وقتی کتاب از سبد فرهنگی خانواده‌ها حذف می‌شود

وضعیت گرانی کاغذ و کتاب می‌تواند بحران فرهنگی ایجاد کند

محمد قربانی| تورم کاغذ، جهش قیمت پشت‌جلد، کاهش شمارگان و افت قدرت خرید خانوارهای کم‌درآمد، کتاب را از سبد فرهنگی طبقات فرودست و حتی بخشی از طبقه متوسط بیرون رانده و آن را به کالایی لوکس تبدیل کرده است. اگر در سال‌های قبل، خانواده‌ها در کنار خوراک و پوشاک، هنوز برای کتاب هم جایی ولو کوچک باز می‌کردند، امروز کتاب نخستین قربانی تورم است. آمارها نشان می‌دهد قیمت کاغذ تحریر در بازار ایران در ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۱۱۲ درصد رشد کرده و برخی گزارش‌ها از عبور رشد سالانه کاغذ از ۹۰ درصد در ۱۴۰۳ خبر داده‌اند. در همین دوره، میانگین قیمت کتاب نیز طبق داده‌های رسمی نشر، در ۱۴۰۳ حدود ۳۴ تا ۴۱ درصد بالا رفته و در ماه‌های نخست ۱۴۰۴ نیز رشدهای ۲۲ تا ۳۵ درصدی ثبت شده است. این جهش‌ها نشانه‌ای‌اند از عمیق‌تر شدن شکاف فرهنگی. وقتی کتاب از کالای عمومی به کالای لوکس بدل شود، نخستین قربانی آن نه ناشر است و نه کتابفروش؛ قربانی اصلی نسل‌هایی‌اند که دسترسی‌شان به کتاب از بین می‌رود.

داده‌های تازه نشان می‌دهد بحران کتاب در ایران وارد مرحله‌ای جدید شده است. در حوزه کاغذ، که ماده اولیه اصلی صنعت نشر است، بازار ۱۴۰۵ بسیار پرنوسان بوده. بنا بر گزارش‌های معتبر خبری، هر بند کاغذ تحریر ۷۰ گرم ۷۰×۱۰۰ در فروردین حدود ۴.۲ میلیون تومان قیمت داشت؛ در اردیبهشت تا حدود ۶.۲ میلیون تومان بالا رفت؛ در خرداد تا حدود ۴.۷ میلیون تومان عقب نشست؛ و در مرداد دوباره به محدوده ۵.۸ تا ۶.۱ میلیون تومان رسید. این نوسان‌ها نشان می‌دهد که حتی وقتی کالا در بازار موجود است، نااطمینانی ارزی و رفتارهای سوداگرانه، قیمت را به‌سرعت بالا می‌کشد.

بازار کتاب ۱۴۰۵ با افت تولید و رشد قیمت همراه بوده است. در فروردین ۱۴۰۵، قیمت کتاب‌ها نسبت به فروردین ۱۴۰۴، ۶۲ درصد افزایش یافته و شمارگان ۱۴ درصد کاهش پیدا کرده است. همچنین عدد ۲۲۲ هزار تومان به‌ عنوان میانگین قیمت کتاب‌های حوزه ادبیات آمده است.
اطلاعات رسمی‌تر معاونت فرهنگی وزارت ارشاد هم همین روند را تأیید می‌کند: در سه‌ماهه اول ۱۴۰۵، تعداد آثار ثبت‌شده در سامانه نشر به ۲۳٬۹۵۲ عنوان رسیده که در مقایسه با ۲۷٬۸۲۵ عنوان دوره مشابه ۱۴۰۴، ۱۴ درصد کاهش داشته است. در همین بازه، ۳۰٬۳۸۴ مجوز اعلام وصول و انتشار صادر شده که نسبت به سال قبل ۱۵ درصد افزایش نشان می‌دهد، و ۲۱٬۵۷۳ عنوان چاپ اول ثبت شده که ۲۸ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل است. این اعداد از یک سو نشان می‌دهد بازار نشر کاملاً متوقف نشده، اما از سوی دیگر حکایت از تغییر ترکیب تولید دارد: کتاب بیشتر چاپ می‌شود، اما نه لزوماً با تیراژ مناسب، نه با دسترسی بهتر و نه با قدرت خرید بالاتر برای مخاطب.

اگر به عقب‌تر هم نگاه کنیم، روند روشن‌تر می‌شود. میانگین قیمت کتاب در اسفند ۱۴۰۲ حدود ۱۶۹.۴ هزار تومان بوده و در اسفند ۱۴۰۳ به حدود ۲۳۸ هزار تومان رسید است. یعنی ۴۱ درصد افزایش. در فروردین ۱۴۰۴ نیز میانگین قیمت کتاب نسبت به فروردین ۱۴۰۳ حدود ۲۲ درصد رشد داشت. بنابراین ۱۴۰۵ ادامه منطقی همان مسیر است، اما با شدت و فشار بیشتر. در حوزه کتاب کودک و نوجوان نیز گزارش‌هایی از رشد ۵۶۷ درصدی قیمت در بازه ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ منتشر شده که نشان می‌دهد حتی خانواده‌هایی که برای فرزندان خود کتاب می‌خرند، به‌تدریج از بازار حذف می‌شوند.

مقایسه سرانه مصرف کاغذ هم فاصله ایران را با جوامع کتاب‌خوان‌تر نشان می‌دهد. برآوردهای موجود برای ایران حدود ۲۱ تا ۲۲ کیلوگرم در سال است، در حالی که اروپا به حدود ۵۷ تا ۵۸ کیلوگرم، و آمریکا و برخی کشورهای پیشرفته به سطوحی بسیار بالاتر می‌رسند. در حوزه مطالعه نیز آخرین داده رسمی قابل اتکا از مرکز آمار ایران، عدد ۱۶ دقیقه و ۳۶ ثانیه در روز برای مطالعه غیردرسی را نشان می‌دهد. این عدد، در کنار گرانی کتاب و کاهش شمارگان، تصویری روشن از یک چرخه معیوب می‌سازد: کتاب گران می‌شود، مخاطب کم می‌شود، تیراژ پایین می‌آید، هزینه سرشکن می‌شود، و قیمت دوباره بالا می‌رود.

این وضعیت یک زنگ خطر جدی فرهنگی است. جایی که کتاب از یک ابزار عمومی رشد اجتماعی به یک کالای طبقاتی بدل می‌شود؛ کالایی که بیشتر برای اقشار مرفه و مخاطبان تخصصی باقی می‌ماند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − ده =

دکمه بازگشت به بالا