مسیر بهشت از آمریکا نمیگذرد

ایمان عظیمی| یکی از چالشهای اساسی تلویزیون برای جذب مخاطب در ایام مناسبتی نظیر ماه مبارک رمضان، عید نوروز و باقی رویدادها، ساخت بزنامههای سرگرمکننده برای مخاطب است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی بهعنوان یکی از معدود آلترناتیوهای باقیمانده در برابر خصم آمریکا و غرب در حال حاضر تبدیل به رسانهای واکنشی شده و بیشتر برنامههایش در جهت رسمیت دادن به نگاهی که آمریکایی فکر و عمل میکند دستهبندی میشود.
مشکل این رویه آن است که نمیتوان آمریکا را بهدرستی دشمن این خاک لقب داد، اما بهمنظور سرگرم کردن طیفی که چندان علاقهای به عبارت عظیم و نامیرای «ایران اسلامی» ندارد و پشت ساختارهای غربی پنهان میشود به راهی که یانکیجماعت مشخص کرده رفت و محتوای خود را درون ظرف هالیوودی و آمریکایی ریخت؛ این نهتنها نقض غرض محسوب میشود، بلکه ذهن محاسبهگر این بخش از مخاطبان را به کار میاندازد که تماشای نمونه ایرانی این برنامهها وقت تلف کردن است و باید به دنبال اصل جنس رفت.
در واقع تولید برنامه با هدف «سرگرمی» و «پُر کردن وقت» گرچه ممکن است در نگاه نخست مورد ستایش هم قرار بگیرد، اما در ادامه با هدف قرار دادن فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی بیشتر محتواهای بومی را به حاشیه بُرده و کمکم حذف میکند.
ساخت و تولید کارهایی مانند «کاپیتان»، «عصر جدید»، «هزارداستان» و… با یک ذهن آمریکایی و غربی نهتنها گرهی از مشکلات صداوسیما در جذب نگاه مردم باز نمیکند، بلکه هر دو طیف مخاطبان را در اوقات شرعی ماه مبارک از نزدیک شدن به سمت تلویزیون بازمیدارد.
به بیان دیگر، اگر اصل خدا و دینش باشد و برنامهساز به نیت قربة الی الله کار کند، مخاطب از پس تماشای محتوای موردنظر سرگرم هم میشود و لازم نیست تا مضمون موردنظر خویش را در ظرف دیگری بریزیم.
برای نمونه برنامه قرآنی «محفل» نمونهای موفق در میان پروژههای ناموفق این سالها به حساب میآید. محتوای این کار لزوما بهمنظور جذب نگاه خیره بیننده تلویزیونی شکل نگرفته، اما اعجاز قرآن آنقدر همهگیر است که میتواند تمام انتظارات مردم از تماشای تلویزیون را برآورده کرده و تبدیل به معیاری همیشگی برای باقی برنامههای رسانه ملی شود.




