سیگنال بازگشت به عصر طلایی سریالهای رمضان روشن شده؟

با شروع کنداکتور رمضان، نشانههایی از احیای سریالسازی دیده میشود؛ رقابت تازهها با نوستالژیها جدی شده است.
هنوز بیش از سه قسمت از سریالهای رمضانی روی آنتن نرفته و برای داوری قطعی زود است؛ اما همین مقدار پخش نیز یک نشانه روشن دارد: مخاطب برای دیدن قسمت بعدی «کنجکاو» مانده است. این همان شاخص حداقلی اما حیاتی در درامسازی تلویزیونی است؛ شاخصی که طی چند سال اخیر ـ بهاستثنای نمونههایی چون نون خ و پایتخت ـ کمتر در سریالهای مناسبتی دیده میشد.
امسال اما دستکم در دو اثر، نشانههایی از بازگشت به مختصات حرفهای سریالسازی به چشم میخورد؛ چه در طراحی گره اولیه، چه در ضرباهنگ روایت و چه در چیدمان کاراکترها. «ساهره» و «اسباب زحمت» هر دو تا اینجای کار توانستهاند «تعلیق» را به عنوان موتور محرک قصه فعال نگه دارند؛ اتفاقی که بدون فیلمنامه منسجم و شناخت دقیق از ذائقه مخاطب رخ نمیدهد.
چیدمان کنداکتور؛ فرصتهای از دسترفته و انتخابهای قابل دفاع
به گزارش تسنیم، در چینش جدول پخش میشد یک سریال دیگر را نیز در این ویترین قرار داد. برای مثال «بهار شیراز» اگر خارج از بافت رمضانی و در ساعتی مکمل پخش میشد، میتوانست تنوع ژانری بیشتری ایجاد کند و یک عنوان تازه به این رقابت بیفزاید. با این حال، تمرکز امسال بیش از هر زمان دیگری بر دو مؤلفه تاریخیِ رمضان تلویزیون است: «کمدی اجتماعی» و «درام ماورایی».
سالهایی سریالهای حادثهای و امنیتی به کنداکتور رمضان راه یافتند، اما تجربه نشان داده سفره افطار تلویزیون بیشتر با روایتهای خانوادگی، کمدیهای موقعیت و داستانهای رازآلود و معنوی پیوند خورده است. به نظر میرسد سیاستگذاری امسال نیز به همین جمعبندی رسیده است.
«اسباب زحمت»؛ کمدی موقعیت با امضای آقاخانی
در این میان، نام سعید آقاخانی بیش از دیگران جلب توجه میکند. او پیشتر با نون خ نشان داده که در بازنمایی زیستبومهای قومی و خلق کاراکترهای ملموس مهارت دارد. حالا در «اسباب زحمت» به سراغ یک درام-کمدی اجتماعی رفته که بهواسطه نزدیکی به زندگی روزمره مردم، ظرفیت «دستبهدست شدن» سکانسها را دارد؛ از شوخیهای مبتنی بر موقعیت گرفته تا نقدهای نرم اجتماعی.
حضور بازیگرانی چون حسن معجونی و عباس جمشیدیفر به این فضا طراوت داده و کمدی را از سطح شوخیهای کلامی صرف فراتر برده است. اگر فیلمنامه بتواند از تکرار تیپها پرهیز کند و در میانه راه دچار افت ضرباهنگ نشود، این سریال میتواند سیگنال جدی بازگشت به استانداردهای طلایی را مخابره کند.

«ساهره»؛ تعلیق ماورایی در شبکه یک
در سوی دیگر، «ساهره» با تکیه بر فضای رازآلود و معنوی، تلاش کرده سنت درامهای ماورایی رمضان را احیا کند؛ سنتی که با آثاری چون او یک فرشته بود تثبیت شد. داستان درباره احسان بازرگان، مردی موفق در آستانه چهلسالگی است که با تماس عجیب دختری دانشجوی پزشکی به نام عطیه، از مرگ قریبالوقوع خود باخبر میشود. همین گره ابتدایی، تعلیقی مؤثر ایجاد کرده و مخاطب را وارد بازی پیشآگاهی و سرنوشت میکند.
بازی امین زندگانی و طراحی موقعیتهای رازآلود، اگر با منطق روایی دقیق همراه بماند، میتواند «ساهره» را به یکی از نقاط اتکای کنداکتور بدل کند.

رقابت با نوستالژی؛ آزمونی سخت
با این حال، هر سریال تازهای در رمضان یک رقیب سرسخت دارد: نوستالژی. بازپخش متهم گریخت از ساختههای رضا عطاران بار دیگر یادآوری میکند که کمدیهای دهه 80 چگونه توانستند همزمان سرگرمکننده و ریشهدار در مسائل اجتماعی باشند. آثاری چون خانه به دوش و بزنگاه هنوز هم در بازپخش، بخش قابل توجهی از مخاطبان را جذب میکنند.
در حوزه درام عاشقانه و اخلاقی نیز نمیتوان از میوه ممنوعه به کارگردانی حسن فتحی چشم پوشید؛ سریالی که با محوریت شخصیت پیچیدهای با بازی علی نصیریان، استانداردی تازه برای درام رمضانی تعریف کرد. یا صاحبدلان که در حوزه قرآنی و پژوهش فیلمنامه، نمونهای کمنظیر به شمار میرفت.
حتی در گونه ماورایی، پنج کیلومتر تا بهشت توانست موجی از همذاتپنداری نوجوانان را رقم بزند و بحثهای اجتماعی را تا صفحه حوادث روزنامهها بکشاند. اینها صرفاً خاطره نیستند؛ معیارند. هر سریال تازهای ناگزیر است با این معیارها سنجیده شود.
ویترین متنوع شبکهها
در کنار تولیدات جدید، بازپخش آثار شاخص نیز ادامه دارد؛ از یوسف پیامبر با کیفیت HD در شبکه فراتر تا سریال لبنانی «رستاخیز تفنگها» از تولیدات شبکه المنار که روایتگر مقاومت مردم جبل عامل علیه اشغال فرانسه است و با تمرکز بر بسترهای جغرافیایی و سیاسی منطقه، روایتی تاریخی-مقاومتی ارائه میدهد. این تنوع ژانری، ویترین رمضان را گستردهتر کرده است.
چرا «کنداکتور طلایی»؟
نام بردن از «کنداکتور طلایی» اغراق نیست. رمضان در حافظه تلویزیون ایران با آثار ماندگار گره خورده؛ از کمدیهای اجتماعی تا درامهای اخلاقی و روایتهای معنوی. این پیوند تاریخی سبب شده مخاطب هر سال با انتظار بالاتری پای تلویزیون بنشیند.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا نشانههای اولیه امسال به احیای آن دوران میانجامد یا در میانه راه فرسوده میشود؟ پاسخ نهایی را باید در تداوم کیفیت فیلمنامه، حفظ ریتم روایت و توانایی در خلق لحظات ماندگار جستوجو کرد. سه قسمت نخست تنها یک «سیگنال» است؛ اما همین سیگنال، بعد از سالها، امید به بازگشت به دوران طلایی سریالسازی رمضان را زنده کرده است.




