ترومای عدد!
برخی رسانهها چشم دیدن برنامههای پربیننده صداوسیما را ندارند

محمد قربانی| طبق آخرین آمار صداوسیما، دو برنامه «به وقت ایران» و «پاورقی» پربینندهترین برنامههای صداوسیما در چند ماه اخیر بودهاند. با این حال برخی رسانههای مدعی انقلابی و ملی بودن، با رویکردی غیرحرفهای و جهتدار، نه تنها «پاورقی» را از لیست برنامههای پربیننده صداوسیما بیرون میگذارند، بلکه با ارجاع به موسساتی مانند متا، صداوسیما را متهم به ارائه آمار غلط میکنند. این در حالی است که طبق آخرین آمار موسسه متا نیز برنامه «پاورقی» جزو دو برنامه پربیننده صداوسیما بوده است. این دیگر یک اشتباه ساده نیست و نشان میدهد برخی رسانهها با اغراض سیاسی، حتی با اعداد و ارقام در افتادهاند و با حقد و حسد به مخاطبانشان دروغ میگویند.
آمارهای استخراجشده از دادههای رسمی عملکرد پلتفرمها در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ توسط موسسه متا نشان میدهد که در بین برنامههای غیرداستانی صداوسیما، برنامههای «پاورقی» و «به وقت ایران» هر دو با ۲۲٪ پربینندهترین برنامههای صداوسیما هستند و مسابقه «پانتولیگ (فصل ۵)» با ۲۱٪، برنامه ورزشی «فوتبال برتر» با ۱۹٪ و «من ایرانم» با ۱۸٪ برنامههای پرطرفدار دیگر هستند.
با این حال برخی رسانههای مدعی انقلابیگری، این آمار را زیر سوال میبرند و با ارجاع به متا، معتقدند که هیچ اثری از «پاورقی» در بین برنامههای پرطرفدار صداوسیما نیست.
برخی از این رسانهها که مدعی انقلابیگری هم هستند، به جای مواجهه صادقانه با داده، تلاش کردهاند همان آمار را به گونهای روایت کنند که نتیجهای کاملا معکوس از آن حاصل شود. آنها با ارجاع به گزارش متا، مدعی شدهاند که «هیچ اثری» از «پاورقی» در میان برنامههای پرطرفدار صداوسیما دیده نمیشود؛ ادعایی که نه یک اختلاف تفسیری، بلکه تحریفی آشکار و مستقیم از متن آمار است. وقتی در یک گزارش، عدد ۲۲ درصد برای «پاورقی» ثبت شده و این برنامه همرده «به وقت ایران» در صدر جدول ایستاده، دیگر نمیتوان با بازیهای زبانی و چینش جهتدار جملات، واقعیت را وارونه جلوه داد.
فلسفه آمار اساسا این است که مرجع فصلالخطاب باشد؛ یعنی جایی که سلیقه، حب و بغض، یا رقابتهای رسانهای و سیاسی باید در برابر عدد و سند کوتاه بیایند. البته این اولین باری نیست که جریان مورد اشاره عدد را نمیپذیرد و توهم اکثریت بودن دارد. به نظر میرسد تجربههای تلخ آنها به ویژه در انتخابات گذشته نوعی «ترومای عدد» برای آنها ایجاد کرده است. برای آنها انتخابات هنوز ادامه دارد و با زمین و زمان و حتی اعداد و ارقام برای التیام زخم خود سر جنگ دارند. اگر قرار باشد رسانهای حتی در نقل آمار نیز صادق نباشد، دیگر ادعای تحلیل، حقیقتجویی و روشنگری از سوی آن رسانه بیمعنا میشود. تحریف داده، فراتر از یک خطای حرفهای است و علامت بحران در صداقت، سلامت تحریریه و اعتبار رسانه است. رسانهای که نتواند با عدد و سند صادق بماند، در واقع به مخاطب خود این پیام را میدهد که برای پیش بردن روایتش، ناچار است واقعیت را دستکاری کند، چرا که نسبتی با واقعیت ندارد و کارکردی متفاوت از آنچه از یک رسانه توقع میرود، دارد.
در چنین وضعی، مسئله فقط دفاع از یک برنامه یا نقد یک برنامه دیگر نیست؛ مسئله دفاع از اصل امانتداری در روایت است. رسانهای که آمار را تحریف میکند، در اصل دارد پایه اعتماد مخاطب را با دست خودش ویران میکند. این همان نقدی است که اتفاقا همین رسانهها به صداوسیما دارند، اما کارنامه خودشان بسیار سیاهتر از چیزی است که به رسانه ملی نسبت میدهند.




