سروش محمدزاده: «عملیات مهندسی» را شبیه سریال‌های معمول تلویزیونی نساختیم/ مخاطب شکنجه‌ها را باید می‌دید

کارگردان سریال «عملیات مهندسی»:

سروش محمدزاده کارگردان سریال «عملیات مهندسی» درباره روند شکل‌گیری این پروژه، چالش‌های فضاسازی دهه شصت، انتخاب بازیگران و محدودیت‌های نمایش واقعیت در قاب تلویزیون گفت.

پگاه زارعی؛ سروش محمدزاده، کارگردان سینما و تلویزیون، پس از ساخت سریال «سوران»، با مجموعه‌ای تازه به تلویزیون بازگشته است. سریال «عملیات مهندسی» روایتی از یکی از وقایع مهم اما کمتر دیده‌شده تاریخ معاصر ایران است که با ساختاری متفاوت و نگاه ملودراماتیک تولید شده است. محمدزاده در این گفت‌وگو درباره روند شکل‌گیری این پروژه، چالش‌های فضاسازی دهه شصت، انتخاب بازیگران و محدودیت‌های نمایش واقعیت در قاب تلویزیون توضیح می‌دهد.

آخرین کار تلویزیونی که از شما دیدیم، سوران بود. این بار، سریال عملیات مهندسی را دیدیم که تقریباً هر دو در حوزه تاریخ معاصر قرار می‌گیرند. لطفاً درباره عملیات مهندسی برای ما توضیح دهید. این پروژه چگونه شکل گرفت؟ سفارشی بود یا ایده خودتان بود که ساخته شود؟

سریال «عملیات مهندسی» اولین بار توسط آقای محمدرضا شفیعی به من پیشنهاد شد؛ در قالب یک فیلمنامه سینمایی که آقای حسین تراب‌نژاد نوشته بودند. وقتی فیلمنامه را خواندم، نقاط ابهام زیادی برایم ایجاد شد. واقعاً برایم سؤال شد که این موضوع چیست و چه بوده، چون موضوعی بود که تا به حال درباره‌اش نشنیده بودم. با این‌که خودم در زمینه تاریخ معاصر، به‌ویژه تاریخ انقلاب ایران، مطالعه زیادی دارم، اما در این باره چیزی نشنیده بودم و برایم سؤال‌برانگیز شد.

در نتیجه رفتم و درباره آن مطالعه کردم، چند مستند دیدم و کمی تحقیق کردم. دیدم ظرفیت بسیار جذابی دارد. به آقای شفیعی گفتم: به‌نظر من این ظرفیت در قالب فیلم سینمایی حیف خواهد شد. ایشان گفتند: اتفاقاً آقای تراب‌نژاد این را در قالب یک نسخه سریالی هم نوشته‌اند؛ می‌خواهید آن را هم بخوانید؟

بعد که آن نسخه را خواندم، احساس کردم نسخه سریالی بسیار جذاب‌تر از نسخه سینمایی است. در نتیجه گفتم: اگر بخواهم پیشنهاد بدهم، می‌گویم نسخه سریالی را کار کنیم. ایشان هم مسیر خودشان را رفتند و با تلویزیون که پیش‌تر هم صحبت‌هایی کرده بودند، توافق کردند تا این نسخه سریالی ساخته شود.

وقتی فیلمنامه نهایی نوشته شد، تعداد قسمت‌ها به ۲۰ رسید تا بتوانیم هم موضوع را تبیین کنیم و هم برای مخاطبی که امروز هیچ اطلاعی از آن دوران ندارد، جذابیت داشته باشد. علاوه بر وجه تراژیک داستان ـ که بسیار غمبار و حتی گاه آزاردهنده است ـ سعی کردیم وجه دراماتیک خانوادگی و ملودرامی را نیز در آن تلفیق کنیم.

در این مرحله با آقای تراب‌نژاد صحبت کردیم و فکر کردیم اگر ملودرام تقویت شود، سریال جذاب‌تر خواهد شد.

از مرحله نگارش به بعد، فرآیند تولید چقدر طول کشید؟

از زمانی که تصمیم قطعی گرفتیم، تابستان پارسال، حدود اوایل مردادماه بود که گفتیم این داستان در قالب سریال روایت شود. هم‌زمان با آن، بر اساس نسخه ابتدایی فیلمنامه، پیش‌تولید را شروع کردیم. یعنی حدود اوایل مرداد پارسال، پیش‌تولید آغاز شد و هم‌زمان نگارش فیلمنامه جدید با رویکرد تازه هم شروع شد.

فکر می‌کنم این مرحله حدود سه ماه و نیم طول کشید؛ مرداد، شهریور، مهر و تا نیمه آبان. کمی بعد از نیمه آبان فیلم‌برداری را شروع کردیم و تا پایان اردیبهشت‌ماه ادامه داشت.

درباره انتخاب بازیگران توضیح دهید. در کار قبلی‌تان تأکید داشتید که از بازیگران چهره استفاده نکنید، اما در این سریال بازیگران متفاوتی حضور دارند؛ از جمله یوسف تیموری، حمید گودرزی، لیلا اوتادی و مرتضی امینی‌تبار.

در سریال «سوران» شکل و اتمسفر کار طوری بود که به این نتیجه رسیدیم بهتر است چهره‌های آشنا حضور نداشته باشند تا باورپذیری بیشتر شود. البته همچنان آن ساختار را دوست دارم؛ اگر واقعاً دست خودم باشد، ترجیح می‌دهم بازیگران ناشناخته‌تر باشند تا باورپذیری اثر بیشتر شود.

اما در این‌جا چون تلویزیون متولی تولید بود، ترجیح این بود که حتماً هنرمندان شناخته‌شده حضور داشته باشند. بنابراین، ما هم بر همین مبنا عمل کردیم؛ از چهره‌های آشنا استفاده کردیم، اما کنار آن‌ها بازیگران کمتر شناخته‌شده و جوان را هم آوردیم.

برای بازیگران شناخته‌شده سعی کردیم با طراحی گریم، چهره‌پردازی و لباس، تصویری متفاوت از آن‌ها ارائه کنیم تا برای مخاطب تازه باشد؛ مثل گریم آقای گودرزی، آقای امینی‌تبار و آقای دهکردی. در بخش آقایان این امکان بیشتر بود که تغییر چهره ایجاد شود.

در کنار آن‌ها چهره‌های جوانی هم آوردیم؛ مثل خانم ناهید استواری که نقش دختر ما را بازی می‌کند. ایشان قبلاً در سریال‌های تلویزیونی و یک فیلم سینمایی حضور داشته و حتی برای همان فیلم کاندیدای سیمرغ فجر هم بوده، اما برای بیننده عام چهره‌ای ناآشنا بود. حضور این بازیگران به نظر من رنگ‌ولعاب خوبی به گروه بازیگری داد.

در کارگردانی این اثر چه تمهیداتی اندیشیدید؟ معمولاً در این نوع روایت‌ها ریتم کند و صرفاً فضاسازی دهه شصت را می‌بینیم، خودتان در کارگردانی چه رویکردی داشتید؟

ساخت آثار تاریخ معاصر دردسرهای خاص خودش را دارد، خصوصاً در حوزه فضاسازی. وقتی از فضاسازی صحبت می‌کنیم، یعنی جغرافیا و لوکیشن؛ که مهم‌ترین عنصر کار است. لباس، گریم و آکسسوار تا حد زیادی قابل تهیه است، اما جغرافیا و لوکیشن در سال ۱۴۰۴ برای بازسازی ۴۲، ۴۳ سال قبل کار آسانی نیست.

جغرافیای شهری عوض شده، حتی شهرهای کوچک اطراف هم تغییرات زیادی داشته‌اند. شما وقتی یک سریال می‌سازید، نمی‌توانید همه چیز را در فضاهای بسته مثل خانه یا اداره نشان دهید؛ بالاخره مجبورید خیابان، کوچه، تعقیب‌وگریز، فرار، انفجار و… داشته باشید. این‌ها با بودجه سریال تلویزیونی، کار دشواری است.

البته ما در بخش تهیه، تولید، کارگردانی، صحنه، فیلم‌برداری، گریم، لباس و حتی جلوه‌های ویژه میدانی و بصری نهایت تلاش‌مان را کردیم. اگر کم‌وکاستی هست، به دلیل نبود امکانات و شرایط بوده است.

در یک فیلم سینمایی ۹۰ دقیقه‌ای که مثلاً ۳۰ یا ۴۰ دقیقه‌اش در فضای بیرونی است، هزینه می‌کنند و با هر ترفندی فضا را می‌سازند یا دکور می‌زنند. اما در یک سریال ۲۰ قسمتی واقعاً امکان ساخت این حجم از فضا وجود ندارد.

با این حال، ما همه تلاش‌مان را برای فضاسازی و همچنین ریتم سریال انجام دادیم تا از یک سریال صرفاً تلویزیونی فاصله بگیریم. به‌نظر من نتیجه هم بد نشده است. مهم‌ترین نکته‌ای که از ابتدا در کارگردانی مدنظر داشتم این بود.

فیلم‌ها و سریال‌هایی که در این هفت، هشت سال اخیر درباره این دو دوره تاریخی ساخته شده، معمولاً به سبک خاصی نزدیک بوده‌اند. شما در کار خودتان چه مسیری را انتخاب کردید؟

سعی کردم از الگوهایی که پیش‌تر برای این ژانر استفاده شده، فاصله بگیرم. مثلاً اگر در فیلم‌سازی دهه شصت، برای باورپذیری و واقع‌گرایی بیشتر، از مستندنما بودن، دوربین روی دست، لرزش‌های زیاد یا لنزهای زوم استفاده می‌کردند، من شخصاً تلاش کردم چنین مسیری را نروم.

دو دلیل داشتم؛ اول این‌که با یک مخاطب عام تلویزیونی مواجه بودم. دوم این‌که می‌خواستم یک ملودرام تعریف کنم که نیاز دارد کمی آرام‌تر روایت شود. در اجرا سعی کردم به یک فرم کلاسیک برسم که اتفاقاً از جنس فیلم‌سازی دهه شصت باشد؛ یعنی دکوپاژهای ساده، حرکت‌های کمتر پیچیده دوربین، و به‌گونه‌ای که انگار فیلم همان دهه ساخته شده است.

حتی بعضی وقت‌ها به دوستان و همکارانم می‌گفتم: بدم نمی‌آید بیننده در بعضی جاها فکر کند این فیلم سال‌ها قبل ساخته شده و حالا پخش می‌شود. ممکن است به‌خاطر حضور برخی بازیگران متوجه شوند کار جدید است، اما دوست داشتم چنین قضاوتی درباره کار شکل بگیرد.

بازخورد مخاطبان تا الان که قسمت‌هایی از سریال پخش شده، چگونه بوده است؟

واقعیت این است که هنوز با مخاطب عام مواجه نشده‌ام؛ چون این روزها بخش عمده وقتم صرف مراحل پایانی پس‌تولید می‌شود و هم‌زمان پخش هم آغاز شده است. اصولاً تلویزیون دیگر وسعت مخاطب گذشته را ندارد. از طریق فضای مجازی هم نمی‌شود قضاوت کرد، چون بسیاری از کاربران فعال در فضای مجازی اصولاً مخاطب تلویزیون نیستند.

معمولاً بازخورد واقعی سریال‌ها بعد از مدتی مشخص می‌شود. اما کسانی که تا الان کار را دیده‌اند و با من ارتباط داشتند، بازخورد مثبت داشتند. من تاکنون بازخورد منفی از کسانی که سریال را دیده‌اند، نداشتم.

آیا احتمال دارد «عملیات مهندسی» فصل‌های دیگری هم داشته باشد؟

فکر نمی‌کنم. چون این داستان از نقطه‌ای آغاز می‌شود و به نقطه‌ای ختم می‌شود و از ابتدا هم با همین هدف نوشته شده است. بنابراین احتمالاً همین یک فصل خواهد بود.»

در فرآیند ساخت، چیزی حذف شد؟ یا با محدودیتی برای بخشی که قصد داشتید به آن بپردازید اما امکانش نبود، مواجهه شدید؟ 

خیر. ما از ابتدا با آقای تراب‌نژاد متنی را طراحی کردیم. او بر اساس متن اولیه خودش و با توجه به پیشنهادهایی که من، آقای شفیعی و دیگر همکاران (فیلم‌بردار، طراح صحنه و…) ارائه کردیم، تغییراتی داد. سعی کردیم بهترین ایده‌ها را انتخاب کنیم تا چیزی اضافه یا غیرضروری نباشد.

تنها محدودیتی که وجود داشت، مربوط به شکنجه‌هایی بود که در آن دوران توسط گروه منافقین انجام می‌شد. بر اساس مستندات، این شکنجه‌ها بسیار سهمگین و غیرقابل نمایش بود. بنابراین ما خودخواسته بخشی از آن‌ها را تغییر دادیم تا قابل نمایش باشد. تلاش کردیم ضمن رعایت محدودیت‌ها، میزان قساوت و خشونت را هم منتقل کنیم.

در نهایت، تلویزیون محیطی است که نمی‌شود هر میزان خشونتی را نشان داد. اما ذات این ماجرا کاملاً خشن و غیرانسانی بوده؛ بنابراین یا نباید این کار ساخته می‌شد، یا اگر ساخته می‌شد، باید این جنبه آن هم نمایش داده می‌شد.

الان هم مهم‌ترین چالش ما با تلویزیون و مخاطب تلویزیونی، شیوه نمایش همین بخش است. البته این صحنه‌ها خیلی زیاد نیست، اما باید نمایش داده شود تا مخاطب درک کند چه میزان خشونت در آن دوره اتفاق افتاده است.

حتی امیدوارم مخاطب بعد از دیدن سریال ترغیب شود و درباره این موضوع بیشتر بخواند. مثلاً اگر عنوان «عملیات مهندسی» را در گوگل جست‌وجو کنید، چندین مقاله و مستند درباره آن خواهید دید که توضیح می‌دهد این اتفاق چه بوده است.

یک نکته دیگر هم این‌که در فیلمنامه تلاش کردیم شخصیت‌ها را متناظر تاریخی قرار ندهیم؛ یعنی نگفتیم این شخصیت دقیقاً فلان فرد واقعی است. اسامی را تا حدی تغییر دادیم تا تمرکز بر درام باشد، نه تطابق کامل با واقعیت. البته اصل ماجرا و بستر داستان واقعی است؛ اما اگر مخاطب بخواهد بیشتر بداند، می‌تواند تحقیق کند.

سخن پایانی…

تنها انگیزه من در این کار این بود که وقتی آقای شفیعی این پیشنهاد را مطرح کرد، هم‌زمان چند پیشنهاد دیگر هم داشتم. اما چیزی که من را ترغیب کرد، نمایش بخشی از تاریخ معاصر ایران بود که کاملاً نادیده گرفته شده بود.

افرادی که در این برهه به شهادت رسیدند، مظلومانه در دل تاریخ ناپدید شدند یا کمتر دیده شدند. تلاش ما این بود که با ساخت این سریال، مخاطبان ترغیب شوند این بخش از تاریخ را بازخوانی کنند. امیدوارم این اتفاق بیفتد.

منبع: صبا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + هجده =

دکمه بازگشت به بالا