چرا باید در عصر مصرفزدگی، روزه گرفت؟

رمضان به ما قدرت میدهد که دکمهی «ریست» زندگیمان را فشار دهیم.
رمضان بازگشته است، اما شاید وقت آن رسیده باشد که این بار، نه از زاویه یک تکلیف سنتی، بلکه به مثابه یک «عمل انقلابی» در عصر حکمرانی الگوریتمها به آن بنگریم. ما در دورانی زندگی میکنیم که فیلسوفانی چون بیونگ چولهان آن را «جامعه پالایشی» مینامند؛ روزگاری که در آن «آری» گفتن به هر میل و غریزهای، فضیلت شمرده میشود و بازار، تمام توان خود را به کار گرفته تا ما را به «مصرفکنندگان بیاراده» تبدیل کند. در این میان، رمضان نه یک سکون مذهبی، که یک «نه» بزرگ و استراتژیک به ساختاری است که میخواهد انسان را در سطح نیازهای بیولوژیکش متوقف کند. حقیقت این است که تراژدی انسان معاصر، نه کمبود امکانات، بلکه «تورم دسترسی» است. ما در جهان «همیشه در دسترس بودن» غرق شدهایم؛ از غذا و اطلاعات گرفته تا لذتهای آنی. در چنین اتمسفری، رمضان تنها مناسکی است که «فقدانِ ارادی» را پیشنهاد میدهد. این یک حرف تازه است که روزه گرفتن، تمرین «نداشتن در عین توانستن» است. جوان امروزی که تحت فشار سهمگین دوپامینهای ارزانقیمت اینستاگرام و تیکتاک قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری به «قدرت امتناع» نیاز دارد. اراده، تنها مرز میان انسان و ماشین است و رمضان، پادگان تمرین این اراده است.
بیایید صریح باشیم؛ آنچه امروز جوان را از دین گریزان میکند، تکرار مکررات فقهی بدون تبیین کارکردِ وجودی آنهاست. اگر روزه را صرفاً به گرسنگی و تشنگی تقلیل دهیم، آن را به یک «رژیم غذایی بیروح» تبدیل کردهایم. اما اگر آن را به مثابه «هک کردن سیستم نیازها» تعریف کنیم، ماجرا متفاوت میشود. در فلسفه اسلامی، غایت صوم، «تقوا» ذکر شده است؛ اما تقوا به معنای گوشهنشینی نیست، بلکه به معنای یک «گارد دفاعی فعال» در برابر نیروهای بیرونی است. در جهان سرمایهداری که هدفش تبدیل بدن انسان به یک «ماشین مصرف» است، روزهدار کسی است که این چرخه را مختل میکند. او ثابت میکند که فرمانده بدن خویش است، نه بردهی آن. این دقیقاً همان نقطهای است که مذهب با «آزادی مطلق» گره میخورد. رمضان به ما یاد میدهد که «من هستم، چون میتوانم نخواهم». این پارادوکس، لذتبخشترین بخش ماجراست. لذتی که از خوردن یک لیوان آب پس از 15 ساعت تشنگی حاصل میشود، نه یک لذت فیزیکی ساده، بلکه لذت پیروزی روح بر ماده است؛ تجربهای از جنس «شدن» که در هیچ مال و مرکز خریدی یافت نمیشود.
از سوی دیگر، باید به بعد «سکوت و تنهایی» در رمضان توجه کرد. انسان امروز از «خلوت» میترسد؛ به همین دلیل است که به محض تنها شدن، به گوشی پناه میبرد. رمضان با تحمیل نوعی درونگرایی و تغییر ریتم زیست، ما را با خودمان مواجه میکند. این «مواجهه با خویشتن» همان چیزی است که روانشناسی مدرن برای درمان اضطرابهای وجودی تجویز میکند. در این ماه، ما نه با خدای دوردست، بلکه با خدای «درون رنجهایمان» ملاقات میکنیم. رمضان به ما میگوید که برای بزرگ شدن، باید کوچک شد؛ برای پر شدن، باید خالی شد. این مفاهیم دیالکتیکی، گمشدهی نسل جدیدی است که میان کوههایی از داده و اطلاعات، احساس پوچی میکند. ما باید به جوانان بگوییم که رمضان، یک «کمپ ترک اعتیاد جهانی» به تمام آن چیزهایی است که فکر میکنیم بدون آنها میمیریم، اما در واقع با آنها غرق میشویم. این ماه، فصل «بازگشت به تنظیمات کارخانه» است.
به گزارش تسنیم، نکتهی کلیدی دیگر، پیوند رمضان با «عدالت زیسته» است. روزه، تنها یک همدردی تئوریک با فقرا نیست؛ بلکه یک «تجربهی اشتراکی رنج» است. در جهانی که شکاف طبقاتی بیداد میکند، رمضان تنها جایی است که در آن، شکم سیر ثروتمند با شکم گرسنهی فقیر، در «ساعت افطار» هم میرسند. این دموکراتیکترین لحظهی تاریخ است. ما در رمضان، فقر را «بازی» نمیکنیم، بلکه آن را «زندگی» میکنیم تا بفهمیم که نان، نه یک کالا، بلکه یک حق مقدس است. این نگاه کنشگرایانه، عطش عدالتخواهی نسل جوان را سیراب میکند. آنها دیگر به دنبال موعظه نیستند، آنها به دنبال «تجربه» هستند و رمضان، اصیلترین تجربهی انسانی برای درک پیوند میانِ شکم و اندیشه است.
در نهایت، لذت رمضان در «تولد دوباره» است. پایان این ماه، عید فطر است؛ عید بازگشت به فطرت. اما این فطرت چیست؟ فطرت، همان لوح سفیدی است که پیش از هجوم تبلیغات، پیش از دیکتاتوری مد و پیش از اسارت در زندان لایکها، در اختیار داشتیم. رمضان به ما قدرت میدهد که دکمهی «ریست» زندگیمان را فشار دهیم. این یک «شورش ارغوانی» علیه هر آن چیزی است که قصد دارد ما را در سطح غریزه و نیازهای بدوی متوقف کند. ما روزه میگیریم تا با صدای بلند اعلام کنیم که هنوز «انسان» باقی ماندهایم؛ همان موجود پیچیدهای که میتواند در اوج نیاز، آگاهانه «نه» بگوید و از این امتناع، لذتی به مراتب عمیقتر و ماندگارتر از بلعیدن تمام لذتهای زودگذر جهان ببرد. رمضان، فصل گذار از «بندگی اشیاء» به «پادشاهی اراده» است؛ منطقی نوین که قادر است از حصار سنتها فراتر رفته و نبض تپندهی نسل جستوجوگر امروز را در دست بگیرد.
یادداشت از: دکتر محمد کرمینیا




