زبان فارسی را پاس بدارید!

نشستهای برگزارشده به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی در برخی مناطق آذرینشین، سالهاست گاه با حاشیههایی همراه است که با ماهیت و فلسفه وجودی این روز فاصله دارد؛ اما آنچه امسال در تبریز رخ داد، از این حاشیهها فراتر رفت.
پرسش روشن از آقای حداد عادل این است: اگر قرار است برای یکی از زبانهای ایران بنیاد مستقل تأسیس شود، تکلیف دیگر زبانهای این سرزمین چیست؟ ایران فقط فارسی و ترکی ندارد. کردی، لری، گیلکی، مازندرانی، بلوچی، عربی، ترکمنی و دیگر زبانها و گویشهای بومی، بخشی از میراث فرهنگی ایراناند. اگر منطق تأسیس بنیادهای تخصصی زبانی پذیرفته شده، چرا این منطق نباید درباره دیگر زبانهای ایران نیز، متناسب با جایگاه و نیازشان، دنبال شود؟
البته دفاع از زبان فارسی به هیچ عنوان به معنای نفی یا تحقیر زبانهای محلی نیست. اتفاقاً باید میان این دو مسئله تفکیک کرد. میتوان و باید از زبانهای محلی و مادری مردم ایران حمایت کرد، اما این حمایت نباید به قیمت نادیده گرفتن جایگاه زبان ملی و مشترک کشور تمام شود. فارسی ستون مشترک ارتباط فرهنگی و تاریخی ایرانیان است و پاسداری از آن، هیچ تعارضی با احترام به تنوع زبانی ایران ندارد.
مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که در روز ملی شعر و ادب فارسی، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای آنکه با صراحت از جایگاه زبان فارسی و ضرورت پاسداری از آن سخن بگوید، خبر تأسیس نهادی برای زبان دیگری را اعلام میکند. این تصمیم، دستکم از منظر سیاستگذاری فرهنگی، نیازمند توضیح است.
بهخصوص آنکه سالهاست برخی جریانهای قومگرا میکوشند مسئله زبان را از یک موضوع فرهنگی به مسئلهای هویتی و سیاسی تبدیل کنند. در چنین شرایطی، مسئولان فرهنگی باید بیش از همیشه نسبت به تبعات تصمیمهای خود حساس باشند. حمایت از زبان ترکی یک موضوع است و تبدیل آن به ابزاری برای بازتعریف هویت ملی، موضوعی دیگر.
اگر قرار است برای زبانهای ایران بنیاد و نهاد تخصصی ایجاد شود، این سیاست باید در قالب یک برنامه جامع برای پاسداری از همه میراثهای زبانی کشور تعریف شود. و اگر چنین برنامهای وجود ندارد، نخست باید توضیح داده شود که چرا یک زبان خاص، در روز بزرگداشت زبان فارسی، صاحب چنین امتیازی میشود.
زبانهای ایران سرمایهاند؛ اما زبان ملی و مشترک ایران نیز سرمایهای است که نمیتوان در روز بزرگداشت آن، خود به حاشیهاش راند.




