برغوثی برای سیدعلی خواند؛ برای او که شهادتش، آغاز فرمانروایی‌ اوست

تمیم برغوثی شاعری فلسطینی است که دل در گرو مقاومت و شهدای مقاومت دارد.او برای رهبر شهید هم مرثیه خوانده است.

تمیم البرغوثی؛ شاعر، روشنفکر و سیاستمدار فلسطینی همزمان با تشییع و آیین وداع با رهبر شهید انقلاب؛ سیدعلی خامنه‌ای عزیز، شعر و مرثیه‌ای سرود و خود آن را دکلمه کرد:

«به یاد آور آنگاه که از حق و باطل سخن گفته شود

آخرین پیامبران، همان پیامبر پیکارگر است

رسالت او متنی است که با دو مرکب نگاشته شده است

یکی سیاه، نقش بسته بر صفحه، و دیگری سرخ، جاری و روان

آیات آن، پسران و دختران ما هستند

و کتابش، زندگان ما و خانه‌های ما

پیامبر، راستی گفتار خود را با جان خود گواهی داد

پس فرزندانش نخستین آیات این کتاب هستند

او فرزندان خویش را به امتش هدیه کرد

و فرزندان دخترِ آدمی از فرزندان خودش نیز عزیزتر است

و اینک او آنها را [گرانبهاترین‌ها] را تقدیم راه حق کرده است

پس دیگر بر سر چه چیز جدال می‌کنید؟

رسالت او، قرآن و حدیث اوست

و اگر انصاف دهید، فرزندانش نیز پیام‌های او هستند

پیام‌هایی به زیبایی وحی، که همواره در هر نسل

شنونده‌ای و گوینده‌ای داشته‌اند

آنها پیشوایان حق هستند، و دیگران هرچه هستند، سلطان‌اند

اما سلطنت آنها [پیشوایان حق] در صفات و شمایل آنها جلوه‌گر است

از سر محبت اطاعت می‌شوند، نه از بیم و نه از روی طمع

جز آن نیست که پاسخ‌جوی حقیقت و پرسشگر باشند

مردانی که با شهادت، به پیشوایی و جاودانگی رسیده‌اند

و در روز نبرد، جایگاه و منصب‌شان، تیغ‌ برهنه شمشیرهاست

آنکه مرگش، سرآغاز اقتدار و فرمانروایی او شد

و حکومت و پادشاهیِ او تا روز قیامت پایدار خواهد ماند

آنگاه که پادشاهی سترون و عقیم نابود شود

هر گاه آنان را ببینی، خواهی فهمید که وحی هرگز گسسته نشده

بلکه وحی در همان عباها متجلی است

آیا از توحید نیست که الوهیت پادشاهان نفی شود؟!

هرچند برای آنها سازه‌هایی بر پا کرده باشند!

و هر که به سلطنت ستمگری رضایت دهد، به شرک آلوده شده

حال آنکه فرمانروایی «او» بر فراز آسمانها عادلانه است

پادشاه را تنها از روی استعاره و مجاز، پادشاه می‌نامند

و این حیله‌ای است که نخستین قربانی آن، خود حیله‌گر است

آن که القابش بسیار شود، قدر و منزلتش اندک می‌شود

و آنکه جامه‌هایش فاخرتر شود، حقیرتر خواهد شد

و مگر نه آنکه توحید در آغاز با «نه» گفتن آغاز شد

پس از آنان مباش که «نه»  را بر زبان می‌آورند و از حقیقت آن غافلند

با همین «نه»، آن‌که اهل نفی است به توحید راه می‌یابد

و آنکه اهل پذیرش باطل است هرگز به توحید در نمی‌‌آید

این کتابی است که واژه‌هایش از پیکرهای ما شکل گرفته است

نه سخن از یاد می‌رود، و نه مرکب مانع ماندگاری آن می‌شود

چه بسیار آیات الهی در میان آفریدگان او که در پی هدایت مردمان هستند

برای خدا آیاتی هستند؛ دخترانی از مدارس

که گیسوانشان از بامدادان سخن می‌گوید

و خدا ‌آیات و نشانه‌هایی دارد؛ جان‌برکفانی با سرشت و خویِ عیسی، آرامش‌جو اما دلیر و بی‌باک

و برای خدا آیاتی هستند؛ پیران و شیرمردانی که هرگاه بر زمین گام می‌نهند

زلزله‌ها از هیبت قدم‌هایشان آرام می‌گیرند

و برای خدا آیاتی هستند؛ پیرمردانی که چون در شب راه سپرند

مشعل‌هایی از درون جان خود آنها برایشان فروزان می‌شود

و آن هنگام که بر منبرِ خطابه، به سلاحی تکیه می‌دهند

کارِ مرگ را یک‌سره کرده و آن را به خود مشغول می‌سازند

و چه بسیار آیات و نشانه‌هایی که در زیر عمامه‌ای جلوه‌گر است

همانها که در اوج اندوه، بزرگوارانه به سلام‌ها و تحیت‌ها پاسخ می‌دهند و مدارا می‌کنند

و وقتی اندوه خود را نزد آنها ببری

به تو خواهند گفت که آیا اندوه تو نیز کسی را دارد که آن را بر دوش کشد؟

و چه بسیار شهدایی که یکی پس از دیگری آمدند

همچون سلسله‌ای پیوسته از انوار و مرواریدهای درخشان

و چه بسیار «علی‌»هایی که اصل و نسب‌شان از علی(ع) است

و روز قیامت همه در کنار هم هستند

مثل همانی که زیر باران تیر از مسیر منحرف نشد

و همانا علی(ع) بر قاتل خویش امامت و او را به نماز دعوت کرد

و آن شبیه‌ترین به علی(ع) نیز در خانه خود استوار ماند

و بمباران‌ها نتوانستند او را حتی دو گام از جای خود تکان بدهند

محاسن سفیدش، همان محاسنِ جد اوست

که فرومایگان، دستان پلید خود را به سوی آن دراز کردند

و او را کسی به شهادت می‌رساند که واژه «کافر» را در بازوی خویش خالکوبی کرده است

و بدان می‌بالد و فخر می‌فروشد

آیا میدانی آن محاسن از آنِ کیست؟

آری!… نه او ناشناخته است و نه تو نادانی!

آیا خود را و ریشه خود را از یاد برده‌اید؟

آیا قریش و قبایل، بزرگ و پیر خود را فراموش می‌کنند؟

ای مردم! این فرزندِ دخترِ پیامبر شماست

به جانم سوگند که این صحنه [تلخ]، اکنون کامل گشته است

پیکر او در همان‌جایی باقی می‌ماند که عظمت و شکوه خود را در آن رقم زده است

و ننگ و رسوایی خاموشان و ساکتان به حدی زیاد است

که کاروان‌ها باید آن را با خود حمل کنند

پس چه گرامی است آن محاسن و آن عمامه‌ای که

هزار سال است برای پاسداری و حمایت از شما در میدان پیکار ایستاده است»

ـ فیلم مرثیه‌خوانی تمیم برغوثی پیشتر در برخی سایت‌های خبری منتشر شده بود،‌ اما امروز و در تسنیم به صورت مکتوب منتشر می‌شود.

 تمیم برغوثی؛ وقتی که شاعر شد و عاشق فلسطین و مقاومت

تمیم مرید برغوثی؛ شاعر و سیاستمدار فلسطینی‌الاصل، در 23 خرداد 1356 ( 13 ژوئن 1977)، در قاهره پایتخت مصر به دنیا آمد.

پدرش مرید برغوثی؛ شاعر فلسطینی و مادرش رضوان عاشور؛ رمان‌نویس مصری است.

به گزارش تسنیم، تولد و رشد و نمو در چنین خانواده اهل شعر و فرهنگی، تمیم را هم اهل شعر و کتاب کرد. آنچنان که از 6 سالگی شروع به شعرگفتن کرد و اشعارش در مجلات مصری و عربی منتشر می‌شد.

البته در دانشگاه راهش به سمت دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی کج شد. مدرک کارشناسی را از دانشکده علوم سیاسی دانشگاه قاهره، و کارشناسی ارشدِ روابط بین‌الملل و دکترای علوم سیاسی را در سال 2004 از دانشگاه آمریکایی بوستون دریافت کرد.

تمیم پس از تحصیل، در بخش سیاسی دبیرخانه سازمان ملل متحد شروع به کار کرد. ماموریت در سودان از سوی سازمان ملل، فعالیت در کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای غرب آسیا در نقش مشاور، محقق در موسسه مطالعات پیشرفته برلین در ‌آلمان، رهبری یک گروه تحقیقاتی برای تعیین آینده جهان عرب تا سال 2030، تدریس علوم سیاسی در دانشگاه جورج تاون در واشنگتن، و تدریس در دانشگاه آمریکایی قاهره، از مهمترین فعالیت‌های سیاسی و علمی اوست.

تمیم برغوثی اما در میان عموم مردم، به‌ویژه فلسطینی‌ها بیش از سیاست، به شعر و شاعری معروف و شهره است.

او اولین شب شعر خود را در فلسطین در شهرهای البیره و دیرغسانه در استان رام‌الله در سال 1377  برگزار کرد و اولین مجموعه شعرش با عنوان «مغنا» در سال 1378 به گویش محاوره‌ای فلسطینی منتشر شد.

در سال 1386 در برنامه شاهزاده‌الشعرا در تلویزیون ابوظبی حاضر شد و شعر معروف خود “در بیت‌المقدس” را خواند که مورد تحسین عمومی و تأیید متخصصان ادبیات عرب قرار گرفت.

شاعر فلسطینی اما همواره موضعی مردمی داشته و اساس مواضع او مخالفت با استعمار و تهاجم خارجی به جهان عرب بوده و هست؛ چنانکه با حمله آمریکا به عراق در سال 1382 مخالفت کرد، در کنار مقاومت فلسطین در برابر اشغالگری صهیونیست‌ها ایستاد و از مقاومت لبنان و انقلاب‌های بهار عربی حمایت کرد.

«ای مردم، آزادی فلسطین از رودخانه تا دریا ممکن است»؛ شعری بود درباره فلسطین که در 25 اردیبهشت 1400 آن را منتشر و ارائه کرد. بعد در 23 مهر 1402 یعنی یک هفته پس از آغاز طوفان‌الاقصی به آن شعر، بندی اضافه کرد و گفت: «و حالا آزادی آن آغاز شده است». 

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تشییع آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای , تشییع رهبر شهید , کشور فلسطین , ادبیات مقاومت , بدرقه آقای شهید ایران ,

تمیم البرغوثی نه تنها مدافع سرسخت مقاومت در فلسطین و لبنان و سایر کشورهای اسلامی است، بلکه مواضع حمایتگرانه‌ای هم درباره ایران داشته که آنها را در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر بازنشر کرده است.

این سیاستمدار و شاعر فلسطینی در یکی از توییت‌هایش درباره ایران چنین می‌نویسد: «در طول پنجاه‌ونه سال گذشته، هرگز پیش نیامده بود که یک کشور در منطقه ــ نه یک گروه چریکی یا فدایی ــ برای دفاع از کشوری دیگر که مورد حمله اسرائیل قرار گرفته، خود به اسرائیل حمله کند. همچنین تاکنون سابقه نداشته است که ایالات متحده، اسرائیل را از پاسخ‌گویی و تلافی بازدارد و خود نیز به جای آن واکنشی نشان ندهد. امروز واشنگتن و تل‌آویو یکدیگر را ناامید کرده‌اند. امروز ایران دیگر نه از سوی این یکی و نه آن یکی، متوقف یا از اقدام کردن منع نمی‌شود؛ آن‌ها از جنگ با ایران پرهیز می‌کنند، در حالی که ایران از رویارویی با آن‌ها پرهیز نمی‌کند. ایران امروز به یاری یک کشور عربی برخاسته است؛ کشوری که حتی دولت خودش و هیچ دولت عربی همسایه‌ای برای آن چنین اقدامی نکرده‌اند. و از قوانین سیاست، تاریخ و حتی طبیعت است که: حامی، از کسی که تحت حمایت اوست، به حمایت و وفاداری سزاوارتر است.»

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تشییع آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای , تشییع رهبر شهید , کشور فلسطین , ادبیات مقاومت , بدرقه آقای شهید ایران ,

تمیم در توییتی دیگر درباره ایران می‌نویسد: «آمریکا در ضعیف‌ترین حالت خود است… یا باید ده برابر نیروهایش را جمع‌وجور کند و دست به تهاجمی زمینی بزند که سرنوشتی بهتر از ماجراجویی‌های قبلی‌اش در عراق و افغانستان نخواهد داشت، آن هم در حالی که در بحران اقتصادی‌ای به سر می‌برد که در سال‌های 2001 و 2003 سابقه نداشت؛ یا اینکه به محاصره ادامه دهد که به خودش و متحدانش آسیب می‌زند، و توانایی ایران برای تحمل آن بیشتر است. به خدا سوگند، اگر ایران اصلاً نفت نداشت، باز هم به خاطر وسعت، جمعیت و عمق راهبردی‌اش، آنقدر خوراک، دارو، سلاح و انرژی لازم برای سلاح نزدش می‌ماند که کافی باشد؛ و یا اینکه آمریکا از میدان خارج شود، که ناگزیر اتفاق خواهد افتاد، چه باز هم جنگ کند و چه نکند… حضور نظامی‌اش در سرزمین‌های ما دیگر به نمادی از ناتوانی‌اش در باز کردن یک تنگه تبدیل شده، نه بیشتر. و همانا حضور نظامی ترکیه، پاکستان و مصر در شبه‌جزیرهٔ عربستان، نشانهٔ دوران تازه و سیستم دفاعی جایگزین است. و هر کس گمان می‌کند این نیروهای منطقه‌ای آمده‌اند تا بجنگند، باید به روابط کشورهای فرستندهٔ آنها با ایران نگاه کند تا بفهمد باد به کدام سو می‌وزد… و اینک، بستن تنگه، آمریکا را ناچار می‌کند که هزینه‌های جنگی را متقبل شود که از سال 1945 به عادت، متحدانش آن هزینه‌ها را بر دوش می‌کشیدند. این اولین جنگ آمریکا در سرزمین اعراب است که ممکن است به حساب واشنگتن تمام شود. و هیچ امپراتوری نسبت به متحدانش خسیس‌تر از آمریکا نیست… می‌گویم استعمار بزرگ عقب‌نشینی می‌کند و افقش بسته است، و استعمار کوچک هم به دنبالش انشاءالله. و به راستی این جنگ دو سال و نیم پیش در فلسطین آغاز شد و جز در فلسطین به پایان نخواهد رسید.»

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تشییع آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای , تشییع رهبر شهید , کشور فلسطین , ادبیات مقاومت , بدرقه آقای شهید ایران ,

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =

دکمه بازگشت به بالا