وقتی اعتقاد، جرم تلقی میشود

قربان محمدی| سفر مجتبی شکوری به پیادهروی اربعین، سلطنتطلبها و دشمنان سکولار جمهوری اسلامی را حسابی نقره داغ کرد اما همزمان بار دیگر یک واقعیت تلخ را نشان داد؛ اینکه اغلب مخالفان نظام جمهوری اسلامی چه در فضای مجازی و چه جهان حقیقی به اندازه سر سوزن برای عقاید بخش بزرگی از مردم ایران ارزش و احترام قائل نیستند. واقعیت پشت پرده حجم توهینها، تمسخرها و حملات شخصی علیه شکوری، صرفاً در واکنش به یک سفر زیارتی خلاصه نمیشود؛ درواقع این اقدامات پیامی بود خطاب به همه هنرمندان، نویسندگان، ورزشکاران و چهرههای شناختهشدهای که هنوز حاضرند بدون خجالت از باورهای مذهبی خود سخن بگویند.
هدف چنین موجهایی تنها تخریب یک فرد نیست. کارکرد اصلی آنها ایجاد مارپیچ سکوت است؛ یعنی فضایی که در آن افراد از ترس برچسب خوردن، بایکوت شدن یا حملات گسترده در شبکههای اجتماعی، ترجیح دهند سکوت کنند و باورهای خود را پنهان نگه دارند. نتیجه این وضعیت، جامعهای است که در آن اخلاقیات به سرعت رو به فروپاشی میرود و نیهیلیسم در آن قد علم میکند.
سالهاست در فضای مجازی، شبکههایی از کاربران و حسابهای پرنفوذ تلاش میکنند با فشار روانی، تمسخر و تحریم رسانهای، هزینه اظهار نظر برای افراد ناهمسو را افزایش دهند. این الگو را میتوان در برخورد با بسیاری از چهرههای فرهنگی، هنری و ورزشی مشاهده کرد؛ هر جا کسی برخلاف انتظار این جریانها سخنی گفته یا رفتاری متفاوت از چارچوب مطلوب آنان داشته، با موجی از حملات هماهنگ روبهرو شده است.
این جریان که مشخصا ذیل ۸۲۰۰ اسرائیل فعالیت میکند در تلاش است هر نوع صدایی که حتی ذرهای همسو با عقاید مردم ایران باشد را در نطفه خفه کند تا از این طریق هر المانی که شاید به تقویت هویت و ملیت ایرانی مربوط میشود را از میان بردارد.
این روند خطرناک باید هرچه سریعتر توسط دلسوزان ایران و اسلام شکسته شود. شکستن مارپیچ سکوت در ماجرای شکوری تنها وظیفه افراد مذهبی نیست؛ بلکه وظیفه همه کسانی است که به ایران و استقلال واقعی باور دارند. جامعهای که در آن افراد از ترس حمله و بایکوت، اعتقادات خود را پنهان کنند، جامعهای مرعوب است؛ و این، بزرگترین شکست برای گفتوگوی عمومی و همزیستی اجتماعی خواهد بود.




