واقعیترین شعار جانم فدای ایران؛ بازخوانی دستنوشته حاج قاسم در اوج نبرد سوریه / از «بوکمال» تا «تهران»؛ چرا حاج قاسم در اوج جنگ نگران «تجارتخانههای ایران» بود؟

به گزارش خبرگزاری دانشجو، شهید حاجقاسم سلیمانی در اوج جنگ با داعش و جریانهای تکفیری در سوریه و عراق در اواسط دهه ۹۰، در نامهای مفصل خطاب به دخترشان، منطق حضور نیروی قدس سپاه در خارج از مرزهای کشور و مقابله با دشمنان مردم ایران را تشریح کردهاند. وی در این متن، نه از موضع یک ژنرال نظامی، بلکه در قامت یک تبیینگر دلسوز، فاش میکند که چگونه نبرد در جبهه غزه، لبنان و سوریه، پیشنیاز قطعیِ امنیت «خانه»، «خیابان» و «تجارتخانه» در قلب ایران است.

بخشی از این متن به شرح زیر است:
« اگر این سد شکست، همه این سرزمینها، همه این انسانها به مصیبتی دچار میشوند که تاریخ گذشته مغولها در مقابل آن هیچ خواهد بود.
اما چه کنم که حتی در دولت رسمی، چه کنم برخی روشنفکرنماها میخندند، فکر میکنند ما برای بقاء یک شخص بشار میجنگیم، نمیدانند این جبههی دفاع از انسانیت است؛ نه فقط دفاع از اسلام، این جبههی دفاع از اسلام است نه فقط از شیعه.
این جبههی دفاع از ایران است نه فقط شیعه، این جبهه دفاع از همه انسانهای بیخبر در خانهها و خیابانها و تجارتخانه هاست…»
عبور از شعار؛ امنیت ملی در گروی عمق راهبردی
شعار «نه غزه نه لبنان» بیش از آنکه پیامی ملی داشته باشد، ناشی از یک خطای محاسباتی در شناخت مفهوم «امنیت» است. حاج قاسم در دستنوشته خود با اشاره به اینکه اگر این سد (جبهه مقاومت) بشکند، مصیبتی بزرگتر از حمله مغول در انتظار است، به زیبایی تبیین میکند که ایران نه برای «بقاء یک شخص»، بلکه برای «بقاء یک تمدن» میجنگد. از دیدگاه او، غزه و لبنان سنگرهای اولیهای هستند که مانع از ورود شعلههای جنگ به داخل مرزهای ایران میشوند؛ لذا «جانم فدای ایران» واقعی در ایستادگی در همین جبههها تجلی یافته است.
دفاع از انسانیت؛ فراتر از مرزهای مذهب
یکی از بزرگترین شبهات، منحصر کردن فعالیتهای منطقه ایران به مسائل شیعی است. حاج قاسم با صراحت مینویسد: «این جبهه دفاع از اسلام است، نه فقط شیعه؛ این جبهه دفاع از انسانیت است.» این منطق تبیینی نشان میدهد که حضور ایران در کنار مردم مظلوم غزه (اهل سنت) یا مسیحیان سوریه، بر اساس یک اصل والای انسانی و اسلامی است که در نهایت به انزوای رژیم صهیونیستی و داعش میانجامد؛ جریانهایی که هدف نهاییشان نابودی کل موجودیت ایران (فارغ از مذهب) بوده و هست.
تبیینگری؛ سلاح سردار در برابر نیشخندِ «روشنفکرنماها»
حاج قاسم در اوج نبرد نظامی، رنجنامهای علیه بیبصیرتی مینویسد. او از کسانی میگوید که در گوشه امن خانههایشان به استراتژی مقاومت میخندند و آن را هزینه اضافی میپندارند. این نشان میدهد که امروز وظیفه ما در «جهاد تبیین» چقدر سنگین است. باید به صاحبان شعارهای انحرافی فهماند که امنیتِ همان «تجارتخانهای» که از آن دم میزنند، مدیون فرسسنگها دور کردنِ دشمن از مرزهای کشور است. اگر حاج قاسم در سوریه و لبنان نمیجنگید، امروز شعاردهندگان باید در کوچههای تهران با داعش و جوخههای ترور صهیونیستی مقابله میکردند.
ایران؛ خط قرمز جبهه مقاومت
برخلاف تصور عدهای که مقاومت را تقابل با منافع ملی میدانند، حاج قاسم صراحتاً هدف را «دفاع از همه انسانهای بیخبر در خانهها و خیابانها» میداند. این یعنی «سیاست منطقهای ایران» دقیقاً برای آن است که مردم در آرامش بمانند و «بیخبر» از هول و ولای جنگ، زندگی روزمره خود را بگذرانند. در واقع، حضور در منطقه، ارزانترین و هوشمندانهترین روش برای تامین امنیت پایدار ملی و حفظ تمامیت ارضی ایران است.



