احترام به قانون؛ چرا برای مهمان ممکن است، برای میزبان نه؟

سعید قاسمی|در روزهای اخیر حضور یک بازیگر زن عرب در جشنواره فیلم فجر و نوع پوشش او، بیش از خودِ جشنواره خبرساز شد. سلاف فواخرجی در مدت حضورش در ایران، مطابق قوانین جمهوری اسلامی و عرف رسمی کشور ظاهر شد؛ موضوعی که برای برخی جریانهای رسانهای بیرون از ایران قابل هضم نبود. اما واکنش او پس از بازگشت، ماجرا را معنادارتر کرد.
فواخرجی نه عذرخواهی کرد و نه تلاش کرد رفتار خود را توجیه کند. صریح و روشن گفت احترام به قانون کشور میزبان، هیچ تعارضی با آزادی ندارد. او تأکید کرد همانطور که در هر کشوری ضوابط فرهنگی و قانونی آن جامعه را رعایت میکند، در ایران نیز همین مسیر را رفته است. از نگاه او، انتخاب برای احترام گذاشتن به قانون، نشانه ضعف نیست؛ نشانه فهم متقابل و بلوغ اجتماعی است.
این موضع، یک نکته ساده اما مهم را یادآوری میکند: آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد. کسی که آزادانه تصمیم میگیرد به قواعد یک جامعه احترام بگذارد، در حقیقت به اصل همزیستی مدنی احترام گذاشته است.
حالا این رفتار را مقایسه کنید با عملکرد برخی چهرههای داخلی. کسانی که اعتبار و شهرتشان را در همین کشور به دست آوردهاند، اما در بزنگاهها با کشف حجاب علنی یا رفتارهای هنجارشکنانه، عملاً قانون را نادیده میگیرند. عجیبتر آنکه این قانونگریزی نهتنها هزینه جدی برایشان ندارد، بلکه گاه تبدیل به سکوی پرتاب رسانهای میشود و برایشان سرمایه تازه میسازد.
پرسش روشن است: چرا یک هنرمند خارجی که هیچ تعهدی به ساختار داخلی ایران ندارد، قانون را رعایت میکند و حتی بیرون از مرزها از تصمیم خود دفاع میکند؛ اما برخی سلبریتیهای داخلی عبور از قانون را امتیاز تلقی میکنند؟
احترام به قانون، حداقلِ نظم اجتماعی است. اگر چهرههای اثرگذار جامعه خودشان مرز قانون را مخدوش کنند، اعتماد عمومی آسیب میبیند. انتخاب آن بازیگر غیرایرانی شاید ساده به نظر برسد، اما در دل خود یک پیام روشن داشت: قانونمداری عقبماندگی نیست؛ شرط بقای جامعه است.




