نبود عاملیت فردی در جهان چخوفی/ این نمایش سلبریتی‌محور نیست!

گزارش تمرین «براساس دایی وانیا»؛

نمایش «براساس دایی وانیا از آنتون چخوف» به نویسندگی و کارگردانی یوسف باپیری به بازخوانی نمایشنامه «دایی وانیا» می‌پردازد؛ بازخوانی که در آن مرز میان شخصیت‌ها گم می‌شود.

آروین موذن‌زاده- علی حیدری؛ حدود ساعت ۲ ظهر، دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، در حد فاصل خیابان نادری و وصال در خیابان طالقانی، به مجموعه تئاتر لبخند می‌رسیم، جایی که نمایش «براساس دایی وانیا از آنتون چخوف» به نویسندگی و کارگردانی یوسف باپیری در مراحل نهایی تمرینات خود به سر می‌برد. پس از ورود به سالن با صحنه و دکوری ساده روبه‌رو می‌شویم که از ویژگی‌های ریز بینانه‌ای برخوردار است. حدود ۵ سال از اجرای نمایش «عکس العمل» می‌گذرد و باپیری پس از ۵ سال دوباره در قامت کارگردان با نمایش «براساس دایی وانیا از آنتون چخوف» روی صحنه حاضر شده است. این فعال تئاتری متعهد به تئاتر اگر هم‌ به عنوان کارگردان اثری را به صحنه نبرد معمولا در مقام مشاور در عمده آثار گروه تئاتر «تازه» حضور دارد. حسن معجونی و هوتن شکیبا بازیگران این اثر نمایشی هستند که بعد از سال‌ها بار دیگر در کنار هم روی صحنه می‌روند.

هوتن شکیبا معمولا بازیگر ثابت نمایش‌های باپیری است و از جایی به بعد حضور شکیبا روی صحنه به نوعی به همکاری با باپیری گره خورده است پس اصلا دور از انتظار نیست که نمایشی توسط یوسف باپیری معرفی شود و در میانه اطلاعات نمایش نام شکیبا به عنوان بازیگر دیده نشود. ترکیب گروه بازیگران در این نمایش ما را به یاد دوران جذاب دهه ۹۰ و گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی محمدحسن معجونی می‌اندازد و حس بازگشت هنرمندان اصیل این حرفه را در دل مخاطبان زنده می‌کند.

به گزارش مهر، کمی می‌گذرد و صندلی را برای نشستن در میانه صندلی‌های خالی مجموعه تئاتر لبخند پیدا می‌کنیم و به تماشای گروه طراحان و دیگر عوامل فنی می‌نشینیم که صحنه و صدا را برای چندمین بار چک می‌کنند و موسیقی‌های اجرا که به شکلی پراکنده پخش می‌شود و آهنگساز بلند و کوتاهی صدا را باتوجه به مختصات اجرا مهندسی می‌کند. اگر براساس آثار پیشین باپیری و با پیش زمینه‌ای که از این آثار داریم به صحنه نمایش نگاه کنیم، متوجه تغییر سبک و فضای ذهنی این هنرمند می‌شویم، چون انتظار مخاطب از آثار وی و به طور جامع‌تر از نمایش‌های گروه تئاتر «تازه» کارهایی است که ورای محتوا در فرم هم فضای نوآورانه و آوانگاردی دارد و مخاطب با این نوید وارد سالن می‌شود که اثری که بناست به تماشا بشنیند، از نگاه تماتیک دارای مولفه‌های نوینی است. خیلی نمی‌گذرد که باپیری وارد سالن می‌شود و شروع به مدیریت و منسجم ساختن گروه کارگردانی و گروه طراحان می‌کند و آهسته آهسته پس از حضور و تعویض لباس و آماده شدن محمدحسن معجونی و هوتن شکیبا اجرای ژنرال نمایش آغاز می‌شود. پیش از آغاز اجرای، با باپیری گفتگویی داریم و درمورد تئاتر و بازگشت او در کسوت کارگردان گپ می‌زنیم.

نبود عاملیت فردی در جهان چخوفی/ این نمایش سلبریتی‌محور نیست!

تئاتر تنها زیبایی صرف نیست؛ از هوتن شکیبا و حسن معجونی تئاتری‌تر سراغ داریم؟

یوسف باپیری نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر درباره‌ پیش‌داوری مخاطبان درباره‌ این نمایش بیان کرد: تئاتر و فرایند تولید و ارائه آن لزوما آن چیزی نیست که مردم از بیرون تصور می‌کنند. برای مثال نمایش ما اکنون قبل از شروع اجراها، تئاتری با بازیگران چهره و شناخته شده به نظر می‌رسد که با تولید اخبار زرد توسط رسانه‌ها در چند دقیقه پیش فروش بلیت‌های آن به پایان رسیده و در بازار سیاه گران‌تر هم به فروش می‌رسد. اما کسانی که در تئاتر از دور هم ما را بشناسند، می‌دانند این اخبار و این تصورات چقدر از ما و گروه‌مان پس از سال‌ها کار کردن در این فضا دور است. پرسش این است از هوتن شکیبا و محمدحسن معجونی تئاتری‌تر به اصطلاح ما تئاتری‌ها به عنوان بازیگر سراغ داریم؟ طبیعی است این ۲ سال‌ها کنار هم و در یک پروژه و حتی به صورت شخصی به عنوان بازیگر روی صحنه نرفته‌اند، و حتی اگر اجرای ما بد هم باشد دیدن این ۲ کنار هم به عنوان بازیگر می‌تواند برای تماشاگران جذابیت داشته باشد.

وی افزود: واقعیت این است در زمان ساخته شدن این اجرا تنها چیزی که به آن فکر نکرده بودیم، آن هم در این یک سال پر از جنگ و فاجعه و آتش‌بس ناپایدار، استقبال تماشاگران و یا تعداد زیاد اجرا و غیره بود، به همین دلیل ما اجراهای محدودی را برنامه‌ریزی کردیم. اما به دلیل عدم حضورم در فضای رسمی در طول این سال‌ها از آبان ماه ۹۸ تاکنون، چیزی که تغییر زیادی کرده فضایی است که توسط رسانه‌های مجازی و اجتماعی و خبری در اطراف یک پروژه ساخته می‌شود که در اختیار ما نیست و بسیار متفاوت عمل می‌کند. به گروه‌های با بازیگران شناخته‌شده توجه ببیشتری می‌کند و به گروه‌های جوان‌تر کم‌تر توجه می‌کند، توجه به گروه‌های شناخته شده البته شمشیر دو لبه است، چون بسته به استراتژی و سیاست‌های رسانه می‌تواند همراه و یا تخریب کننده باشد.

فروش ملاک رقابت نیست؛ تئاتر خیلی مظلوم است

باپیری با اشاره به حضور متعهدانه خود در تئاتر در طی تمام سال‌های فعالیت، درباره ارزیابی‌اش از شرایط فعلی تئاتر گفت: فکر می‌کنم تئاتر ایران دارای هیچ رقابتی نیست. رقابتی که وجود دارد یک رقابت فیک و تقلبی است. زیرا ملاک رقابت تئاتر در ایران در فروش است و این درست نیست، اگر تازه مفهوم رقابت را بپذیریم و آن را به عنوان بخشی از فرایند توسعه برای پیشرفت میدان‌های مختلف از جمله تئاتر در نظر بگیریم؛ رقابت اصولی در نقد و گفتگو است. این زمانی صدق می‌کند که تعداد قابل توجهی کارگردان معتبر اجرا داشته باشند و حالا رسانه‌ها درمورد آثار این کارگردان‌ها حرف بزنند و نقد و گفتگو و گزارش منتشر کنند. البته من هیچ موضعی نسبت به اینکه گروهی تلاش کنند، مخاطب بیشتری جذب کند و درآمد بیشتری داشته باشند، ندارم. هر پولی به تئاتر بیاید، من را خوشحال می‌کند.

این کارگردان تئاتر تصریح کرد: مساله این است با حذف یارانه‌های دولتی و سوبسید بلیت تئاتر، تئاتر در بالاترین حد فروش خود هم مگر چه درآمد عجیب و غریبی دارد؟ هر درآمدی از گیشه یک گروه پیشاپیش ۵۰ تا ۶۰ درصد آن هزینه شده است. در این روش حتی اجراها با فروش بیشتر هم درآمد قابل توجهی ندارند. بماند که گروه‌های جوان‌تر و بیشتر اجراها معمولا بدهکار می‌شوند. واقعیت این است تئاتر بدون یارانه و حمایت اقتصادی کاملا ورشکسته است، و اینکه تئاتر ایران چه به صورت رسمی و چه به صورت غیررسمی با تحمل چنین فشار اقتصادی و در چنین شرایط اجتماعی و سیاسی، هنوز به تلاش برای اجرا ساختن و اجرا رفتن ادامه می‌دهد، قابل ستایش و احترام است.

باپیری درباره فضای رقابتی در تئاتر، عنوان کرد: رقابتی در معنایی که توضیح دادم، وجود ندارد و به این زودی‌ها هم شکل نمی‌گیرد. برای طی‌کردن فرایند توسعه باید گروه‌های حرفه‌ای، ثابت و ماهری وجود داشته باشد. البته من ادعا نمی‌کنم در گذشته تئاتر ایران همچنین فضای بوده و اکنون نیست. شاید کمی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ اوضاع بهتر بوده باشد، اما من حس نوستالژیکی به آن دوران ندارم. در آن دوران هم هزار مشکل و بحران وجود داشت. وقتی کسی چیزی درمورد آثار نمی‌نویسد، تلاشی برای بهتر شدن هم معنایی ندارد. یکی دیگر از مشکلات مهم تئاتر ایران مسائل فنی است؛ در هر حوزه فنی تئاتر می‌رویم، تعداد متخصصان آن کمتر از انگشتان یک دست است.

کارگردان‌ نمایش «اسلو» متذکر شد: از فضای اکنون تئاتری‌مان هم‌زمان هم بسیار ناامیدم؛ چون تئاتر بخشی از جامعه است، در یک جامعه ویران و بحران‌زده و بی‌ثبات، چه انتظاری از تئاتر داریم؟! و هم‌زمان امیدوار؛ چون تئاتر در همین فضا، هر چند به سختی، دارد به نفس کشیدن ادامه می‌دهد و این واقعا شبیه معجزه است و کنش‌گران و تولیدکنندگان و هنرمندانش قابل احترام هستند.

در این دوره کاری روی چخوف ایستاده‌ام؛ در باب مسئله عاملیت و زندگی روزمره

وی درباره انتخاب «دایی وانیا» و چخوف در این دوره از زیست تئاتری خود یادآور شد: چند سالی است در کلاس‌های کارگردانی روی آثار چخوف می‌ایستم و تاکید دارم. پیش‌تر روی آثار شکسپیر متمرکز بودم. اما بر این باورم که کار کردن آثار چخوف از جهاتی بسیار چالش برانگیزتر است. دلیل سختی چخوف حضور پررنگ روابط انسانی و روزمره‌گی زندگی است که کارگردانی و بازیگری آن نیز بسیار دشوار است. آثار چخوف به دلیل روابط انسانی و زندگی روزمره‌ کاراکترهایش این امکان را برای ما ایجاد می‌کنند که در هر برهه‌ و زمانه‌ای با خواننده و تماشاگر نسبتی برقرار کنند. دراماتورژی و نگارش این متن بعد از جنگ ۱۲ روزه در تابستان پارسال اتفاق افتاد. در اولین جنگ من بسیار مضطرب بودم و دوست داشتم سراغ چیزی بروم که در موضوع از وضعیت روزانه‌ من در ظاهر دور باشد.

نبود عاملیت فردی در جهان چخوفی/ این نمایش سلبریتی‌محور نیست!

وی ادامه داد: پارسال مروری بر آثار چخوف داشتم و در کلاسی درباره دراماتورژی هم به آثار چخوف پرداختم. در میان متن‌های چخوف، «دایی وانیا» برای من اهمیت بیشتری پیدا کرد. این اثر، متن بسیار جالبی است، در میان نمایشنامه‌های اصلی مثل «مرغ دریایی»، «باغ آلبالو»، «سه‌خواهر» و «ایوانف»، کوتاه‌ترین آنها و با کاراکترهای محدودتری است و خط داستانی بسیار ساده و بدون تنش دراماتیک پیچیده و پررنگی دارد که برای من بسیار مورد توجه قرار گرفت. در این متن می‌توانیم جای تمامی کاراکترها، چه زن و چه مرد، قرار بگیریم. «دایی وانیا» با متنی مانند «هملت» بسیار متفاوت است. در «هملت» هرکاری کنیم، در نهایت عاملیت با هملت است. اما در «دایی وانیا» این‌گونه نیست و ما می‌توانیم عاملیت را در هر کاراکتری، حتی کاراکترهای فرعی پیدا کنیم. برای همین ۲ بازیگر می‌تواند جای همه نقش‌ها بازی کنند و واقعیت این است که خود گفتگو کردنِ کاراکترها از کارکترهای که گفتگو می‌کنند و یا موضوع گفتگو مهم‌تر است. حالا با هر موضوعی‌، درباره‌ عشق، روابطشان، دوستی، حسادت‌ها و هر موضوع دیگری که می‌توان درباره‌اش گفتگو کرد. این ویژگی «دایی وانیا» در ظاهر با موضوعات و تنش‌ها سیاسی اجتماعی روزانه ما در یک سال گذشته ارتباط مستقیمی ندارد، اما در عین حال مرتبط با حال و روزمان بود.

وی درباره انتخاب بازیگران گفت: از ابتدای نوشتن و دراماتورژی برای ۲ کاراکتری که در نظر گرفته بودم به هوتن شکیبا و محمدحسن معجونی فکر می‌کردم که هر ۲ نفر پس از خواندن متن بازی در کار را قبول کردند. و این خوشایندترین بخش فرایند تولید این اجرا بود.

باپیری درباره شکل کارگردانی و شیوه اجرایی نمایش، تصریح کرد: تلاش کردم سیاست این اجرا بیشتر در دراماتورژی متن رخ دهد و برای بازی کردن دست بازیگرها را با توجه به توانایی‌هایشان باز گذاشتم و سعی کردم بسیار ساده و به دور از تئاتریکالیته‌های مرسوم اتفاق بیفتد. البته اگر سالن‌های متفاوتی در تئاتر ایران داشتیم، ترجیح می‌دادم بخش جایگاه تماشاگران را تغییر دهم و در این اجرا تا حدودی سعی کردم بخشی از ایده‌ اصلی که حضور تماشاگران در صحنه هست با امکانات حداقلی رخ بدهد.

آغاز تمرینات از پاییز سال گذشته؛ در تئاتر ما خبری از ثبات نیست

وی در ادامه درباره تمرینات و شکل‌گیری اثر مطرح کرد: ما تمرینات این نمایش را از پاییز پارسال آغاز کردیم و پس از آن به وقایع دی ماه برخوردیم و سپس جنگ شد و پس از آتش‌بس به پیشنهاد حسن چند روزی به شمال هم رفتیم و در آنجا تمرین کردیم. وقتی برگشتیم زمانی را فیکس کردیم که خیلی به ما نزدیک بود و تصیمیم گرفتیم تا اتفاق دیگری نیفتاده، اجرا برویم. دوست داشتم که در شهرهای مختلف اجرا برویم که هنوز هم این پیشنهاد مطرح است و باید ببینیم که چه می‌شود.

باپیری درباره نبود گروه ثابت در تئاتر امروز، توضیح داد: وقتی ما از گروه، تئاتر، کمپانی و تماشاخانه حرف می‌زنیم، داریم از نوعی ثبات و استقرار صحبت می‌کنیم، وقتی در جامعه ثبات وجود ندارد، درگروه هم نمی‌تواند ثبات وجود داشته باشد. برای مثال ما یک گروه سابقه‌دار هستیم اما مکان مشخص نداریم. در تمام دنیا گروه‌های تئاتر در سالن‌ها مستقر هستند و پی‌درپی سالن خود را تغییر نمی‌دهند اما ما در جایی مستقر نیستیم و به‌نوعی «اجاره‌نشین» هستیم. تجربیاتی هم که سعی کردیم در راستای استقرار و کار با یک گروه در طولانی مدت، مانند نمایش «برادران کارامازوف» اشکان خیل‌نژاد داشته باشیم، با وجود چالش‌ها و فشارها رقم خورد و شاید در شرایط عقلانی نباید این‌کار را انجام دهیم. در مصاحبه دیگری هم گفتم که کار اشکان به‌نوعی یک وصله ناجور در تئاتر ماست.

پس از گپ ‌و گفتی که با باپیری داشتیم اجرای تمرینی نمایش آغاز می‌شود و ادامه گفتگو را به پس از اتمام تمرین ژنرال موکول می‌کنیم. در حین اجرا شاهد حضور دائم و پیوسته معجونی و شکیبا روی صحنه هستیم. ترکیبی که در القای این شیوه از بازنگری و بازنویسی «دایی وانیا» توسط باپیری بسیار موفق عمل می‌کند. به‌ویژه حضور معجونی در این اجرا به عنوان کسی که سال‌ها آثار چخوف را اجرا و زندگی کرده است، سبب می‌شود مخاطب درک بهتری نسبت به جهان چخوف پیدا کند که البته همراهی شکیبا در اجرا و رویکرد باپیری در متن و کارگردانی این امکان را بیش از پیش مهیا می‌کند و در دسترس مخاطب قرار می‌دهد این اجرا حاصل بلوغ باپیری در کارگردانی است و درک صحیح او از میزانسن و جهانی‌بینی چخوفی سبب می‌شود مخاطب در کمال سادگی شاهد زندگی باشد که تمام آن گواه و بازتابی از اتمسفر دنیای چخوف به‌ویژه در «دایی وانیا» است. نمایشی که در اثر شیفتگی در فرم دچار ناتواتی در بیان درونمایه نشده است. از دیگر نکات قابل توجه در نمایش، نگاه‌ پرهیزکارانه باپیری از وارد شدن به فضای دراماتیک است، او به هیچ‌وجه نمی‌کوشد در جهان خلق شده روی صحنه، مخاطب را درگیر احساسات کند.

پس از تماشای تمرین نمایش، با محمدحسن معجونی نیز به گپ‌وگفت کوتاهی پرداختیم که در ادامه این گفتگو را می‌خوانید.

کارگردانی و بازیگری آثار چخوف لذت‌بخش است

محمدحسن معجونی با اشاره به سابقه طولانی‌مدت خود در زمینه اجرا و کارگردانی آثار چخوف، درباره تفاوت این پروژه با آثار و تجربیات پیشین خود بیان کرد: من حال و هوای این نمایش را دوست داشتم چون قرائت متفاوتی داشت. پایه همان «دایی وانیا» است، اما دراماتورژی سبب تغییرات و حال و هوای جذابی شده است و متن را به اثری سرحال بدل کرده است.

وی درباره اجرای چندین نقش در این نمایش، تصریح کرد: ایفای نقش در نقش درمورد آثار چخوف وجود دارد، مثلا اجرای فرنگی دیدم که یک بازیگر (اندرو اسکات) تمام نقش‌ها را با جزئیات بازی می‌کند. اما در این نمایش خیلی اصراری بر تفاوت نقش‌ها وجود ندارد. نبود اصرار جزوه دراماتورژی کار است. گویی نقش‌ها مانند سایه می‌آیند و رد می‌شوند و خیلی نشستی در نقش خاصی وجود ندارد و هویت بازیگر و کارگردان در طول نمایش نیز حفظ می‌شود.

نبود عاملیت فردی در جهان چخوفی/ این نمایش سلبریتی‌محور نیست!

معجونی درباره تفاوت کارگردانی و بازیگری در آثار چخوف توضیح داد: من چون خیلی کاراکترهای نمایشنامه‌های چخوف برای بازیگری را دوست دارم، همزمان از کارگردانی این آثار هم لذت می‌برم.

در بخش پایانی این گزارش و بعد از دیدن اجرای تمرینی نمایش دوباره به سراغ باپیری می‌رویم و ادامه گفتگو را از سر می‌گیریم.

باپیری در این بخش از گفتگو درباره جهان‌بینی که نسبت به نمایشنامه «دایی وانیا» داشته و اینکه در این اجرا شخصیت‌ها از یکدیگر تفکیک نمی‌شوند و مهم‌تر از کاراکترها، چگونگی حرف زدن آنها با هم است، صحبت کرد.

محو شدن مرز شخصیت‌ها انتخابی تعمدی بود؛ مهم نیست چه شخصیتی دیالوگ می‌گوید!

یوسف باپیری در پاسخ به این پرسش که در اقتباس از «دایی وانیا» چه جهان‌بینی‌ای نسبت به چخوف داشته و آیا محو شدن مرز شخصیت‌ها در متن، یک ریسک آگاهانه بوده است، گفت: بله، این تصمیم کاملاً آگاهانه بود. از ابتدا برای خودم این پرسش وجود داشت که چرا باید تنها ۲ بازیگر، همه نقش‌های نمایش را ایفا کنند و این انتخاب چه منطقی می‌تواند داشته باشد. منطق ما این بود که این نمایش تقابل یک بازیگر و کارگردان است. در نسخه اولیه متن، همه چیز کاملاً تفکیک شده بود؛ حتی در دستور صحنه‌ها داخل پرانتز مشخص کرده بودم که هر دیالوگ یا کنش مربوط به کدام شخصیت است. اما در روند تمرین‌ها کم‌کم به این نتیجه رسیدیم که این تفکیک ضرورتی ندارد.

وی ادامه داد: بخش زیادی از تمرین‌های ما در خانه انجام می‌شد. متن را حتی چاپ هم نمی‌کردم و روی تلویزیون نمایش می‌دادم و بازیگران همان‌جا آن را می‌خواندند و اجرا می‌کردند. در ابتدا قرار بود دستور صحنه‌ها روی پروجکشن نمایش داده شود، چون مدتی بود با ویدئو کار کرده بودم و علاقه داشتم از این مدیوم استفاده کنم. بعد به این فکر رسیدیم که خود بازیگران دستور صحنه‌ها را بخوانند؛ مثلاً بگویند فلان شخصیت وارد شد یا از صحنه خارج شد. همین ایده به تدریج وارد متن شد.

این کارگردان افزود: در نهایت از خودم پرسیدم که چرا اصلاً باید شخصیت‌ها تا این اندازه از هم تفکیک شوند؟ واقعیت این است که اگر مخاطب درگیر این نشود که دقیقاً چه کسی در حال صحبت کردن است، اتفاق مهمی را از دست نمی‌دهد. آنچه اهمیت دارد، چگونگی گفتگوی ۲ کاراکتر درباره روابط، مشکلات، عشق، دلخوری‌ها و زندگی است. برای همین تلاش کردیم هرچه جلوتر می‌رویم، مرز شخصیت‌ها کمرنگ‌تر شود تا تماشاگر هم به تدریج این مسئله را رها کند و فقط به حرف‌هایی که میان این ۲ نفر رد و بدل می‌شود، گوش بدهد.

باپیری در پایان صحبت‌هایش با اشاره به اینکه هدفش تمرکززدایی از شخصیت‌ها بوده است، توضیح داد: این نمایش مثل «هملت» نیست که عاملیت شخصیت‌ها اهمیت محوری داشته باشد. اینجا خودِ گفتگو اهمیت دارد و نه شخصیت‌ها. آدم‌ها درباره عشق، رابطه، مشکلات، حسادت، غر زدن یا دیگران صحبت می‌کنند؛ چیزهایی که همه ما هر روز در زندگی تجربه می‌کنیم.

نمایش «براساس دایی وانیا از آنتون چخوف» به نویسندگی و کارگردانی یوسف باپیری از ۲۵ تیر در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه رفته است.

محمدحسن معجونی و هوتن شکیبا گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

عکس‌ها از مصطفی قاهری و مربوط به تمرین نمایش است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =

دکمه بازگشت به بالا