روایت زائرانی که اربعین را از شرق ایران آغاز میکنند

کتاب «شاه است حسین» با ثبت روایتهای میدانی زائران پاکستانی، صدای گروهی از عاشقان امام حسین(ع) را به گوش مخاطب میرساند که با وجود دشواریهای فراوان، هر سال خود را به مسیر اربعین میرسانند.
هر سال با نزدیکشدن اربعین، میلیونها زائر از کشورهای مختلف راهی عراق میشوند تا خود را به کربلا برسانند. در میان این جمعیت عظیم، روایت زائران ایرانی و عراقی بیش از دیگران شنیده شده است؛ اما در آن سوی مرزهای شرقی ایران، هزاران عاشق دیگر نیز وجود دارند که با وجود فقر، ناامنی، محدودیتهای مذهبی و دشواریهای فراوان، مسیر طولانی پاکستان تا کربلا را طی میکنند؛ زائرانی که کمتر درباره زندگی، انگیزهها و تجربههایشان سخن گفته شده است. کتاب «شاه است حسین» نوشته علیرضا میرشکار که به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده، تلاشی برای پر کردن همین خلأ است؛ اثری مستند که با ثبت روایتهای شفاهی زائران پاکستانی، زاویهای تازه از بزرگترین اجتماع مذهبی جهان را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
این کتاب حاصل دو سال حضور میدانی نویسنده در مرزهای شرقی کشور، موکبهای سیستان و بلوچستان و گفتوگو با بیش از پنجاه زائر پاکستانی است؛ روایتهایی که نه از پشت میز، بلکه در دل مسیر اربعین و در میان خستگی، اشتیاق و امید زائران شکل گرفتهاند.
اربعین از نگاه کسانی که کمتر دیده شدهاند
به گزارش خبرنگار مهر، یکی از مهمترین ویژگیهای «شاه است حسین» این است که سراغ گروهی رفته که تاکنون کمتر در آثار مرتبط با اربعین به آنها پرداخته شده است. در سالهای گذشته، گزارشها و کتابهای متعددی درباره پیادهروی اربعین منتشر شدهاند، اما سهم زائران پاکستانی معمولاً به چند مصاحبه کوتاه یا گزارش خبری محدود بوده است.
میرشکار این خلأ را بهخوبی تشخیص داده و تلاش کرده صدای مردمی را ثبت کند که هر سال هزاران کیلومتر راه را با دشواریهای فراوان طی میکنند تا خود را به کربلا برسانند. او به جای روایت از دور، پای صحبت زائران نشسته و اجازه داده هرکدام داستان زندگی خود را روایت کنند.
همین رویکرد باعث شده کتاب بیش از آنکه گزارشی درباره اربعین باشد، مجموعهای از روایتهای انسانی و واقعی باشد؛ روایتهایی که مخاطب را با جهانی کمتر شناختهشده آشنا میکنند.
از میرجاوه تا کربلا؛ جایی که داستان آغاز میشود
برخلاف بسیاری از کتابهای اربعینی که روایت خود را از نجف یا مسیر پیادهروی آغاز میکنند، «شاه است حسین» نقطه شروع متفاوتی دارد؛ مرزهای شرقی ایران.
نویسنده در موکبهای زاهدان، میرجاوه و دیگر مراکز اسکان زائران حضور یافته و همانجا با مردانی گفتوگو کرده که از شهرهای مختلف پاکستان آمدهاند؛ از کراچی و لاهور گرفته تا کویته، پاراچنار و روستاهای دورافتاده.
بخش مهمی از جذابیت کتاب نیز از همین زاویه ناشی میشود؛ اینکه مخاطب با مرحلهای از سفر اربعین آشنا میشود که معمولاً کمتر دیده شده است؛ مرحلهای که زائران پاکستانی هنوز وارد عراق نشدهاند، اما شور رسیدن به کربلا در تمام رفتار و گفتارشان موج میزند.
ساختار کتاب بر پایه روایتهای مستقل بنا شده است. هر فصل، زندگی یکی از زائران را روایت میکند؛ افرادی که از نظر شغل، سن، قومیت و وضعیت اجتماعی تفاوتهای فراوانی با یکدیگر دارند، اما همگی در یک نقطه مشترکند؛ عشق به امام حسین(ع).
در میان شخصیتهای کتاب، کشاورزی را میبینیم که سالها پول جمع کرده تا بتواند یکبار به کربلا برود؛ ماهیفروشی که هر سال مسئولیت همراهی کاروانی از زائران را بر عهده دارد؛ مردی که هزینه سفرش از طریق قرعهکشی فراهم شده و مهاجری که در میانه سختیهای زندگی، رؤیای زیارت را حفظ کرده است.
نویسنده بدون آنکه بخواهد شخصیتها را قهرمانسازی کند، آنها را همانگونه که هستند معرفی میکند؛ انسانهایی با دغدغههای روزمره، مشکلات معیشتی، آرزوها و امیدهایی که سفر اربعین را به بخشی از زندگیشان تبدیل کردهاند.
پاکستان؛ سرزمینی که حسین(ع) در فرهنگش حضور دارد
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، آشنایی با فرهنگ مذهبی مردم پاکستان است. مخاطب در خلال روایتها با اصطلاحات، آیینها و رسوم شیعیان این کشور آشنا میشود؛ موضوعی که کمتر در آثار فارسی به آن پرداخته شده است.
در پاکستان، حسینیه را «امامبارگاه» مینامند، ایستگاههای صلواتی «سبیل» هستند و رسمهایی مانند «جولا» برای حضرت رقیه(س)، نذر گوشوارههای نقره یا شیوههای خاص عزاداری، بخشی از فرهنگ مذهبی مردم را شکل دادهاند.
میرشکار این اطلاعات را نه بهصورت مقالهای خشک، بلکه در دل روایتها گنجانده است؛ به همین دلیل، خواننده بدون احساس خستگی، با جهان فرهنگی همسایه شرقی ایران آشنا میشود.
روایتی از رنج، امید و ایستادگی
یکی از ویژگیهای برجسته کتاب این است که اربعین را صرفاً یک مراسم مذهبی نشان نمیدهد. در لابهلای روایتها، مشکلات اقتصادی، تبعیضهای مذهبی، ناامنیهای منطقهای و دشواریهای زندگی مردم پاکستان نیز دیده میشود.
برای بسیاری از زائران، رسیدن به کربلا نیازمند ماهها پسانداز، عبور از مسیرهای طولانی و تحمل خطرهای مختلف است. با این حال، هیچیک از این سختیها مانع حرکت آنان نمیشود. این روایتها نشان میدهد که اربعین برای این زائران تنها یک سفر زیارتی نیست؛ بلکه نوعی هویت، امید و مقاومت در برابر دشواریهای زندگی است.
«شاه است حسین» بیش از هر چیز بر پژوهش میدانی استوار است. نویسنده برای ثبت روایتها به گفتوگوهای مستقیم تکیه کرده و از مترجمان اردوزبان نیز کمک گرفته تا روایتها با کمترین واسطه ثبت شوند.
این مسئله باعث شده کتاب از نظر مستند بودن، اعتبار قابلتوجهی داشته باشد. روایتها نه بازنویسی گزارشهای رسانهای هستند و نه محصول تخیل نویسنده؛ بلکه حاصل ساعتها گفتوگو با زائرانیاند که تجربه سفر را از نزدیک زیستهاند.
همین ویژگی، کتاب را علاوه بر اثری ادبی، به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران حوزه مطالعات فرهنگی، مردمشناسی و روابط ایران و پاکستان تبدیل کرده است.
وقتی مرزها بیمعنا میشوند
یکی از پیامهای مهم کتاب این است که محبت امام حسین(ع) محدود به جغرافیا نیست. شخصیتهای کتاب از قومیتها، زبانها و شهرهای مختلف آمدهاند، اما همگی مقصدی مشترک دارند.
در این روایتها، تفاوتهای ملی و زبانی جای خود را به اشتراکات اعتقادی میدهد. نویسنده نشان میدهد چگونه اربعین میتواند انسانهایی با پیشینههای کاملاً متفاوت را کنار یکدیگر قرار دهد. این نگاه، کتاب را از یک مجموعه خاطره فراتر میبرد و آن را به روایتی درباره همبستگی میان ملتها تبدیل میکند.
تصویری متفاوت از پاکستان
برای بسیاری از مخاطبان ایرانی، پاکستان معمولاً با اخبار امنیتی، سیاسی یا اقتصادی شناخته میشود؛ اما «شاه است حسین» تصویر دیگری از این کشور ارائه میدهد.
در این کتاب، پاکستان سرزمینی است که عشق به امام حسین(ع) در کوچهها، امامبارگاهها و آیینهای مذهبی آن جریان دارد؛ مردمی که با وجود مشکلات فراوان، پیوند عمیقی با فرهنگ عاشورا دارند و هر سال برای حضور در اربعین از جان و مال خود هزینه میکنند. همین نگاه، کتاب را به پلی فرهنگی میان دو ملت تبدیل کرده است.
نام کتاب برگرفته از مصرع اول سروده کهن و معروف خواجه معینالدین چشتی در تبیین نهضت امام حسین(ع) است. این سروده، در عین سادگی، به دلیل معانی عمیق آن، با گذشت هشت سده از سرودنش، همچنان در پاکستان مورد توجه بسیاری از محبان امام حسین(ع) است:
شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دینپناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لا اله است حسین
شعری که بدون ایجاد هیچگونه حساسیت قومی و مذهبی در جامعه پاکستان ـ که علائق مذهبی در آن پررنگ است ـ در مراسم مذهبی و آیینهای دینی که عموماً از سوی اهل سنت و صوفیان برگزار میشود، همواره رایج بوده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
در تمام سفرهایم به کربلا هنگام ورود به حرم امام حسین، لحظهای نبوده است که به یاد پدربزرگ شعرهایش را در آنجا زمزمه نکنم؛ اما در این میان یک بیت شعر دیگر هم وجود دارد که هیچگاه نتوانستهام آن را در حرم بر زبان بیاورم؛ بیتی که ترجمه آن به فارسی بدین شرح است که ای پیامبر این حسین همان حسین شماست که باد ریگهای داغ بیابان را به تن زخمی او میباشد. شاید اگر پدربزرگ زنده بود و خودش به زیارت کربلا میرفت باز هم مانند من نمیتوانست آن را بر زبان بیاورد.
کتاب «شاه است حسین» نوشته علیرضا میرشکار در ۳۱۶صفحه و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.



