فرماندهای که در بمباران هم ایستاده بود؛ چرا «جانشین» به جبهه غرب رفت؟

محمد فراهانی نویسنده فیلم «جانشین» با اشاره به پرداختن به جبهه غرب در این فیلم گفت که شجاعت بهترین توصیف برای شهید حسین املاکی است.
محمد فراهانی نویسنده فیلم «جانشین» که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره انگیزه نگارش فیلمنامهای درباره شهید حسین املاکی و همکاری با مهدی شامحمدی گفت: اواخر سال گذشته قرار بود در پروژهای دیگر به عنوان مدیر برنامه ریزی با آقای شامحمدی همکاری کنم که آن پروژه محقق نشد، اما در همان فرآیند، آشنایی با ایشان شکل گرفت. پس از آن، آقای شامحمدی برای همکاری در این پروژه از من دعوت کردند.
وی درباره منابع نگارش فیلمنامه توضیح داد: چند مستندِ مصاحبه محور که در صداوسیمای مرکز گیلان درباره شهید املاکی تولید شده بود و همچنین اسناد نظامی و اطلس لشکر ۱۶ قدس گیلان و آرشیوهای صوتی و تصویری محدود از آن دوران به عنوان منابع اولیه در اختیار من قرارداده شد. با آغاز فاز تحقیق و پژوهش و در راستای تکمیل اطلاعات درباره شخصیت و زندگینامه این شهید بزرگوار، مصاحبههای تخصصی و مفصل با نزدیکان، همرزمان و نیروهای تحت امر ایشان در لشگر قدس انجام شد. در پایان تعدادی از این عزیزان نسخه نهایی فیلمنامه را مطالعه کردند، نظرات خود را ارائه دادند و خوشبختانه از نتیجه نهایی رضایت داشتند.
شجاعت بهترین توصیف برای شهید املاکی
این نویسنده با اشاره به شجاعت شهید املاکی اظهار کرد: با تعداد زیادی از دوستان شهید ساعتها گفتگو کردم تا بتوانم ذهنیتی دقیق نسبت به کاراکتر ایشان پیدا کنم. اگر بخواهیم شهید املاکی را در یک کلمه توصیف کنیم، «شجاعت» بهترین گزینه است. این ویژگی را تمامی شاهدان زندگی و همرزمان ایشان تأیید میکنند. برای مثال نقل شده است که هنگام خمپارهباران، در حالی که سایر نیروها به زمین میخوابیدند، ایشان به هیچوجه خیز برنمیداشت.
وی با اشاره به خاطرهای از یکی از همرزمان شهید افزود: یکی از بیسیمچیان در عملیات «کربلای ۵» خاطرهای از شجاعت شهید املاکی برای من تعریف کرد. او گفت حجم آتش آنقدر شدید بود که من روی زمین خوابیده بودم و قصد داشتم در شیارهای زمین پنهان شوم. وقتی نگاه کردم دیدم آقا حسین ایستاده و روی پنجه پا وضعیت منطقه را رصد میکند. ترکشها از کنار سرش عبور میکرد. وقتی به ایشان تذکر دادم، گفت باید اوضاع را ببینم تا بتوانم نیروها را هدایت کنم.
فراهانی تأکید کرد: چنین شخصیتی فراتر از شجاعت ظاهری، از تمرکز و حس رسالت عمیقی برخوردار بود. آنچه من از شخصیت او دریافتم این بود که «جنگ و مسئولیت» برای شهید املاکی در اولویت قرار داشت. در واقع او یک جنگجوی تمامعیار و شجاع بود.

این نویسنده درباره صحنهای از فیلم که خمپاره در فاصله نزدیک شهید منفجر میشود و او بدون واکنش به مسیر خود ادامه میدهد، گفت: تقریباً تمام دوستان و آشنایان شهید که با آنها صحبت کردم تأکید داشتند که ایشان هرگز از چیزی نمیترسید. به نظرم آقای شامحمدی نیز در تولید فیلم به زیبایی و با ظرافت به این ویژگی پرداخته اند و من به شخصه تاکنون بازخورد منفی درباره این صحنه ها دریافت نکردهام.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در شخصیتپردازی شهید به جذابیت او برای نسل جوان توجه شده است، بیان کرد: برای من به عنوان نویسنده مهم بود که مخاطب بتواند با موقعیتهای نمایشدادهشده همذاتپنداری کند و الگویی کاربردی برای زندگی امروز بیابد. در واقع تلاش داشتم نقشه راهی برای نسل جوان ترسیم کنم و اثری الهامبخش متناسب با شرایط امروز ارائه دهم.
این نویسنده درباره پرداختن به موضوع منافقین و فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در دهه ۶۰ تصریح کرد: این سازمان از بین نرفته و همچنان فعالیت دارد. حضور منافقین در فیلم «جانشین» نیز کاملاً تخیلی نیست و بر اساس مستندات تاریخی، آنها در آن مقطع در منطقه عملیاتی حضور داشتند. البته برخی بخشهای دراماتیک مانند ارتباط خواهرِ شخصیت ناصر با سازمان، ساخته ذهن من بوده و در واقعیت وجود نداشته است.
ماجرای فراموشی شهید چه بود؟
فراهانی گفت: در همان اوایل کار تحقیق و پژوهش، با مصاحبه ای از همسر شهید املاکی مواجه شدم. در آن مصاحبه ایشان عنوان کرده بودند که حسین آقا در یک مقطع کوتاه و بر اثر تصادف حافظه خودشان را از دست داده بودند. همانجا ایده مرکزی داستان در ذهنم شکل گرفت. در اصل ماجرای فراموشی شهید املاکی پس از یک تصادف واقعی است، اما برای تقویت بار دراماتیک، زمان این رویداد در فیلم جابهجا شده است. در واقعیت، شهید پس از عملیات «نصر ۴» دچار فراموشی مقطعی شدند.
وی درباره نقدهایی نسبت به طولانی بودن برخی بخشهای فیلم از جمله فراموشی شهید تأکید کرد: طولانی بودن یک بخش لزوما به معنای خارج شدن از ریتم نیست. به نظر من بخش فراموشی و تعلیق ناشی از آن به دلیل ایجاد هیجان و افزایش بار دراماتیک از بخشهای جذاب اثر است. در آن مقطع این نگرانی در میان رزمندگان شکل میگیرد که اگر حافظه حسین املاکی بازنگردد چه اتفاقی برای جبهه غرب خواهد افتاد و همین مسئله مانع از کند شدن ریتم فیلم میشود.

به آرمان درویش گفتم من را ببخش
فراهانی درباره دلیل انتخاب جبهه غرب برای روایت داستان اظهار کرد: در مقایسه با جبهه جنوب، جبهه غرب کمتر در سینمای دفاع مقدس مورد توجه قرار گرفته است. عملیاتهای برونمرزی این منطقه از جمله عملیات «نصر ۴» کمتر در آثار سینمایی بازنمایی شدهاست؛ بنابراین انتخاب این منطقه آگاهانه و با هدف معرفی بخشی کمتر شناختهشده از تاریخ دفاع مقدس صورت گرفت.
وی درباره بازی آرمان درویش در نقش شهید املاکی گفت: پس از اولین تماشای فیلم، آرمان درویش را در آغوش گرفتم، گریه کردم و به او گفتم «من را ببخش، من درباره تو اشتباه کردم». ماجرا از این قرار بود که وقتی اسم آرمان درویش را برای نقش شهید املاکی شنیدم، مخالفتم را با این انتخاب ابراز کردم، شاید در آن مقطع تصور میکردم او از عهده این نقش سنگین برنیاید، اما پس از دیدن فیلم متوجه شدم که اشتباه میکردم. این نقش میتوانست بسیار شعاری یا کلیشهای شود یا حتی به کمدی ناخواسته تبدیل شود، اما آرمان درویش، با هدایت مهدی شامحمدی بسیار دقیق، روان و بدون اغراق از عهده آن برآمد.
راه مقابله، خالی کردن صندلیها نیست
این نویسنده در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به حضور نداشتن برخی هنرمندان در جشنواره فیلم فجر گفت: از دوران نوجوانی در جشنواره فجر حضور داشتم و پس از ورودم به سینما نیز همراه همکارانم در این رویداد شرکت میکردیم. تجربه نشان داده اگر ما در جشنواره شرکت نکنیم، صندلیهای ما خالی نمیمانند، بلکه افرادی جای ما را میگیرند که شاید با این حوزه آشنایی کافی را نداشته باشند. برای من بسیار غمانگیز بود که امسال در برج میلاد از دیدار همکاران متخصص و هنرمندم محروم بودم. به نظرم کار هنرمند این است که صدای جامعه باشد و این را با ساخت و نمایش اثرش انجام می دهد. عدم حضور نیروی متعهد و متخصص همیشه در همه زمینه ها به ضرر مردم است. راه مقابله، خالی کردن صندلیها نیست.
فراهانی در پایان گفت: من سال ها در سینما به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز فعالیت داشته ام البته پیش از این نیز فیلم های کوتاه خودم را نوشته و ساخته ام. لیکن نگارش مستقل فیلمنامه در سوابق من محدود بوده است و از این رو لازم میدانم از آقای مهدی شامحمدی تشکر کنم که با وجود سابقه محدود من در حوزه نگارش فیلمنامه، به بنده اعتماد کردند و این فرصت را در اختیارم قرار دادند. همچنین از آقای روحالله سهرابی بابت همراهی و محبت پدرانهای که داشتند، صمیمانه سپاسگزارم.




