پشت پرده موج کاذب همدلی با جنوب

سعید مصباح| در منازعات مدرن، عرصه تقابل تنها میدان نظامی نیست؛ همزمان، نبردی بر سر شناخت، روایت و جهتدهی به افکار عمومی نیز شکل میگیرد. هنگامی که یک بازیگر سیاسی مانند آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی در تحقق اهداف خود با شکست مواجه میشوتد، تلاش میکنند با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و ظرفیتهای اجتماعی و شکافهای درون جامعه مقابل، میدان جدیدی برای اثرگذاری ایجاد کنند. در چنین شرایطی، احساسات عمومی و سرمایههای عاطفی جامعه میتوانند به بستری برای مداخله و بازتولید روایتهای مورد نظر متجاوزان تبدیل شوند.
همدلی مردم ایران با ساکنان جنوب کشور که چند روز است زیر آتش دشمن قرار دارند، واکنشی طبیعی و برخاسته از پیوندهای احساسی و ملیگرایانه است؛ اما همین سرمایه اجتماعی، در صورت قرار گرفتن در چارچوب عملیات رسانهای، قابلیت آن را پیدا میکند که به پروژهای سیاسی بدل شود. اینجاست که نقش سلبریتیها و بلاگرها پررنگ میشود. آنها آگاهانه یا ناآگاهانه، در جایگاهی قرار میگیرند که به پیشران اهداف دشمنان ایران بدل میشوند.
الگوی این فرایند نیز قابل تأمل است. ابتدا با تولید تصاویر و روایتهایی که بر عنصر قربانی بودن تأکید دارند، زمینهای احساسی برای واکنش مخاطب ایجاد میشود. سپس این محتوا از طریق شبکههای اجتماعی بازنشر میشود و به تدریج روایتی شکل میگیرد که در آن مسئولیتها مبهم و مرز میان کنشگر و قربانی کمرنگ میشود. نتیجه چنین فرآیندی، تغییر چارچوب ادراک عمومی و شکل دادن به نوعی همسانسازی اخلاقی میان طرفهای درگیر است.

باید روشن کنیم که چه شد سلبریتی و بلاگری که جرأت محکوم کردن حمله متجاوزان به ایران را نداشت و حتی از ترس فحاشیها از حمایت تیم ملی فوتبال هم پا پس کشید به یکباره به یاد مظلومیت مردم جنوب کشور افتاد؟ این موضوع فینفسه موضوع کوچکی نیست و نیاز به بررسی و دقت بیشتری دارد.
کشور در سرنوشتسازترین روزهای خود قرار دارد که جنگ نظامی و جنگ شناختی هر دو در حال فشار بر مردم این سرزمین است تا تاریخ ایران را به کل تغییر دهد. به همین جهت باید با چنین مسائلی با احتیاط و هوشمندی بیشتر مواجه شد!




