فریاد خاموش فلسطین

صدایی که وحشی‌گری اسرائیل را فریاد زد

سعید قاسمی| در روزگاری که تصاویر جنگ آن‌قدر تکرار شده‌اند که حساسیت‌ها را فرسوده می‌کنند و مرگ به عدد و آمار تقلیل می‌یابد، «صدای هند رجب» مسیر دیگری را انتخاب می‌کند: به‌جای نمایش انفجار و خون، ما را وادار می‌کند گوش بدهیم. گوش دادن به صدای دختری که میان آتش و انتظار، فقط یک چیز می‌خواهد؛ پاسخ.

همین انتخاب ساده، فیلم را از سطح گزارش یک فاجعه فراتر می‌برد و آن را به مواجهه‌ای اخلاقی با منطق غرب وحشی بدل می‌کند. اینجا تصویر عقب می‌ایستد و صدا پیش می‌آید؛ صدایی که با هر مکث و هر لرزش، نه‌فقط یک سرنوشت فردی، بلکه کیفیت شنیده‌نشدن را افشا می‌کند و مخاطب را ناگزیر به قضاوت می‌کشاند.

«صدای هند رجب» مستندی است که از یک موقعیت به‌ظاهر کوچک آغاز می‌کند: صدای دختری محاصره‌شده پشت خط تلفن. اما فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد این صدا فقط روایت یک فرد نیست؛ پژواک یک فاجعه تاریخی است.

کارگردان با پرهیز آگاهانه از بازسازی‌های اغراق‌آمیز، همه چیز را به اسناد صوتی می‌سپارد. نفس‌های بریده، مکث‌های ممتد، لرزش واژه‌ها و سکوت‌های هولناک میان گفتگو، بار تراژدی را حمل می‌کنند. همین خویشتن‌داری فرمی، اثر را از یک گزارش خبری جدا می‌کند و به آن شأن سینمایی می‌‌بخشد.ساختار فیلم بر تعلیق صوتی بنا شده است.

تماشاگر بیش از آن‌که ببیند، می‌شنود؛ و همین شنیدن، او را وارد درام می‌کند. صدا اینجا ابزار نیست، خودِ درام است. هر بار که هند می‌پرسد «کسی می‌آید؟»، فیلم گره‌ای تازه می‌سازد. این تعلیق بر پایه انتظار شکل می‌گیرد؛ انتظار برای پاسخ، برای نجات، برای شنیده‌شدن. و هنگامی که این انتظار بی‌پاسخ می‌ماند، مخاطب نه با یک حادثه، بلکه با یک فروپاشی اخلاقی مواجه می‌شود.

اما نقطه تعیین‌کننده فیلم آنجاست که این صدای کودکانه در برابر یک ساختار فاسد از قدرت قرار می‌گیرد. چینش دقیق زمان تماس‌ها و استمرار حملات، مستقیماً سیاست‌های وحشی‌گرایانه اسراییل را به محاکمه می‌کشد. این فقط یک اشتباه جنگی نیست؛ فیلم آن را در بستر کارنامه‌ای طولانی از حملات به غیرنظامیان، محاصره‌های ممتد، قطع آب و برق، و بی‌اعتنایی سیستماتیک به جان مردم غزه قرار می‌دهد.

وقتی یک باند جنایتکار و غاصب با یشرفته‌ترین تکنولوژی‌ منطقه، با دسترسی به فناوری‌های به‌روز صدای روشن یک کودک را هم بر نمی‌تابد، دیگر نمی‌توان پشت واژه‌هایی چون «خطای عملیاتی» پنهان شد. اینجا با الگویی از خشونت مواجهیم که سال‌هاست تکرار می‌شود و هر بار با توجیه امنیتی بزک می‌گردد.

فیلم بی‌آنکه به شعار فروغلتد، منطق امنیتی‌ای را افشا می‌کند که هر سوژه فلسطینی را بالقوه تهدید می‌بیند. در چنین منطقی، حتی صدای یک کودک نیز مصونیت نمی‌آورد. همین بی‌پروایی در برابر جان غیرنظامیان است که اثر را از سطح همدردی عاطفی فراتر می‌برد و به سطح کیفرخواست اخلاقی می‌رساند.

«صدای هند رجب» عملاً نشان می‌دهد چگونه یک رژیم نظامی می‌تواند آن‌قدر به مصونیت از مجازات عادت کند که فریاد کمک را هم جزئی از نویز جنگ بداند.با این حال، فیلم به دام احساسات‌گرایی سطحی نمی‌افتد. موسیقی حداقلی است و تدوین با صبر، اطلاعات را لایه‌به‌لایه آشکار می‌کند. همین وقار، ضربه نهایی را عمیق‌تر می‌کند. در پایان، ما فقط شاهد مرگ یک کودک نیستیم؛ شاهد رسوایی یک ساختار غربی هستیم. صدایی که پاسخ نگرفت، اکنون به سندی علیه بی‌مسئولیتی تاریخی بدل شده است—سندی که فراتر از هر بیانیه سیاسی، وجدان مخاطب را خطاب قرار می‌دهد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 1 =

دکمه بازگشت به بالا