معمای بازار دائمی هنرهای تجسمی؛ به نام هنرمند به کام دلالان

نخستین نمایشگاه تجهیزات هنرهای تجسمی با پرسش مهمی درباره سهم واقعی هنرمندان از این رویداد مواجه شده است.

به گزارش تسنیم،‌ در شرایطی که هنرمندان تجسمی بیش از هر زمان دیگری با افزایش هزینه تولید، گرانی مواد اولیه، دشواری فروش آثار و نگرانی‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، خبر برگزاری نخستین نمایشگاه تخصصی لوازم، تجهیزات و خدمات هنرهای تجسمی در برج میلاد، در نگاه نخست می‌تواند اتفاقی امیدوارکننده باشد؛ رویدادی که قرار است فاصله میان هنرمندان و تولیدکنندگان تجهیزات را کاهش دهد و در نهایت به ایجاد یک «بازار دائمی» منجر شود.

اما درست از همین‌جا پرسش‌ها آغاز می‌شود. بازار هنر، پیش از آنکه به ابزار و تجهیزات نیاز داشته باشد، به هنرمندی نیاز دارد که امکان تولید و فروش داشته باشد. بنابراین وقتی از ایجاد بازار دائمی سخن گفته می‌شود، باید پرسید این بازار قرار است دقیقاً چه مشکلی را از جامعه هنری حل کند و سهم هنرمند از این چرخه اقتصادی چه خواهد بود؟

آیدین مهدی‌زاده مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره برگزاری نخستین نمایشگاه تخصصی لوازم، تجهیزات و خدمات هنرهای تجسمی گفته این رویداد از چهارم تا هشتم آبان‌ماه در برج میلاد تهران برگزار می‌شود و هدف آن، ایجاد ارتباط مستقیم میان هنرمندان، تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان تجهیزات است.

به گفته او، یکی از مشکلات امروز هنرمندان تجسمی، دسترسی دشوار و پرهزینه به ابزارهای حرفه‌ای است؛ مشکلی که بخشی از آن به حضور واسطه‌ها در زنجیره تأمین بازمی‌گردد. برگزاری چنین نمایشگاهی می‌تواند امکان معرفی محصولات، آزمایش تجهیزات، مذاکره مستقیم و شکل‌گیری همکاری‌های جدید را فراهم کند.

این بخش از ماجرا قابل دفاع است؛ هنرمند برای تولید اثر به ابزار نیاز دارد و هرچه این ابزار با کیفیت مناسب و هزینه کمتر در اختیار او قرار گیرد، بخشی از فشار اقتصادی از دوش او برداشته می‌شود. اما مسئله زمانی جدی می‌شود که یک نمایشگاه تجاری، به عنوان راهکاری برای حل مشکلات ساختاری اقتصاد هنر معرفی شود.

کاهش هزینه خرید رنگ و بوم مسئله فروش اثر هنری را حل می‌کند؟

پاسخ روشن است: نه به تنهایی.

وقتی ابزار ارزان‌تر می‌شود اما بازار فروش همچنان محدود است

مهدی‌زاده افزایش هزینه مواد اولیه و تجهیزات را یکی از عوامل فشار بر معیشت هنرمندان دانسته و از معرفی هنرمندان به صندوق اعتباری هنر برای استفاده از تسهیلات و وام‌های کم‌بهره سخن گفته است. او همچنین ارتباط مستقیم تولیدکننده و مصرف‌کننده را عاملی برای کاهش واسطه‌ها و امکان خرید با قیمت مناسب‌تر می‌داند.

اما در اقتصاد هنر، زنجیره مشکلات بسیار طولانی‌تر از این است. هنرمند تنها مصرف‌کننده ابزار نیست؛ او تولیدکننده‌ای است که باید بتواند محصول نهایی خود را نیز به بازار عرضه کند.

اگر بازار دائمی مورد نظر قرار است واقعاً به اقتصاد هنر کمک کند، طبیعی است که در کنار بازار تجهیزات، درباره بازار آثار هنری، خریداران، گالری‌ها، مجموعه‌داران، خریدهای سازمانی و سازوکارهای حمایت از فروش آثار نیز صحبت شود.

در غیر این صورت، ممکن است با بازاری مواجه باشیم که یک سوی آن تولیدکننده تجهیزات ایستاده و سوی دیگر آن هنرمندی که باید برای ادامه فعالیت، ابزار مورد نیازش را تهیه کند؛ در حالی که مسئله اصلی او همچنان پابرجاست: اثر تولیدشده را کجا و چگونه بفروشد؟

قانون خرید آثار هنری؛ حلقه‌ای که نباید فراموش شود

در میان اظهارات مدیرکل هنرهای تجسمی، اشاره به پیگیری حقوقی و اجرایی قانون خرید آثار هنری توسط دستگاه‌های دولتی، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند بیش از یک نمایشگاه تجهیزات، بر اقتصاد هنر اثر بگذارد.

اجرای این ظرفیت قانونی، در صورت فراهم شدن سازوکارهای شفاف و عملی، می‌تواند به ایجاد تقاضای پایدار برای آثار هنری کمک کند. چنین اقدامی مستقیماً با مسئله معیشت هنرمند ارتباط دارد؛ چرا که بازار زمانی شکل می‌گیرد که در کنار عرضه، تقاضای واقعی نیز وجود داشته باشد.

از این منظر، شاید بهتر باشد برگزاری نمایشگاه تجهیزات نه به عنوان مقصد، بلکه به عنوان یکی از حلقه‌های یک زنجیره بزرگ‌تر دیده شود؛ زنجیره‌ای که از آموزش و تولید آغاز می‌شود و به عرضه، خرید و فروش و تأمین امنیت شغلی هنرمند می‌رسد.

«بازار دائمی»؛ وعده‌ای که نیاز به جزئیات بیشتری دارد

مدیرکل هنرهای تجسمی تأکید کرده است که هدف، صرفاً برگزاری یک نمایشگاه نیست و در صورت استقبال، این رویداد می‌تواند به یک برنامه مستمر یا حتی پایگاه دائمی فروش و ارائه خدمات تخصصی تبدیل شود.

اینجا یک پرسش اساسی مطرح است: مدل این بازار دائمی چگونه خواهد بود؟

چه کسانی در آن حضور خواهند داشت؟ معیار انتخاب تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان چیست؟ سازوکار قیمت‌گذاری و تخفیف‌ها چگونه تعیین می‌شود؟ هنرمندان چه نقشی در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری این بازار خواهند داشت؟ و مهم‌تر از همه، چه شاخص‌هایی برای سنجش میزان اثرگذاری آن بر اقتصاد هنرمندان در نظر گرفته شده است؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند که «بازار دائمی» قرار است یک زیرساخت واقعی برای هنرهای تجسمی باشد یا صرفاً شکل مستمرتری از یک نمایشگاه تخصصی.

تولیدکننده داخلی؛ حمایت بله، اما با چه سازوکاری؟

موضوع حمایت از تولید داخلی نیز در این میان مطرح شده است. مهدی‌زاده با اشاره به فعالیت تولیدکنندگان ایرانی در حوزه‌هایی مانند رنگ، بوم، قلم‌مو و برخی ادوات چاپ دستی، بر سیاست حمایت از تولید باکیفیت و رقابتی داخلی تأکید کرده است.

حمایت از تولید داخلی زمانی می‌تواند به نفع هنرمند تمام شود که نتیجه آن افزایش کیفیت، تنوع، دسترسی و قیمت رقابتی باشد. صرف داخلی بودن یک محصول نمی‌تواند به تنهایی مزیت محسوب شود؛ همان‌طور که حمایت از تولیدکننده نباید به قیمت محدود شدن انتخاب هنرمند تمام شود.

بنابراین، اگر قرار است نمایشگاه به بازار دائمی تبدیل شود، کیفیت و رقابت باید در کنار حمایت از تولید داخلی، به عنوان معیارهای اصلی آن مورد توجه قرار گیرند.

از بیمه هنرمندان تا هوش مصنوعی؛ مسائل متعدد در یک قاب

مدیرکل هنرهای تجسمی در ادامه سخنان خود از پیگیری افزایش پوشش بیمه هنرمندان و گسترش حمایت‌های صندوق اعتباری هنر نیز خبر داده است؛ مطالباتی که سال‌هاست یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه هنری به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، موضوع فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی نیز در چشم‌انداز این اداره کل قرار دارد و قرار است نشست‌ها و کارگاه‌هایی در زمینه رسانه‌های دیجیتال و آثار تولیدشده با هوش مصنوعی برگزار شود.

کنار هم قرار گرفتن این موضوعات نشان می‌دهد که مسائل هنرهای تجسمی بسیار گسترده‌تر از یک نمایشگاه تجهیزات است. هنرمند امروز همزمان با مسئله ابزار، با بیمه، درآمد، فروش، آموزش، فناوری و امنیت شغلی مواجه است.

از همین رو، هر رویدادی که با عنوان حمایت از اقتصاد هنر برگزار می‌شود، ناگزیر باید نسبت خود را با این مسائل روشن کند.

آزمون اصلی بعد از پایان نمایشگاه آغاز می‌شود

«شبکه ارتباطی میان تولید، عرضه، مصرف و بازار هنر» عبارتی است که در توضیح اهداف این رویداد مطرح شده است. اگر چنین شبکه‌ای واقعاً شکل بگیرد، می‌توان برگزاری نمایشگاه را یک گام مثبت در مسیر توسعه زیرساخت‌های هنرهای تجسمی دانست.

اما آزمون واقعی، چهارم تا هشتم آبان‌ماه و در روزهای برگزاری نمایشگاه نیست؛ آزمون اصلی، بعد از پایان آن آغاز می‌شود.

اینکه آیا هنرمند به تجهیزات باکیفیت و قیمت مناسب‌تر دسترسی پیدا می‌کند؟ آیا تولیدکننده داخلی به بازار رقابتی واقعی می‌رسد؟ آیا ارتباط ایجادشده در نمایشگاه ادامه پیدا می‌کند؟ آیا فروش آثار هنری رونق می‌گیرد؟ و آیا این رویداد می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی موجود بر دوش هنرمندان را کاهش دهد؟

پاسخ به همین پرسش‌هاست که مشخص خواهد کرد نخستین نمایشگاه تخصصی لوازم، تجهیزات و خدمات هنرهای تجسمی، صرفاً یک رویداد نمایشگاهی بوده یا نخستین قدم برای ساختن بازاری که قرار است در نهایت هنرمند را در مرکز خود قرار دهد.

در نهایت، برگزاری یک نمایشگاه کار دشواری نیست؛ آنچه دشوار است، ساختن بازاری پایدار، شفاف و قابل دسترس است که در آن، منافع اقتصادی همه طرف‌ها دیده شود اما هنرمند صرفاً به عنوان مصرف‌کننده و مشتری این بازار تعریف نشود.

پرسش اصلی همچنان پابرجاست: بازاری برای هنر و هنرمند در حال شکل‌گیری است، یا بازاری برای فروش ابزار هنر؟

به نام هنر و هنرمند، به کامِ دلالان و فروشندگان!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − سیزده =

دکمه بازگشت به بالا