان برای سد کردن مسیر شاه‌مهدی نیز منطقی نیست. برای نمونه، ادعا می‌شود که انتشار خبر قطع‌شدن پای نیلوفر می‌توانست موجب اغتشاش شود و به همین دلیل از تحویل جنازه و برگزاری مراسم تشییع جلوگیری شده است؛ دلیلی که قانع‌کننده به‌نظر نمی‌رسد.

در نهایت، نزدیک به پایان فیلم، شاه‌مهدی در قالب یک مونولوگ دادگاهی -که حامد بهداد آن را نسبتاً قابل قبول اجرا کرده- تمام ابعاد پنهان ماجرا و کوتاهی‌های مسئولان را شرح می‌دهد. قرار است این تک‌گویی دیرهنگام، تمام خلاهای پیشین را پر کند؛ از چرایی سماجت شاه‌مهدی گرفته تا انگیزه مخفی‌کاری مسئولان. اما مشکل آنجاست که تماشاگر بیش از صد دقیقه با همین حفره‌های روایی همراه بوده و یک مونولوگ لحظه آخری نمی‌تواند کسل‌کننده‌بودن روند کلی فیلم را جبران کند. چرا این حجم از اطلاعات باید صرفاً در قالب یک سخنرانی فشرده ارائه شود، در حالی که نمایش تدریجی مسیر کشف حقیقت می‌توانست جذابیت درام را چند برابر کند؟

در مجموع، «اردوبهشت» نه در بازسازی مستندگونه واقعه غرق‌شدن دختران موفق است و نه در خلق شخصیت‌هایی عمیق یا فضاسازی احساسی موثر. فیلم عملاً سوژه‌ای ملتهب و جذاب خود را از دست می‌دهد و آن را در مسیری فرساینده و کم‌کشش هدر می‌دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =

دکمه بازگشت به بالا