شبکه نمایش خانگی و دشمنی با ماه رمضان/ پلتفرمها بدون هیچ منعی هرکار عشقشان میکشد انجام میدهند

ایمان عظیمی| سنت ساخت سریال و محتوای مناسب برای در ماه مبارک رمضان از ابتدای دهه هفتاد شکل گرفت و هرچه جلو آمد به یکی از آزمونهای اساسی صداوسیما برای موفقیت در دورههای مختلف مدیریتی تبدیل شد.
دهه هشتاد، دوران اوج سریالهای ماه رمضان بود و تلویزیون در بهترین ایام خود بهسر میبُرد. با ورود شبکه نمایش خانگی و قهر بعضی از هنرمندان و سلبریتیها با رسانه ملی گمان میرفت تا پلتفرمها بستر لازم برای فعالیت این افراد در سکوهای موردنظر را بهوجود آورده و برای ایام ماه مبارک رمضان تدارک گسترده ببینند، اما نهتنها این اتفاق به حداقلیترین شکل خود نیفتاد، بلکه زمینه را برای نادیده گرفتن حقوق بخش زیادی از ایرانیان فراهم کرد! در حال حاضر تقریبا هیچیک از پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی محتوایی برای این ایام ماه رمضان آماده نکرده و با دهنکجی از کنار این مهم گذشتهاند، آنهم درحالیکه صداوسیما و پلتفرمهای پخش آنلاین در کشورهای عربی و ترکیهای برای این روزها سنگ تمام گذاشتهاند.
برای پاسخ به این سوال که چرا شبکه نمایش خانگی در تضاد با فهم اقتصادیای که پشت طراحی آن بهمنظور جذب حداکثری مخاطبان در طیفهای فکری مختلف وجود دارد عملا بخش وسیعی از سلیقهها را نادیده میگیرد کار سختی در پیش نداریم.
تقریبا تمام سکوهای پخش محتوای سرگرمکننده در اختیار جریانی است که راه رهایی را در پیروی از افکار غربی قلمداد میکنند، پس در این شرایط اصلا عجیب نیست که این جماعت در پرتو حمایت از قانون میتوانند به کار و فعالیت بپردازند و جامعه ایران را نسبت به دین و مذهب تاریخی خود در فاصلهای نسبتا دور قرار دهند.
بیش از ده سال است که از عمر سرویسهای پخش آنلاین میگذرد ولی در این ایام کمتر اثری بوده که برای سلیقه اکثریت مردم ایران تولید شده و در این بسترها قرار گرفته باشد. در ماه مبارک امسال هم این قاعده بهمانند روزها و ایام پیش تکرار شده تا برای بسیاری مسجل شود که ویاُدیها نهتنها برای سود و منفعت مالی بیشتر پا به این عرصه نگذاشتهاند، بلکه میخواهند به دوقطبیهای موجود در اجتماع دامن بزنند و ماهی خود را از این شرایط صید کنند، وگرنه مگر میتوان ادعای حمایت از بازار آزاد و مسائلی از این دست را داشت و عملا علاقه وافر ایرانیان مسلمان به مذهب و آئین را نادیده گرفت؟ بهطوریکه شمایلی همچون رضا عطاران، که عدم ارتباط و اختلافش با صداوسیما از سال ۱۳۸۷ تاکنون بهوسیله گردانندگان همین پلتفرمها تبدیل به پتکی بر سر رسانه ملی که دائم بر سر تلویزیون رسمی کوبیده شده و میشود چرا فکری به حال خواهش همیشگی طرفدارانش مبنیبر تولید سریال مناسبتی در ایام ماه مبارک رمضان نمیکند؟
آنهم درحالیکه بخش خصوصی در کشورهای عربی با سرعت در این مسیر گام برمیدارند و سالهاست که حداقل از منظر کمی پلتفرمهای بهاصطلاح بومی ایرانی را پشت سر گذاشتهاند. ۱۷ کشور عربی، برای برگزاری هرچه باشکوهتر ماه رمضان سنگ تمام گذاشتهاند و در مجموع ۲۴۴ سریال را برای پخش آماده کردهاند که از این میزان بخش عمدهای در پلتفرمهای خصوصی تولید شدهاند.
برای مثال فقط در مصر ۴۴ سریال بهمنظور پخش در ماه رمضان تدارک دیده شده که تقریبا هزینه نیمی از آنها بهواسطه صندوق عمومی سرمایهگذاری عربستان تامین شده است. این مقایسه نهتنها مایه خجالت ویاُدیهای ایرانیست، بلکه باید آنها را به این درک برساند که مخاطب فقط آن جماعتی نیست که شب را به امید تماشای دوباره سیتکامهای آمریکایی سحر میکند. درک سازندگان سریال در شبکه نمایش خانگی ما از تولید بینالمللی ناخنک زدن به سلیقه موجود در کشور دوست و همسایه یعنی ترکیه است، و هیچ وقعی برای دیگر کشورهای همسایه که بخش زیادی از آنها عربزبانند قائل نمیشود!


