عناوین اول و دوم «مدرسه عجیب و غریبتر» چاپ شدند

ترجمه کتابهای اول و دوم مجموعه «مدرسه عجیب و غریبتر» نوشته دَن گاتمن توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شدند.
کتابهای اول و دوم مجموعه «مدرسه عجیب و غریبتر» نوشته دَن گاتمن بهتازگی با ترجمه محبوبه نجفخانی توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شدهاند. کتابهای اینمجموعه در قالب عناوین «کتابهای فندق» واحد کودک و نوجوان اینناشر چاپ میشوند.
دن گاتمن نویسنده اینمجموعه متولد سال ۱۹۵۵ در نیویورک است. او فارغالتحصیل روانشناسی است و پیش از نویسندگی برای بچهها، به نوشتن کتاب ورزشی برای بزرگترها، انتشار مجله و کارهایی از این دست پرداخت. اما همه کارها را کنار گذاشت و بهطور متمرکز به نوشتن داستانهای طنز برای کودکان و نوجوانان پرداخت.
او پیش از اینمجموعه، مجموعه دیگری با عنوان «مدرسه عجیب و غریب» داشت که نشر افق چندسال است ترجمه عناوینش را چاپ میکند. سال ۹۱ بود که سیزدهمین عنوان آنمجموعه با نام «خانم داگلاس راننده بیحواس» منتشر شد. تصویرگری کتابهای این مجموعه توسط جیم پایلوت انجام شدهاند. راوی داستانهای این مجموعه پسربچهای به اسم اِی. جِی است که از مدرسه خیلی بدش میآید. در مدرسه عجیب و غریب همه چیز درهم و برهم است. در این مدرسه، از یک طرف مدیر، معلمها، خانم کتابدار و راننده اتوبوس مدرسه با آنهایی که میشناسیم فرق دارند و از طرف دیگر دانشآموزان. ای. جی علاوه بر مدرسه، از دختری به اسم آندریا یانگ هم بدش میآید که همیشه خودش را برای معلمها لوس میکند. با اینحال، انگار مدیر و معلمها بیشتر با شیطنتهای ای. جی همراهی میکنند تا با شیرینکاریهای آندریا!
«مدرسه عجیب و غریبتر» مجموعه دیگری از دن گاتمن است که در آن، دوباره با ای.جی روبرو هستیم. او در «مدرسه عجیب و غریبتر» یککلاس سومی است؛ پسری شوخ، کنجکاو و کمی بدبین که نمادی از کودکان سرتق و بازیگوش و حقبهجانب که از مدرسه بدشان میآید. بچهها و بزرگترها قرار است در کتابهای اینمجموعه که برای مخاطبان گروه سنی ج نوشته شدهاند، با تجربهگرایی، تلاش برای حل مشکلات و احترام به طبیعت آشنا شوند. تصویرگری اینکتابها هم مثل «مدرسه عجیب و غریب» توسط جیم پایلوت انجام شده است.
اولینعنوان اینمجموعه، «خانم لَپرش زده به سرش» است که موضوع اصلیاش یکگردش علمی مدرسه است. بچههای کلاس سوم به باغوحش میروند و با خانم لپرش، نگهبان باغوحش، آشنا میشوند که عاشق حیوانها است. همه موجودات زنده برای او ارزشمند هستند و باور دارد حیوانها از انسانها باهوشترند. خانم لپرش قبول ندارد حیوانها باید در قفس زندانی باشند.
در ادامه یکاتفاق غیرمنتظره رخ میدهد و گردش علمی به هم میریزد. امیلی داخل محوطه نگهداری شیرها گیر میافتد و خانم لپرش، اِی. جِی و همکلاسیهایش باید او را نجات بدهند. سوال بچهها این است؛ آیا شیرها زبان آدمها را میفهمند؟ اگر امیلی خودش را به مُردن بزند، شیر بیخیال او میشود؟
«ما برنده میشویم!»، «دختر تازهوارد»، «خانم لپرش عجیب و غریب است»، «یار گردش علمی من»، «فیلی به اسم بینکی»، «لولو گوریله»، «حقیقتی درباره خانم لپرش»، «بهشت پنگوئنها»، «در جستوجوی امیلی»، «لیر شیر» و «پایان عجیب وغافلگیرکننده» عناوین فصلهای اینکتاب هستند.
کتاب دوم هم «آقای ساتکلیف مرد همهفن حریف!» است که در آن، مردی بهاسم آقای ساتکلیف در مرکز داستان قرار دارد. او مسئول فنآوری مدرسه است و هر دستگاهی را تعمیر میکند. همچنین میتواند دستگاههای جدید بسازد. دانشآموزان مدرسه الامنتری از آقای ساتکلیف خوششان میآید، چون همیشه کار راه بنداز است و با ایدههای معرکهاش کاربرد علم را در زندگی روزمره نشان میدهد.
در اینقصه، قرار است جشن پنجاهمین سال تأسیس مدرسه برگزار شود اما برق مدرسه قطع میشود و تاریکی همه را وحشتزده میکند. از طرف دیگر، خانم الا منتری بنیانگذار مدرسه هم غیب میشود و موقعیت غیرمنتظرهای شکل میگیرد. همه منتظر هنرنمایی و مشکلگشایی آقای ساتکلیفاند و میخواهند ببینند چه میکند. او با آرامش، خلاقیت و کمک گرفتن از دانشآموزان هم مشکل را حل، و هم دلیل قطع شدن برق را کشف میکند.
عناوین فصول اینکتاب هم به اینترتیب است: «مدرسه غارنشینها»، «شبِ معلمهای زنده»، «یک خر مهم»، «توی پوست گردو»، «اختراع آقای ساتکلیف»، «حقیقتی درباره آقای ساتکلیف»، «عجیبترین اتفاق کل تاریخ جهان»، «وحشت»، «گروه جستوجو»، «خرابکار»، «دلم نمیخواهد با تو بیستسوالی بازی کنم» و «سوپر سنجاب».
در قسمتی از اینکتاب میخوانیم:
چشمم به آقای دومانزه افتاد که داشت توی ردیف جلو با آقای ناوال حرف میزد. چندنفر دوربین بزرگ تلویزیون را اینطرف و آنطرف میبردند. هرچه چشم گرداندم، خانم الامنتری را جایی ندیدم.
هنوز ننشسته، خانمی که به عمرم ندیده بودمش، دستم را محکم گرفت. کلاهی به سر داشت که رویش نوشته شده بود «مطبوعات». آنخانم یک دفتر و خودکار درآورد و گفت: «اسم من لیلی است و برای روزنامه محلی پرسشگر کار میکنم. ما آخرین خبرها و رویدادها را توی روزنامهمان چاپ میکنیم. میشود از شما بچهها چندتا سوال کنم؟»
من و الکسیا همزمان جواب دادیم: «بله، البته.»
خانم لیلی پرسید: «اسمت چیه، پسرجان؟»
گفتم: «اسم من اِی.جی. است و از مدرسه خیلی بدم میآید.»
دو کتاب مورد اشاره با ۱۰۴ صفحه مصور، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲۵ هزار تومان منتشر شدهاند.
منبع: مهر