سیروس مقدم و خاطر تلخ از جزیره

اظهارات اخیر سیروس مقدم درباره تجربه ساخت جزیره در شبکه نمایش خانگی، فقط تجربه تلخ یک کارگردان از یک سریال شکستخورده نیست؛ اگر کمی جدیتر به آن نگاه کنیم، تصویری است از مناسبات بیماری که سالهاست بر بخشی از تولیدات نمایش خانگی سایه انداخته است.
سعید مصباح| اظهارات اخیر سیروس مقدم درباره تجربه ساخت جزیره در شبکه نمایش خانگی، فقط تجربه تلخ یک کارگردان از یک سریال شکستخورده نیست؛ اگر کمی جدیتر به آن نگاه کنیم، تصویری است از مناسبات بیماری که سالهاست بر بخشی از تولیدات نمایش خانگی سایه انداخته است. جایی که قرار بود میدان تجربه و رقابت حرفهای باشد، اما در مواردی به عرصهای برای تولیدات بیهویت، ابتذال فرهنگی و نمایش سبک زندگیهایی تبدیل شده که نسبتی با بخش بزرگی از جامعه ایران ندارد.
سیروس مقدم را نمیتوان فیلمسازی تازهکار دانست که با قواعد تولید سریال آشنا نیست. او یکی از شناختهشدهترین تکنسینهای تلویزیون ایران است؛ کسی که سالها در همین میدان کار کرده و قواعد تولید سریال را میشناسد. وقتی چنین کارگردانی صراحتاً میگوید همکاری با بخش خصوصی برایش تجربهای تلخ بوده و اگر تجربه امروز را داشت اساساً جزیره را شروع نمیکرد، مسئله بسیار مهمتر میشود و پس از آن باید درباره ساختاری پرسید که حتی با نیروهای حرفهای خود نیز نمیتواند رابطهای پایدار و حرفهای برقرار کند.
مشکل دقیقاً از جایی شروع میشود که سرمایهگذار، پلتفرم و تولیدکننده به جای آنکه یک پروژه فرهنگی را بر اساس فیلمنامه، کیفیت، مخاطب و منطق حرفهای تولید کنند، گاهی همهچیز را به مناسبات پشت پرده، بازگشت سرمایه و هیاهوی تبلیغاتی تقلیل میدهند. نتیجه هم روشن است: سریالهایی که بخش قابل توجهی از توان خود را نه صرف روایت و شخصیتپردازی، بلکه صرف نمایش روابط، مصرفزدگی، اشرافیت، خیانت و سبک زندگیهایی میکنند که قرار است با تحریک مخاطب، تماشای بیشتر و حاشیه بیشتر بسازند.
این همان جایی است که نمایش خانگی از صنعت سرگرمی فاصله میگیرد و به بازاری برای فروش جنجال تبدیل میشود؛ بازاری که در آن هرچه تصویر جنسیتر، روابط بیقاعدهتر و سبک زندگی بیپرواتر باشد، امکان دیدهشدن و وایرالشدن هم بیشتر میشود.
از سوی دیگر، درباره منشأ و نحوه گردش بخشی از سرمایههای این حوزه نیز پرسشهای جدی مطرح شده است؛ پرسشهایی که اگر پاسخ روشن و مستندی درباره آنها وجود دارد، باید شفاف ارائه شود. فرهنگ را نمیتوان با پول بیحساب و مناسبات غیرشفاف اداره کرد و بعد انتظار داشت محصول نهایی، چیزی جز آشفتگی فرهنگی باشد.
حالا حرف سیروس مقدم را باید جدی گرفت. اگر یکی از باسابقهترین کارگردانان سریالساز کشور میگوید تجربه کار با بخش خصوصی برایش تلخ بوده، شاید وقت آن رسیده باشد که زمین بازی را بررسی کنیم. مسئله فقط جزیره نیست؛ مسئله ساختاری است که قرار بود رقیب حرفهای تلویزیون باشد، اما در بخشهایی از مسیر، به رقیب فرهنگ تبدیل شده است.




