نفوذ فرهنگی؛ قانون لازم است، اما کافی نیست

طرح مقابله با نفوذ به رسانه، سینما و فرهنگ رسید؛ از ممنوعیت همکاری تا محرومیت مادام‌العمر

سعید مصباح| سال‌هاست از جنگ روایت‌ها، نفوذ فرهنگی و عملیات شناختی حرف می‌زنیم، اما وقتی پای قانون‌گذاری به میان می‌آید تازه متوجه می‌شویم که برای بخش مهمی از این میدان، هنوز قواعد روشنی نداریم. مصوبه «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» در مجلس حالا بخشی از این خلأ را هدف گرفته و در مواد مختلف خود، ارتباط با رسانه‌های خارجی، ارسال محتوا برای رسانه‌های برون‌مرزی، همکاری‌های فرهنگی و آموزشی و حتی تولید آثار سینمایی، تلویزیونی و هنری تحت هدایت بیگانه را مورد توجه قرار داده است. برای برخی تخلفات، حبس، جزای نقدی و محرومیت‌های شغلی و اجتماعی و در مواردی محرومیت دائمی از تولید آثار هنری پیش‌بینی شده است. اصل این اتفاق مثبت است؛ اما اهمیت اجرای بی‌تعارف و بدون تبعیض این مصوبه، اگر به قانون تبدیل شود، کمتر از خود تصویب آن نیست.

اگر روزگاری تصور می‌شد نفوذ بیگانه تنها از مسیر جاسوس و مأمور مخفی و چمدان‌های پر از پول عبور می‌کند، امروز دیگر برای فهمیدن سازوکار نفوذ کافی است نگاهی به مناسبات رسانه، سینما، دانشگاه و صنعت فرهنگ بیندازیم؛ جایی که گاه یک قرارداد، یک جشنواره، یک بورسیه، یک مصاحبه یا حتی یک کارگاه آموزشی می‌تواند به حلقه‌ای از زنجیره‌ای بزرگ‌تر تبدیل شود که مقصد نهایی آن نه تولید فرهنگ، بلکه تغییر ذائقه، تغییر روایت و در نهایت تغییر محاسبات یک جامعه است.
از همین منظر، ورود مجلس به مسئله نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای را باید اتفاقی مثبت دانست؛ اتفاقی که نشان می‌دهد بالاخره بخشی از ساختار قانونگذاری کشور متوجه شده است که میدان فرهنگ، برخلاف تصور برخی مدیران، حیاط خلوت بی‌خطر بیگانگان نیست.

در مواد فرهنگی و رسانه‌ای، طرح صراحتاً به سراغ رسانه‌های خارجی، ارسال محتوا برای رسانه‌های برون‌مرزی، همکاری‌های علمی و آموزشی و همچنین سینما، سریال، مستند، تئاتر، موسیقی و کتاب رفته شده است. بر اساس ماده ۶، ارتباط رسانه‌ای با رسانه‌های معاند و رسانه‌هایی که از سوی آمریکا یا رژیم صهیونیستی تأمین مالی می‌شوند ممنوع شده و برای مصاحبه یا گفت‌وگو با سایر رسانه‌های خارجی نیز اطلاع‌رسانی در سامانه وزارت اطلاعات پیش‌بینی شده است. تخلف از این ماده می‌تواند به حبس درجه شش منجر شود و برای کارکنان دستگاه‌های حاکمیتی، علاوه بر حبس، انفصال دو تا پنج ساله از خدمات حکومتی نیز در نظر گرفته شده است.

ماده ۷ نیز ارسال فیلم، عکس، صوت و هرگونه داده به رسانه‌های غیرایرانی یا اشخاصی که خارج از کشور فعالیت رسانه‌ای دارند را مشمول مجازات دانسته و در شرایطی همچون همکاری قراردادی، قصد مقابله با امنیت کشور یا انجام این اقدامات در شرایط بحرانی، مجازات را تشدید می‌کند.

اما شاید مهم‌ترین بخش فرهنگی طرح، ماده ۱۴ باشد؛ جایی که پای سینما، سریال، مستند، تئاتر، موسیقی و کتاب به میان آمده است. اگر تولید یک اثر تحت هدایت یا راهبری سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه قرار گرفته باشد و اهدافی نظیر ضربه به امنیت و استقلال کشور یا مقابله با نظام را دنبال کند، برای عوامل مختلف آن مجازات‌هایی در نظر گرفته شده است. حتی در مواردی، محرومیت دائمی از تولید یا تهیه آثار هنری یا همکاری در آنها پیش‌بینی شده است. همچنین برای صادرکننده مجوز یا منتشرکننده اثر، جزای نقدی و محرومیت دائمی از خدمات حکومتی در نظر گرفته شده است.
در حوزه آموزش فرهنگی نیز طرح دست روی برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌هایی گذاشته که بنا بر مستندات، تحت هدایت یا حمایت جریان‌های بیگانه برگزار شده باشند. برای برگزارکنندگان این دوره‌ها حبس درجه پنج و در برخی موارد تشدید مجازات پیش‌بینی شده و حتی شرکت‌کنندگانی که از هدف برگزارکنندگان آگاه باشند نیز می‌توانند با حبس یا جزای نقدی مواجه شوند.

این‌ها، اگر دقیق و عادلانه اجرا شوند، اقدامات مثبتی هستند. نمی‌توان از یک طرف درباره جنگ ترکیبی و عملیات شناختی و جنگ روایت‌ها حرف زد و از طرف دیگر تصور کرد سینماگر، خبرنگار، پژوهشگر یا فعال فرهنگی هیچ‌گاه نمی‌تواند به بخشی از یک شبکه نفوذ تبدیل شود. اما قانون زمانی اثرگذار است که مرز میان ارتباط فرهنگی عادی و عملیات سازمان‌یافته نفوذ را دقیق مشخص کند.
از این مهم‌تر، تصویب قانون پایان کار نیست. چه‌بسا رکن مهم‌تر از تصویب، پایبندی به اجرای قانون باشد. اگر قانونی با مجازات حبس و محرومیت‌های سنگین تصویب شود اما بعدها با مصلحت‌سنجی، سفارش، لابی یا مماشات با افراد صاحب‌نام و صاحب‌نفوذ دور زده شود، نتیجه چیزی جز بی‌اعتبار شدن قانون و ایجاد این تصور نخواهد بود که قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود.

از سوی دیگر، نفوذ همیشه با دستور و پول و ملاقات محرمانه اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی از ضعف خود ما عبور می‌کند. وقتی رسانه داخلی ضعیف است، روایت رقیب میدان پیدا می‌کند؛ وقتی فیلم ایرانی نمی‌تواند مسئله جامعه را درست روایت کند، سینمای خارجی و جشنواره‌های خارجی این کار را به جای ما انجام می‌دهند. بنابراین این طرح، با همه اهمیتش، کافی نیست. در کنار برخورد قانونی باید رسانه داخلی قدرتمند، سینمای صاحب روایت، تولید فرهنگی جذاب و سیاست فعال فرهنگی وجود داشته باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − هفت =

دکمه بازگشت به بالا