ادبیات دینی در حال نو شدن است/ معمای نویسنده مذهبی، انتخاب موضوع است

یک نویسنده دینی گفت: در میان انبوه موضوعات مذهبی، چالش اصلی نویسندگان انتخاب سوژه‌ای است که هم با دغدغه‌های نسل امروز هم‌خوان باشد و هم نوجوان امروزی را به خواندن کتاب ترغیب کند.

زهرا اسکندری: با آغاز ماه مبارک رمضان، فرصتی پیش آمده تا سراغ نویسندگانی برویم که با آثارشان دریچه‌ای به دنیای مفاهیم دینی و معنوی برای مخاطبان مختلف باز می‌کنند. از کتاب‌های کودک و نوجوان که با داستان، بازی و خیال آموزه‌های مذهبی را منتقل می‌کنند، تا رمان‌های بزرگسال که تلاش دارند ارزش‌های دینی و انسانی را در قالب روایت‌های جذاب به تصویر بکشند. در این روزهای معنوی، گفت‌وگو با این نویسندگان می‌تواند تصویری روشن از مسیر خلاقانه ادبیات دینی و چالش‌ها و تجربه‌های آنان ارائه دهد و پاسخ‌هایی برای این پرسش فراهم کند که «چطور ادبیات می‌تواند تجربه مفاهیم مذهبی را برای نسل امروز زنده کند». در همین راستا، با حجت‌الاسلام علی شعیبی، یکی از نویسندگان فعال در حوزه ادبیات دینی به گفتگو پرداختیم.

مهم‌ترین دشواری در نوشتن داستان مذهبی چیست؟

در حوزه داستان‌ها و کتاب‌های مذهبی، یکی از دشواری‌های اساسی، انتخاب موضوعی است که هم دغدغه نسل امروز باشد و هم بتواند نوجوان امروزی را جذب کند. در این زمینه، هزاران موضوع مذهبی وجود دارد که می‌تواند شامل جنبه‌های فقهی، اخلاقی یا اعتقادی باشد، اما چالش اصلی این است که نویسنده تشخیص دهد کدام موضوع با نیاز و دغدغه مخاطب هماهنگ است و چگونه این ارتباط را به گونه‌ای برقرار کند که مخاطب با آغوش باز آن را بپذیرد و کتاب را مطالعه کند.

بسیاری از آثار خوب نوشته می‌شوند، اما به دلیل عدم تطابق با دغدغه‌های نسل جدید، حتی دیده نمی‌شوند و مورد توجه قرار نمی‌گیرند. به همین دلیل، انتخاب موضوع مناسب را می‌توان دشوارترین مرحله از تولید یک اثر مذهبی دانست: موضوعی که هم پاسخ نیاز مخاطب باشد و هم با دغدغه او هم‌راستا باشد.

مرحله بعد، چگونگی ورود به موضوع است؛ نویسنده باید بتواند داستان یا محتوای مذهبی را به گونه‌ای ارائه دهد که کلیشه‌ای نباشد و مخاطب را پس نزند. این شامل انتخاب قالب مناسب، روش پردازش محتوا و نحوه خروج از روایت است تا ذهن مخاطب به خوبی درگیر شود و پیام اثر به شکل مؤثر منتقل شود.

به گزارش مهر تجربه نشان می‌دهد که بسیاری از نویسندگان جوان، در آغاز کار، با ادبیات متناسب با دوران شهید مطهری یا علمای گذشته می‌نویسند، اما این نوع بیان برای نوجوان امروز قابل پذیرش نیست. اگر مقدمه و نحوه ورود به بحث متناسب با مخاطب امروزی طراحی نشود، اثر با استقبال مواجه نخواهد شد.

جمع‌بندی آن که، نخست باید پایگاهی در دل مخاطب ایجاد کرد تا ذهن و احساس او برای دریافت محتوا آماده شود و سپس محتوا و پیام اصلی اثر ارائه شود. موفقیت در این حوزه به دقت در انتخاب موضوع، نحوه ورود به آن و مهارت در پردازش محتوا بستگی دارد.

فکر می‌کنید ادبیات مذهبی برای نوجوان باید بیشتر پرسش‌گر باشد یا پاسخ‌گو؟

در حوزه ادبیات مذهبی برای نوجوانان، لازم است نویسنده تنها به دفاع از آموزه‌ها و پاسخ به شبهات اکتفا نکند. همان‌طور که یک تیم فوتبال موفق هم حمله می‌کند و هم دفاع، در تولید آثار مذهبی نیز باید هم فرصت پاسخگویی به پرسش‌ها فراهم شود و هم فضایی برای طرح ایده‌ها و ایجاد پرسش در ذهن مخاطب. تمرکز صرف بر پاسخگویی به شبهات، مانع از شکل‌گیری تفکر و ابتکار در نوجوانان می‌شود و فرصت ایجاد «بازی‌سازی فکری» و فضاسازی مناسب از بین می‌رود.

واقعیت این است که ذهن نوجوان امروزی به شدت تحت تأثیر رسانه‌ها و جریان‌های مختلف است و توان استدلال و پرسشگری او گاه محدود شده است. در این شرایط، نویسنده می‌تواند با طرح پرسش‌های هدفمند و ایجاد فضایی برای فکر کردن، مسیر روشنی برای رشد فکری نوجوان فراهم کند. این مسیر، نه تنها به او امکان می‌دهد خلاهای فکری خود را شناسایی کند، بلکه استعدادهایش را پرورش داده و توانایی پاسخ به مسائل را در او شکل می‌دهد.

به عبارت دیگر، تولید یک اثر موفق در ادبیات مذهبی نوجوانان نیازمند تعامل دوطرفه است: هم نویسنده باید پرسشگر باشد و مسیر فکری ایجاد کند، و هم نوجوان باید درگیر این پرسش‌ها شود و به آن پاسخ دهد. اگر کتابی بتواند این تعامل دوطرفه را به خوبی برقرار کند، هم از نظر جذابیت و هم از نظر اثرگذاری آموزشی موفق خواهد بود.

ادبیات دینی در حال نو شدن است/ معمای نویسنده مذهبی انتخاب موضوع است

آیا ناشران از شما انتظار دارند که پیام مشخص و مستقیم ارائه دهید؟

در بسیاری از موارد، ناشران نیز بر این باورند که پیام اثر نباید بیش از حد مستقیم و صریح باشد، بلکه بهتر است به‌گونه‌ای ارائه شود که به شکل غیرمستقیم و در لایه‌های زیرین روایت بر ذهن مخاطب اثر بگذارد. با این حال، برخی نویسندگان معتقدند افراط در غیرمستقیم‌گویی نیز می‌تواند به تضعیف پیام بینجامد و اثر را از وضوح و کارآمدی لازم دور کند.

یکی از چالش‌های جدی در این حوزه، نگاه صفر و صدی به مسئله انتقال پیام است. گاهی تأکید می‌شود که همه مفاهیم باید کاملاً غیرمستقیم بیان شوند و در مقابل، دیدگاهی دیگر بر صراحت کامل پافشاری می‌کند. در حالی‌که به نظر می‌رسد هیچ‌یک از این دو رویکرد به‌تنهایی پاسخ‌گو نیست.

واقعیت آن است که برخی مفاهیم را می‌توان و حتی باید به‌صورت مستقیم مطرح کرد، و در مقابل، برخی دیگر نیازمند بیانی ظریف و غیرمستقیم هستند تا مخاطب فرصت تأمل و کشف داشته باشد. واگذاری بخشی از فرآیند فهم به مخاطب، احترام به شعور و قدرت تحلیل اوست. اگر محتوا عمیق و پرداخت اثر حرفه‌ای باشد، مخاطب می‌تواند در ذهن خود به تحلیل بپردازد و به جمع‌بندی برسد.

در نهایت، آنچه اهمیت دارد ایجاد تعادل میان صراحت و ظرافت در انتقال پیام است؛ تعادلی که هم از آسیب شعارزدگی جلوگیری کند و هم مانع از مبهم‌گویی و کمرنگ شدن مفهوم شود.

چطور میان روایت داستانی و انتقال مفاهیم دینی تعادل برقرار می‌کنید؟

نویسندگی هنری است شبیه کار یک آشپز ماهر؛ هنرمندی که می‌تواند طعم‌های گوناگون را با ظرافت در کنار یکدیگر قرار دهد و ترکیبی ماندگار و دلنشین خلق کند. در داستان‌نویسی نیز چنین است. نویسنده باید عناصر مختلف روایت را به‌درستی و با مهارت درهم بیامیزد تا اثری خلق شود که مخاطب از همراهی با آن لذت ببرد.

به‌ویژه در حوزه مفاهیم دینی، اثر نباید به شکل یک سخنرانی یا موعظه مستقیم ارائه شود. داستان زمانی اثرگذار است که بر پایه شخصیت‌پردازی قوی، بهره‌گیری هنرمندانه از نمادها و استعاره‌ها، و نمایش ملموس چالش‌های درونی و بیرونی شخصیت‌ها شکل گیرد. مخاطب باید ببیند شخصیت داستان چگونه با تهدیدها، تردیدها و مسائل دینی روبه‌رو می‌شود و در این مسیر رشد می‌کند.

واقع‌گرایی نیز عنصر مهمی در این میان است. روایت نباید به گونه‌ای باشد که هر خطا فوراً با مجازاتی اغراق‌آمیز پاسخ داده شود؛ بلکه باید بازتابی صادقانه از واقعیت‌های اجتماعی و انسانی ارائه دهد. چنین صداقتی موجب می‌شود مخاطب احساس کند با اثری واقعی و باورپذیر روبه‌روست.

اگر نویسنده بتواند از ابزارهای داستان‌نویسی به‌درستی بهره بگیرد، مفاهیم دینی ظرفیت بالایی برای حضور در قالب روایت دارند. نمونه‌های ماندگار ادبیات کلاسیک فارسی، همچون گلستان سعدی اثر سعدی و مثنوی معنوی، نشان می‌دهد که داستان‌های مبتنی بر مفاهیم دینی می‌توانند قرن‌ها ماندگار بمانند و در محافل گوناگون نقل شوند. حتی در روزگار معاصر نیز نمونه‌هایی چون سریال یوسف پیامبر گواه آن است که اگر روایت دینی با ساختاری داستانی و متعادل ارائه شود، می‌تواند با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شود.

در نهایت، آنچه تعیین‌کننده است، ایجاد تعادل میان محتوا و قالب است. هرگاه این تعادل برقرار شود و فنون داستان‌نویسی به‌درستی به کار گرفته شوند، مخاطب نیز با اثر همراه خواهد شد و مفاهیم دینی در بستری جذاب و اثرگذار منتقل می‌شوند.

ادبیات دینی در حال نو شدن است/ معمای نویسنده مذهبی انتخاب موضوع است

به نظر شما چرا برخی آثار مذهبی برای مخاطب نوجوان جذاب نمی‌شوند؟

این مسئله می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. طبیعی است که هر داستانی نتواند با همه نوجوانان ارتباط برقرار کند؛ بخشی از این موضوع به تفاوت‌های فردی، سلیقه‌ها و گرایش‌های شخصی آنان بازمی‌گردد. از سوی دیگر، فضای رسانه‌ای و جریان‌های فرهنگی معاصر نیز بی‌تأثیر نیستند و ذهن نوجوانان امروز با موضوعات و دغدغه‌های متنوعی درگیر است.

با این حال، به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل عدم استقبال برخی نوجوانان از آثار مذهبی، ضعف در نگارش و عدم انطباق اثر با زیست‌جهان مخاطب باشد. بسیاری از نویسندگان مذهبی ارتباط مستقیم و مستمر با محیط‌های واقعی نوجوانان، به‌ویژه مدارس، ندارند و از نزدیک با دغدغه‌ها، زبان، علایق و چالش‌های آنان آشنا نیستند. در نتیجه، اثری تولید می‌شود که لزوماً بازتاب‌دهنده مسائل واقعی مخاطب نوجوان نیست.

تجربه حضور خود من در فضای مدرسه نشان می‌دهد که میان تصور نویسنده از دغدغه‌های نوجوانان و واقعیت زیسته آنان فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. مواجهه مستقیم با دانش‌آموزان، شناخت تنوع تیپ‌های شخصیتی و آشنایی با شرایط فکری و اجتماعی آنان، نگاه نویسنده را دگرگون می‌کند. نگارشی که مبتنی بر تجربه زیسته و ارتباط میدانی باشد، بی‌تردید اثرگذاری بیشتری خواهد داشت نسبت به رویکردی که از فاصله و بدون تعامل واقعی با مخاطب شکل گرفته است.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در این حوزه، فقدان ارتباط فعال نویسندگان با نوجوانان و فضای آموزشی است. اگر اثر مذهبی از دل شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او شکل بگیرد، امکان هم‌ذات‌پنداری و استقبال نیز افزایش خواهد یافت. در غیر این صورت، حتی محتوای ارزشمند نیز ممکن است نتواند با نسل امروز ارتباط مؤثری برقرار کند.

هنگام نوشتن درباره شخصیت‌های دینی یا تاریخی، چه میزان به مستندات پایبند هستید و چه میزان به تخیل؟

تمرکز اصلی فعالیت من در حوزه ادبیات غیرداستانی است و تلاش می‌کنم مطالب تا حد امکان مبتنی بر منابع معتبر و مستند باشند. با این حال، در برخی موارد برای انتقال مؤثر مفاهیم تاریخی به مخاطب امروز، ناگزیر هستیم بیان و پرداختی متناسب با زبان معاصر داشته باشیم. این امر گاه مستلزم بهره‌گیری محدود و حساب‌شده از عنصر تخیل است.

در چنین آثاری تلاش می‌شود تخیل در چارچوب منابع معتبر به کار گرفته شود و هیچ‌گونه خدشه‌ای به اصل روایت وارد نشود. به عنوان نمونه، اگر روایتی درباره حوادث دوران ظهور وجود داشته باشد، در صورت نگارش داستانی مرتبط، ارجاعات به همان منبع اصلی حفظ می‌شود و هرگونه پرداخت تخیلی نیز در راستای همان روایت معتبر صورت می‌گیرد. هدف آن است که ضمن ایجاد جذابیت روایی، اصالت و اعتبار متن تاریخی همچنان محفوظ بماند.

آیا بازآفرینی شخصیت‌های مقدس در قالب داستان، محدودیت‌هایی برای نویسنده ایجاد می‌کند؟

بی‌تردید زمانی که شخصیت‌های یک اثر، ائمه اطهار علیهم‌السلام باشند، حوزه تخیل نویسنده با محدودیت‌های جدی‌تری مواجه می‌شود. در چنین آثاری، امکان دخل و تصرف در روایت‌های تاریخی و دینی بسیار محدود است و نویسنده نمی‌تواند همانند آثار داستانی معمول، آزادانه به تخیل‌پردازی بپردازد. البته درباره شخصیت‌های پیرامونی اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان با دامنه وسیع‌تری از خلاقیت روایی کار کرد، اما در مورد خود معصومان، ضرورت التزام به منابع معتبر و پرهیز از هرگونه خدشه در نقل مطالب، اولویتی اساسی دارد.

در اینجا هنر نویسنده معنا پیدا می‌کند؛ اینکه چگونه بتواند مطالب مستند و معتبر مربوط به اهل‌بیت علیهم‌السلام را در قالبی نو، جذاب و در عین حال دقیق و بدون تحریف ارائه کند. خلاقیت در شیوه روایت، زاویه دید و نحوه چینش محتوا می‌تواند محدودیت‌ها را به فرصتی برای نوآوری تبدیل کند.

برای نمونه، در یکی از تجربه‌های انجام‌شده، قالبی مبتنی بر گفت‌وگو طراحی شد که در آن پرسش‌هایی متناسب با ذهن و دغدغه جوانان و نوجوانان امروز مطرح می‌شود و پاسخ‌ها از زبان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها ارائه می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب احساس می‌کند در یک گفت‌وگوی مستقیم با آن حضرت قرار گرفته است. همچنین کتاب «علی از زبان علی» منتشرشده توسط نشر معارف نمونه‌ای دیگر از این رویکرد است.

چنین تجربه‌هایی نشان می‌دهد که محدودیت در نقل مستندات دینی، لزوماً مانعی برای جذابیت اثر نیست. بلکه اگر نویسنده از پشتوانه مطالعاتی قوی، شناخت مخاطب و خلاقیت در ارائه برخوردار باشد، می‌تواند همین محدودیت‌ها را به نقطه قوت تبدیل کند. به‌جای آنکه محدودیت‌ها دست‌وپای نویسنده را ببندد و زمینه گلایه از نظارت‌ها یا چارچوب‌های رسمی را فراهم آورد، می‌توان از آن‌ها برای تولید آثار دقیق‌تر، هنرمندانه‌تر و اثرگذارتر بهره گرفت.

استقبال مخاطبان از آثاری همچون «علی از زبان علی» نیز نشان می‌دهد که اگر نحوه ارائه تازه و خلاقانه باشد، حتی محتوایی که کاملاً مبتنی بر روایات و منابع معتبر است، می‌تواند در شمار آثار پرفروش قرار گیرد. مخاطب امروز بیش از هر چیز به شیوه بیان و قالب روایت توجه دارد؛ اگر این قالب نو و جذاب باشد، مفاهیم اصیل دینی نیز با اقبال گسترده مواجه خواهند شد.

ادبیات دینی در حال نو شدن است/ معمای نویسنده مذهبی انتخاب موضوع است

به نظر شما رمان مذهبی برای بزرگسالان باید چه ویژگی‌ای داشته باشد تا در بازار کتاب دیده شود؟

به نظر می‌رسد نخستین و اساسی‌ترین ویژگی یک اثر موفق در حوزه ادبیات دینی، برخورداری از قدرت داستان‌گویی است. روایت باید جذاب، منسجم و دارای کشش لازم باشد و شخصیت‌ها نیز باورپذیر و طبیعی ترسیم شوند. مفاهیم دینی زمانی تأثیرگذار خواهند بود که به‌صورت غیرمستقیم و در بطن روایت جای گیرند، نه آنکه به شکل تحمیلی و مستقیم به مخاطب عرضه شوند.

از دیگر عناصر مهم، عمق شخصیت‌پردازی است. شخصیت‌ها باید با چالش‌های درونی و بیرونی مواجه باشند تا امکان همزادپنداری برای مخاطب فراهم شود. هرچه خواننده بتواند با دغدغه‌ها، تردیدها، انتخاب‌ها و کشمکش‌های شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند، پیام اثر نیز اثرگذارتر خواهد بود.

نگاه نو به مفاهیم دینی نیز اهمیت فراوان دارد. ارائه آموزه‌های دینی با شیوه‌های تازه و متناسب با زبان و ذهن مخاطب امروز، از تکرار کلیشه‌ها جلوگیری می‌کند. همچنین پیوند دادن روایت با مسائل و دغدغه‌های روز جامعه، زمینه ارتباط عمیق‌تر مخاطب با اثر را فراهم می‌سازد. هرچه اثر بتواند مفاهیم معنوی را در نسبت با واقعیت‌های معاصر طرح کند، تأثیرگذاری آن بیشتر خواهد بود.

پرهیز از شعارزدگی و سطحی‌نگری، شرط دیگر موفقیت در این عرصه است. اثر باید از نظر فکری عمیق، از نظر رویکرد صادقانه و از حیث محتوا اصیل باشد. در کنار این موارد، زبان و نثر نیز نقشی تعیین‌کننده دارند؛ نثری روان، گیرا و هنرمندانه می‌تواند مخاطب را از همان آغاز با خود همراه سازد.

در نهایت، یک رمان دینی پیش از هر چیز باید «رمان» باشد؛ یعنی داستانی کامل با ساختار دراماتیک روشن که مخاطب را درگیر کند. پیام معنوی زمانی اثرگذار است که در قالب یک روایت قدرتمند و به‌صورت تدریجی و لطیف منتقل شود. رمان در اینجا وسیله‌ای برای انتقال معناست؛ ابزاری که اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند مفاهیم عمیق را بی‌آنکه به مخاطب تحمیل کند، در ذهن و جان او بنشاند.

وضعیت امروز ادبیات مذهبی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر می‌رسد وضعیت کنونی ادبیات مذهبی نسبت به گذشته روندی رو به رشد و امیدوارکننده داشته باشد. نویسندگان توانمند و متعددی در سال‌های اخیر وارد این حوزه شده‌اند و دامنه موضوعی آثار مذهبی نیز گسترش یافته است. اگر در گذشته بخش عمده تولیدات این حوزه محدود به داستان‌های قرآنی بود، امروز شاهد تنوع قابل‌توجهی هستیم؛ از کتاب‌های مرتبط با زندگی شهدا گرفته تا آثار فکری، فلسفی و اعتقادی.

نسل جدید نویسندگان مذهبی با بهره‌گیری از شیوه‌های نوین روایت و ساختارهای تازه، تلاش کرده‌اند مخاطب گسترده‌تری را جذب کنند. در کنار این تحول محتوایی، ناشران نیز سرمایه‌گذاری‌های مؤثری انجام داده‌اند؛ چه در حوزه کتاب‌سازی و صفحه‌آرایی و چه در زمینه تصویرگری و ارتقای کیفیت بصری آثار. این توجه به استانداردهای حرفه‌ای نشر، به ارتقای جایگاه ادبیات مذهبی کمک کرده است.

البته نمی‌توان ادعا کرد که این حوزه در مقایسه با سایر جریان‌های ادبی پیشتاز مطلق است، اما بی‌تردید روند فعالیت‌ها مثبت و رو به جلوست. ناشران با تلاش و اهتمام قابل‌توجهی در حال تولید آثار کیفی هستند و ورود نویسندگان متعدد، فضای خلاقانه‌تری ایجاد کرده است.

در مجموع، هرچند ادبیات مذهبی همچنان نیازمند رشد و توسعه بیشتر است، اما در مقایسه با گذشته، وضعیت کنونی آن از امتیاز و ظرفیت بالاتری برخوردار است و می‌توان آن را دوره‌ای امیدوارکننده در مسیر تکامل این عرصه دانست.

آیا با موج جدیدی از نویسندگان دینی مواجه هستیم یا این حوزه در حال تکرار است؟

در سال‌های اخیر، موج تازه‌ای از علاقه‌مندان به حوزه نویسندگی شکل گرفته است. افراد بسیاری تمایل دارند وارد عرصه تألیف و تولید اثر شوند؛ اما آنچه در این میان به چشم می‌خورد، ضعف در جدیت و استمرار برخی از این علاقه‌مندان است. بخشی از این مسئله نیز به فضای نشر بازمی‌گردد. مشاهده می‌شود که برخی نویسندگان جوان پس از ارائه نخستین اثر خود، به‌دلیل بی‌توجهی یا عدم حمایت از سوی ناشران، دلسرد می‌شوند و ناچار میدان را ترک می‌کنند.

به نظر می‌رسد ضروری است ناشران، به‌جای تمرکز صرف بر نام و شهرت نویسنده، بیش از پیش به کیفیت و ظرفیت اثر توجه کنند. چه‌بسا آثاری که هنوز نیازمند ویرایش، هدایت و تقویت هستند، اما از استعداد و قابلیت رشد بالایی برخوردارند. اگر چنین آثاری با نگاه حمایتی و تربیتی مواجه شوند، می‌توانند به مرحله انتشار حرفه‌ای و حضور موفق در بازار نشر برسند.

تجربه نشان می‌دهد افراد بسیاری با انگیزه و علاقه وارد این حوزه می‌شوند و حتی دست به نگارش آثار ارزشمندی می‌زنند؛ اما این آثار نیازمند پرورش و هدایت هستند. انتظار می‌رود ناشران معتبر و تراز، با طراحی برنامه‌های حمایتی، کارگاه‌های آموزشی و سازوکارهای هدایت‌گری، زمینه رشد این استعدادها را فراهم کنند. سرمایه‌گذاری بر نویسندگان جوان، در بلندمدت می‌تواند به تربیت چهره‌های شاخص و اثرگذار در عرصه ادبیات بینجامد.

بی‌تردید اگر نگاه حمایتی و آینده‌نگر در فضای نشر تقویت شود، می‌توان در سال‌های پیش رو شاهد ظهور نویسندگان توانمند و جریان‌ساز بود؛ نویسندگانی که امروز در ابتدای مسیر قرار دارند و تنها نیازمند فرصت و هدایت‌اند.

ادبیات دینی در حال نو شدن است/ معمای نویسنده مذهبی انتخاب موضوع است

اگر بخواهید به نویسندگان جوانی که قصد ورود به این حوزه را دارند توصیه‌ای کنید، چه می‌گویید؟

توصیه به نویسندگان جوان آن است که پیش از هر چیز، مطالعه خود را به‌صورت جدی و مستمر تقویت کنند. کتاب‌خوانی نه‌تنها از نظر محتوایی بنیان فکری نویسنده را استحکام می‌بخشد، بلکه از حیث فنی نیز به او می‌آموزد که چگونه بنویسد، چگونه ساختار بدهد و چگونه اندیشه خود را صورت‌بندی کند. از مطالعه نباید دست کشید؛ این نخستین و ماندگارترین پشتوانه هر نویسنده است.

در کنار مطالعه، نوشتن مستمر اهمیت اساسی دارد. قلم تنها از مسیر نوشتن پرورش می‌یابد. باید نوشت، بارها نوشت و از تمرین مداوم خسته نشد. شتاب برای انتشار نخستین اثر، نباید به دغدغه اصلی تبدیل شود. لازم نیست کتاب اول با عجله به چاپ برسد؛ بلکه مهم‌تر از آن، پختگی و رشد تدریجی نویسنده است. با این حال، تجربه انتشار کتاب و چشیدن شیرینی چاپ اثر، می‌تواند انگیزه‌ای عمیق و ماندگار ایجاد کند؛ انگیزه‌ای که چه‌بسا تا پایان عمر نویسنده را با نوشتن همراه سازد.

ترس از نوشتن، بزرگ‌ترین مانع پیشرفت است. نویسنده نباید از خوانده‌شدن متن خود، از نقد شدن، از مخالفت یا حتی رد شدن هراس داشته باشد. نقد و نظر دیگران بخشی طبیعی از مسیر رشد ادبی است و بدون آن، تعالی ممکن نیست.

در نهایت، اگر نوشتن با نیت خدمت به دین مبین اسلام و دفاع از حق و حقیقت همراه باشد، بی‌تردید افزون بر آثار و ثمرات دنیوی، از پاداش معنوی و اخروی نیز برخوردار خواهد بود. توکل بر خداوند متعال و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌تواند پشتوانه‌ای مطمئن در این مسیر باشد و نویسنده را در پیمودن راهی دشوار اما ارزشمند یاری رساند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + 15 =

دکمه بازگشت به بالا