فرهنگ؛ فرزند یتیم جامعه!

سعید مصباح| در دو سالی که از عمر دولت پزشکیان میگذرد، تقریباً هیچ روزی نیست که مسائلی مربوط به ناهنجاری فرهنگی وجود نداشته باشد؛ از حواشی پوشش و بیحجابیهای اسفبار در خیابانها گرفته تا عادیشدن رفتارهایی که تا همین چند سال پیش حتی در فضای خصوصی افراد هم با احتیاط انجام میشد، تا چه برسد به انظار عمومی!
حالا خبرها و تصاویری از حضور روزانه گروهی از دختران با پوششهای نامتعارف و نمادهای منتسب به شیطانپرستی در خیابانهای تهران منتشر شده است. اگرچه درباره جزئیات این گزارشها باید از نهادهای مسئول توضیح خواست، اما اصل یک سؤال همچنان پابرجاست: مسئولیت مدیریت فرهنگی این جامعه دقیقاً با چه کسی است؟
دولت پزشکیان از روز اول بارها بر کار فرهنگی و پرهیز از برخوردهای سلبی تأکید کرده است. بسیار خوب؛ اما کار فرهنگی کجاست؟ وقتی دستگاههای فرهنگی کشور در میدان نیستند، وقتی خیابان به حال خود رها شده و وقتی سبک زندگی و ذائقه نسل جدید هر روز بیشتر تحت تأثیر جریانهایی خارج از سیاست فرهنگی رسمی کشور قرار میگیرد، دقیقاً چه چیزی جایگزین برخورد شده است؟
نمیشود که هر وقت درباره حجاب و فرهنگ حرف زده شد، مسئولان بگویند: مسئله فرهنگی است، و بعد خودشان از فرهنگ غایب باشند. فرهنگی که فقط در جلسه و سخنرانی مدیریت نمیشود. فرهنگ میدان میخواهد، برنامه میخواهد، مدیر میخواهد و مهمتر از همه، اراده میخواهد.
اگر رفتاری خلاف قانون است، دستگاه مسئول باید وظیفه قانونی خود را انجام دهد و اگر مسئله فرهنگی است، دولت باید کار فرهنگی واقعی خود را نشان دهد. این وضعیت بلاتکلیف که نه برنامه جدی فرهنگی در آن دیده میشود و نه مدیریت مؤثر اجتماعی، نتیجهای جز گستاخترشدن هنجارشکنی ندارد.
مسئله ما فقط چند نفر در خیابان نیست. مسئله این است که دولت عملاً میدان فرهنگ را به حال خود رها کرده است.




