تهران من حراج

مسعود حنیفی| بیست‌وپنجمین حراج تهران، روز جمعه 26 تیر برگزار شد و 6 اثر هنری با ثبت رقم بالای 25 میلیارد تومان، رکود قبلی این حراج که 22 میلیارد تومان ثبت شده بود را شکستند.

در این دوره تابلو «افق رفیع» به قلم سهراب سپهری با قیمت 42 میلیارد و 350 میلیون تومان به فروش رسید تا عملا گران‌ترین اثر بیست‌وپنجمین حراج تهران نام بگیرد.

این صرفا یک خبر عادی نیست و باید با دقت به آن نظر انداخت. کشور از آغاز سال 1404 تاکنون دو مقطع جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی را پشت سر گذاشته و اکنون مناطق جنوبی‌اش هم تحت حملات باند اپستین قرار دارد.

عده‌ای دفاع ملی میهنی از ایران و اسلام را با قرقره کردن حرف‌های سطحی و کودکانه همیشگی در نقد جنگ و دفاع از صلح ضایع می‌کنند و به ترامپ و دوستانش این پالس را می‌دهند که ما تمایلی برای ایستادگی در برابر تو نداریم! در همین حال حراجی با زیر پا گذاشتن قوانین مملکت در مورد حجاب در تهران برگزار می‌شود که کارش به‌ظاهر درآمدزایی برای اهل هنر است ولی آن‌ها که عقلشان به چشم‌شان نیست به‌خوبی می‌دانند که برگزاری چنین مراسمی آنهم در بحبوحه جنگی وجودی و تمدنی صرفا یک اتفاق -یا آنطور که جماعت برگزارکننده شیک «ایونت» صدایش می‌زنند- ساده نیست.

حراج تهران یکی از ده‌ها نمونه رویدادی است که تلاش می‌کند، هرچه زودتر از موقعیت به‌وجود آمده برای پروژه نرمالیزاسیون بهره برده و از آب کره بگیرد. گویا ما باید در هاضمه نظم غربی هضم بشویم تا موجودیت و حقوق‌مان محترم شمرده شود؛ این البته خیال خامی بیش نیست، اما راهی که ایران در آن به سمت پیشروی‌ست چیزی جز این نیست.

از این‌ها گذشته، حراجی‌ تهران هم مانند حراجی‌های معروف دنیا نظیر «ساتبیز» و «کریستیز» اگرچه ویترینی باشکوه از هنر والا و هنر پاپ به‌شمار می‌رود ولی آثار مخرب و منفی‌ای نظیر همگن‌سازی سلیقه هنری خلق‌الله، رشد واسطه‌ها به سبب کارمزدهای نجومی و نادیده گرفته شدن بازارهای نوظهور و… از خود بر جای می‌گذارد که قابل بررسی است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − ده =

دکمه بازگشت به بالا