بهشت تبهکاران؛ تلفیقی از یک درام تاریخی و تریلر سیاسی
جواد طوسی

ناصرارباب/ صبا، فیلم «بهشت تبهکاران» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی، روایتی از یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران است؛ اثری که در کنار بازسازی فضای تاریخی، به مناسبات سیاسی، اجتماعی و انسانی آن دوره نیز توجه دارد. جواد طوسی، منتقد سینما و بازیگر این فیلم، در گفتوگو با صبا درباره جایگاه این اثر در کارنامه جعفری جوزانی، نسبت سینما و تاریخ، شخصیتهای آثار این فیلمساز، حذف بخشهایی از نسخه سینمایی و ضرورت حمایت از سینمای ملی سخن گفت.
جواد طوسی درباره اینکه «بهشت تبهکاران» را باید بیشتر یک درام تاریخی دانست یا یک تریلر سیاسی، گفت:
«برای پاسخ به این پرسش، خودبهخود باید یک مرور اجمالی نسبت به کارنامه هنری، سینمایی و تلویزیونی مسعود جعفری جوزانی داشته باشیم. بر اساس این بازنگری و ارزیابی کلی، میتوان به شکل غیرمستقیم به این سؤال پاسخ داد. در واقع هر دو موضوعی که مطرح میکنید، در فیلم”بهشت تبهکاران” در هم تنیده شدهاند. در کلیت فیلم، در امتداد یک خوانش متفاوت و در عین حال آسیبشناسانه تاریخی،با یک تریلر سیاسی نیز مواجه هستیم.ترکیب این دو مفهوم در کنار هم، میتواند جذابیتهای مضمونی، تماتیک و نمایشی برای مخاطب ایجاد کند و علاوه بر آن نسبتی جدی با تاریخ معاصر این سرزمین نیز داشته باشد؛ تاریخی که همچنان در این سیر بی امان و پرتلاطم، ضایعات و تلفات و قربانیان اجتنابناپذیر خودش رابه نمایش میگذارد.»

این منتقد سینما با اشاره به مسیر کاری جعفری جوزانی بیان کرد:
شاید بتوان گفت مسعود جعفری جوزانی با این فیلم متأخرش، در مقایسه با آثاری چون “شیر سنگی”، “در مسیر تندباد” و سریال “در چشم باد”، میخواهد از منظر دیگری به تاریخ بپردازد؛ تاریخی که متاسفانه به دلایل مختلف برایمان عبرت آموز نبوده است وهمچنان در بزنگاههای حساس درگیر احساسات، دستهبندیهای سیاسی و جناحی و نگاه افراطی میشویم. قاعدتاً در چنین فضای پرتنش و ملتهبی، آن تفکر و دیدگاهی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد که مانند شخصیت مرکزی فیلم “بهشت تبهکاران”( حسن جعفری) یا دیگر شخصیتهای مستقل جعفری جوزانی، نگاه ناظر و در عین حال مطالبهگر دارد؛ شخصیتی که نمیخواهد آلوده ی مناسبات و دستهبندیهای حزبی و ایدئولوژیک شود.

او درباره شخصیت و کاراکتر اصلی فیلم گفت:
« حسن جعفری” به عنوان یک کارگر حق طلب شرکت نفت، انسانی آرمانخواه است که با نگاهی برخاسته از دغدغههای اجتماعی به ارزیابی جهان پیرامونش میپردازد.او در عین حال آدمی منفعل و بیتفاوت نیست ونسبت به مقوله ی “عدالت”، حساسیت های فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خودش را دارد. این شخصیت برگزیده جوزانی میخواهد انسان باقی بماند، عاشق شود و پایبندی خود را به اخلاق و قراردادهای روشن بینانه اجتماعی حفظ کند.
شاید همین ویژگیها نقطه آسیبپذیر چنین انسانهای والایی باشد. تقدیر محتوم آنها این است که اگر قواعد بازی موجود را بلد نباشند یا رعایت نکنند، در معرض ناملایمات گوناگون قرار میگیرند و در نهایت مانند شخصیت مرکزی “بهشت تبهکاران”، قربانی شدن شان اجتناب ناپذیر است
طوسی درباره نسبت میان وفاداری تاریخی و خلق سینمایی در «بهشت تبهکاران» گفت:
«من چندان موافق این دیدگاه نیستم که یک فیلمنامهنویس یا کارگردان الزاماً باید نسبت به تاریخ یا مقطعی که انتخاب میکند، کاملاً خودش را محدود و مقیّد کند. یک فیلمساز قرار نیست فقط به بازسازی دقیق و جزئیات تاریخی بپردازد و برای شکلیابی جذابیتهای بصری و موقعیتهای دراماتیک لزوماً میباید با قواعد پذیرفتهشده سینما و الزامات نمایشی کنار بیاید. البته این گفته به معنای تحریف تاریخ و ارائه نسخهای جعلی ودگرگون شده از آن نیست. اما میتوان با نگاهی متعادل، هم از تاریخ به درستی وام گرفت و هم اقتضائات سینمایی را نادیده نگرفت.»
این منتقد سینما با اشاره به شیوه مواجهه فیلمسازان مختلف با تاریخ بیان کرد:
«همانطور که اشاره کردم، فیلمساز بر اساس زاویهای دید، سلیقه و دغدغهمندی وجهان بینی خودش با تاریخ مواجه میشود. علی حاتمی با سبک و سیاقی مختص به خودش این مواجهه تاریخی را در آثارش اِعمال کرد و برای آن یک زیباییشناسی نمایشی قائل بود. فیلمسازانی مانند محمدرضا اصلانی و بهرام بیضایی و احمدرضا معتمدی و داوود میرباقری در مجموعههای تلویزیونیاش، هرکدام نگاه مستقل خودشان را به تاریخ داشتهاند و تلاششان این بوده که در این طی طریق به فرم مناسبی دست یابند. مواجهه تاریخی مسعود جعفری جوزانی نیز در مجموعه آثار سینمایی و تلویزیونیاش،همواره آمیخته با حس ملّی و روح حماسی و توجه به عنصر “قهرمان” بوده است.تاریخ را بستری برای رسیدن از گذشته به حال و آسیب شناسی جامعه معاصر میداند تا از دل آن بتواند برای آیندگان مسیر روشنبینانه ای را رقم زند. میتوان گفت که هدف غایی و آرمانی جوزانی از این بازنگری متفاوت، جلوگیری از تکرار اشتباهات تاریخی است.

طوسی با اشاره به شخصیتپردازی در آثار جعفری جوزانی گفت:
«در فیلم “بهشت تبهکاران”، شخصیت حسن جعفری یک فردیت نظارهگر دارد. او در عین حالی که با آدمها و دیدگاههای مختلف بُر می خورد، اما نگاه مستقل خودش را حفظ می کند. مطالبات و کنشگری اجتماعی چنین شخصیتی ، نسبتی مستقیم با عدالت طلبی و آرمان خواهی دارد. مفاهیمی که ذاتاً در هیچ دوره تاریخی نمیتوانند ارزش منفی داشته باشند. ممکن است نسلهای جدید این زمانه نسبت به این گونه واژگان و مفاهیم نگاه متفاوتی داشته باشند و حتی در برابر شان موضع بگیرند، اما انسان هویتمندی که دیدگاه و جهانبینی و مطالبات اجتماعی مستقلی دارد، تلاش میکند حضور تاریخی خودش را توجیه کند. این می تواند همان نگاه هویتمندانسان معاصر این سرزمین باشد.»
او با اشاره به ویژگی مشترک شخصیتهای آثار جعفری جوزانی گفت:
« در بیشتر آثار جعفری جوزانی شخصیتهای منتخب او هیچگاه آدمهای خنثی ومنفعل نیستند. از فیلم های”جادههای سرد” و”شیر سنگی” و”درمسیر تندباد” گرفته تا سریال “در چشم باد”، همیشه با شخصیتهایی مواجهیم که دغدغه دارند و نسبت به جامعه وجهان پیرامونشان واکنش نشان میدهند.
حتی در فیلمی مانند “ایران برگر” که با نگاهی آمیخته با طنز و در قالبی متفاوت با تاریخ وسیاست روبرومیشود، باز هم حضور یک فیلمساز دغدغهمند و صاحب دیدگاه را میبینیم که تلاش میکند با لحنی ساده و بی تکلف با مخاطب خود ارتباط برقرار کند. مجموعه این ویژگیها باعث میشود شخصیتی در مقام هنرمند و فرهنگ ساز جلوهگری کند که میتواند الگو وشمایلی مناسب برای “سینمای ملّی” این سرزمین باشد.»
طوسی درباره حذف بخشهایی از «بهشت تبهکاران» و تأثیر آن بر روایت فیلم گفت:
«باید دید که آیا حذف این بخشها در نمایش عمومی فیلم در مرحله تدوین با همفکری میان کارگردان و تدوینگر ش اتفاق افتاده است یا خیر؟ تا جایی که از طریق صحبتهای خود مسعود جعفری جوزانی و تهیهکننده فیلم، علی قائممقامی، اطلاع پیدا کردم، قرار بوده این مَتریال در قالب یک مینیسریال مورد استفاده قرار بگیرد و در شبکه خانگی پخش شود. با توجه به حجم زیاد راشها و سکانسهای فیلمبرداری شده، طبیعتاً برای نسخه سینمایی در اکران عمومی، نیاز به کوتاه شدن فیلم بوده است. در شرایط کنونی که ذائقه مخاطب تغییر کرده و به سمت سادهپسندی و روایتهای کمعمق رفته است، فیلمی مانند “بهشت تبهکاران” که هم یک نسبت و ریشه تاریخی دارد، هم حسی عدالتخواهانه در آن موج میزند، هم با وجوه وخصایص انسانی سر و کار دارد و هم میخواهد هویت اینجایی داشته باشد، باید بتواند استانداردهای اکران عمومی و ظرفیت پذیرش مخاطب را در نظر بگیرد. خُب به طور طبیعی، این مسئله باعث میشود بعضی شخصیتها کمرنگتر یا حتی حذف شوند و حضور جداگانه و گستردهتر آنها به نسخه مینیسریال موکول شود. البته اینجا بحث مهمتری هم مطرح میشود؛ اینکه اساساً تولید آثاری که قرار است هم نسخه سینمایی داشته باشند و هم در قالب سریال یا مینیسریال ارائه شوند، نیاز به چه میزان هوشمندی و برنامهریزی سنجیده و مرحله به مرحله دارد تا هر دو مسیر به درستی طی شوند و مخاطب مناسب خودشان را داشته باشند. قاعدتاً در چنین پروژههای، می باید میان کارگردان، تهیهکننده و تدوینگر هماهنگی های لازم و در عین حال حرفهای وجود داشته باشد تا در نسخه سینمایی، ضمن رعایت زمان استاندارد اکران عمومی، جذابیتهای فیلم و خوانش تاریخی آن هم حفظ شود.»
طوسی درباره بازنمایی شخصیتهای تاریخی در فیلم گفت:
«از یک طرف باید توجه داشت دورهای که جعفری جوزانی انتخاب کرده، یعنی اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰، دورهای پر از شخصیتها و چهرههای مختلف تاریخی، سیاسی و فرهنگی هنری ست. افرادی مانند مظفر بقایی، احمد دهقان، سپهبد رزمآرا، ابوالقاسم تفضلی، عبدالله والا و دیگر شخصیتهای سیاسی و اجتماعی آن دوره، جایگاه خودشان را در این بستر تاریخی دارند. اما در یک اثر سینمایی که برای اکران عمومی تولید میشود، این سؤال وجود دارد که تا چه اندازه میتوان به همه این شخصیتها پرداخت تا تبدیل به سیاهیلشکر نشوند و در عین حال حضور منطقی و نمایشی خودشان را داشته باشند. به نظر من قضاوت حرفهای و واقع بینانه ودقیقتر درباره این موضوع باید به زمانی موکول شود که نسخه مینیسریال در معرض دید تماشاگر قرار بگیرد. آن زمان میتوان داوری منصفانهای داشت و در صورت لزوم به نگاه نقادانهای رسید. در شرایط فعلی، هر اظهارنظری ممکن است کمی شتابزده باشد.»

او در بخش دیگری از صحبتهایش درباره جایگاه چنین آثاری در سینمای ایران گفت:
«موضوع مهمی که باید به آن توجه داشت، آثاری است که از یک هویت فرهنگی و تاریخی برخوردارند. مدیران فرهنگی و سیاستگذاران سینمایی در طی این چند دهه، همواره درباره “سینمای ملّی” صحبت کردهاند و تلاشهایی برای برنامهریزی و حمایت از این نوع آثار وجود داشته است. اگر قرار است این دغدغه مندی فراتر از بیلان کاری و اعلام حضور در جایگاه مدیریتی بار معنایی پیدا کند و تبدیل به منابع ریشهدار و ماندگار تاریخی در گستره فرهنگ و هنر این سرزمین شود، باید برای این مفاهیم و عناوین، یک راهکار درست ومدون و روشنبینانه ی عملی و اجرایی در نظر گرفت.»
او با اشاره به ضرورت برنامهریزی برای تولید این آثار گفت:
«نباید نگاه ما در این زمینه فقط محدود به یک سقف تولید سالانه محدود و جسته و گریخته باشد. باید بخشی از برنامهریزی سینمایی کشور به صورت مستمر، به تولید حرفهای این نوع فیلمها اختصاص پیدا کند؛ فیلمهایی که ممکن است ریشه در تاریخ کهن یا معاصر داشته باشند و طبیعتاً تولیدشان نیازمند سرمایهگذاری جدی و کلان است.»
طوسی درباره ضرورت حمایت از تولیدات تاریخی و نقش نهادهای سینمایی گفت:
«در شرایطی که امروز بخش خصوصی حرفهای و قدرتمندی که بتواند به تنهایی وارد چنین پروژههایی شود، وجود ندارد، به طور اجتنابناپذیر باید مراکز و سازمانهای دولتی و نهادهای فرهنگی مانند بنیاد سینمایی فارابی، سازمان سینمایی ارشاد، حوزه هنری یا مجموعههایی مانند سازمان سینمایی اوج و موسسه روایت فتح که در سالهای اخیر در حوزه تولید فعال بودهاند، برای این گونه آثار پیشقدم شوند. البته این حمایت نباید به این معنا باشد که نگاهی ایدئولوژیک و یکسویه بر تولید و مضمون و دستمایه انتخابی حاکم شود. این آثار باید بتوانند با طیفهای مختلف جامعه ارتباط گسترده برقرار کنند. بنابراین لازم است نگاه متعادل، حرفهای و دغدغهمند واز دل برآمدهای دستور کار و در اولویت قرار گیرد که هم ریشه در فرهنگ و تاریخ این سرزمین داشته باشد و هم از شکل وقالب ولحن تبلیغاتی و فرمایشی فاصله بگیرد.»
این منتقد سینما با اشاره به کارنامه مسعود جعفری جوزانی بیان کرد:
«نمونه این نگاه را میتوان در کارنامه این فیلمساز دید. اوچه زمانی که با بخش خصوصی کار میکرد و چه زمانی که از حمایتهای ارشاد و بنیاد فارابی و “سیما فیلم” استفاده میکرد، هیچگاه استقلال نگاه خود را از دست نداد. به نظر میرسد برای او استقلال عمل، داوری منصفانه و مواجهه واقعبینانه با تاریخ، همیشه یک اصل مهم بوده است. این واقعیت را میتوان در فیلمهایی مانند “شیر سنگی” و “در مسیر تندباد” به وضوح دید. حتی در سریال ارزشمند”در چشم باد” که با بودجه تلویزیون ساخته شد، جعفری جوزانی شخصیتی مانند بیژن ایرانی را خلق میکند؛ شخصیتی که در ساحَتی تاویل پذیر میتواند ” انسان هویتمند و تاریخ ساز این سرزمین باشد.»

او درباره شخصیت بیژن ایرانی گفت:
«بیژن ایرانی کسی نیست که واقعیتهای دوران خودش را تحریف کند یا آن را به مسیر دیگری سوق دهد. او شخصیتی است که مرحله به مرحله با تاریخ همراه میشود؛ از جوانی تا میانسالی از دورههای مختلف اجتماعی و سیاسی عبور میکند و در نهایت به یک مقطع حساس تاریخی مانند دوران جنگ هشتساله و فتح خرمشهر میرسد و شمایل یک قهرمان باورپذیر راپیدا میکند. این شخصیتِ برگزیده مسعود جعفری جوزانی، همچنان یک انسان کنشگر، مبارز و حاضر در صحنه باقی میماند؛ کسی که جایگاه محکم تاریخی دارد و میتواند نماینده یک خوانش مشخص از تاریخ باشد. ویژگی مهم وشاخص جعفری جوزانی این است که یک قهرمان انتزاعی و باورناپذیر خلق نمیکند؛ بلکه شخصیتی میسازد که هم در واقعیت جاری جامعه قابل لمس است و هم میتواند به یک شمایل تاریخیِ قهرمانانه تبدیل شود. این تشخص فردی و تاریخی و نمایشی میتواند الگویی برای تولیدات آینده در این حوزه باشد؛ اینکه چگونه میتوان شخصیتی خلق کرد که هم ریشه در واقعیت تاریخی داشته باشد و هم از ظرفیتهای نمایشی و سینمایی برخوردار باشد. »
طوسی در پایان درباره وضعیت اکران «بهشت تبهکاران» و میزان توجه به چنین آثاری گفت:
«سؤال مهم این است که چرا درباره اثری مانند “بهشت تبهکاران”، که بخشی از بودجه آن از سوی بنیاد سینمایی فارابی تأمین شده، در شیوه و زمان اکران و تبلیغات اینقدر غیرحرفهای عمل شد. چرا این فیلم نتوانست در کنار دیگر تولیدات اکران عمومی، جایگاه مناسب و در خور اعتنایی پیدا کند؟ امروز بخش زیادی از تولیدات اکران عمومی به فیلمهای عامهپسند کمدی و آثاری با رویکرد سرگرمی سازی صِرف اختصاص یافته که طبیعتاً مخاطب خودشان را دارند، اما برای فیلمهایی که از ارزشهای فرهنگی، تاریخی و زیباییشناختی برخوردارند نیز باید برنامهریزی ویژهای وجود داشته باشد.این حمایت و سوبسید فرهنگی باید از مرحله پیشتولید آغاز شود، در مراحل تولید و پس از تولید ادامه پیدا کند و در زمان اکران عمومی هم مورد توجه همه جانبه باشد. این فیلمها نباید فقط ساخته شوند و بعد به بایگانی تاریخ ملحق شوند. حفظ این آثار، نمایش درست آنها و ایجاد امکان ارتباطشان با مخاطب، نیازمند یک راهکار حرفهای و سنجیده است. اگر قرار است با هر سیاست و مترو معیاری چنین آثاری ساخته شوند، باید شرایطی فراهم شود که هم در مخاطب شناسی کلان قرار بگیرند و هم برای تولیدکنندگان و سرمایهگذاران بعدی انگیزه ایجاد کنند. متأسفانه درمورد “بهشت تبهکاران” این اتفاق آنگونه که باید رقم نخورد و فیلم با وجود برخورداری از قابلیتهای سینمایی، مضمونی و تماتیک، نتوانست در اکران عمومی به جایگاه شایسته خود برسد.»



