این بود خروجی ۹۰ میلیون جمعیت؟

مسعود حنیفی| خبر رسید که قرار است هادی حجازیفر در سریال جدید برادران ارک جلوی دوربین برود.
حجازیفر بازیگر خوبی است که بسیار دیر به شهرت رسید. او برای موفق شدن و کسب شهرت و محبوبیت بسیار تلاش کرده و ثمره یک عمر تحصیل و خاک صحنه خوردنش را در گذر از چهلسالگی دیده است.
حجازیفر در حال حاضر، حضور پربسامدی در سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی دارد و مانند اغلب چهرههای شاخص این سه مدیوم از این پروژه به آن پروژه در حال رفتوآمد است.
شاید اگر دست خود حجازیفر و بازیگرانی چون او بود هیچوقت دوست نداشت که در تعداد قابل توجهی از فیلمها و سریالها بهصورت همزمان بازی کند، اما سوای مسائل مربوط به فرهنگ شهرت که اثرگذاریاش یکسان نیست، این اقتصاد خانوار است که آدمی را به ربات همیشه کارمند در تمامی شئون زندگی بدل میکند. به بیان دیگر، اقتصاد بیمار و ریسکگریزی شدید سرمایهگذاران، «سیستم ستارهمحوری» را تحمیل کرده است.
تهیهکنندگان چهرههای آشنا را تنها ضامن فروش و بازگشت سرمایه میدانند و از ریسک مالی معرفی استعدادهای جدید میهراسند، زیرا فکر میکنند مخاطب هدف سینمای ایران تنها به چهرههای پیشین اعتماد میکنند، درحالیکه زمینه فعالیت در شبکه نمایش خانگی به کل متفاوت است و ستارهها برخلاف سینما حرف اول و آخر را نمیزنند. از سوی دیگر، رشد انفجاری و ناگهانی پلتفرمهای خانگی شوک تقاضای عظیمی ایجاد کرد.
این پلتفرمها برای تامین محتوای انبوه، به جای صرف زمان و هزینه برای کشف و پرورش بازیگر جدید، محافظهکارانه عمل میکنند و با تاکید دست روی معدود موارد امتحانپسداده میگذارند. دهنکجی به تئاتر بهعنوان سرچشمه تربیت بازیگران مستعد هم در این میان مزید بر علت است؛ تئاتر که روزگاری مهد پرورش بازیگران بااستعداد از نسلهای جدید بود، امروز به دلیل هجوم سلبریتیها و بلاگرها توفیق گذشته را ندارد و کارکرد خود را به عنوان کانون جوشش استعدادها از دست داده است. همزمان، ناامیدی اقتصادی و فشارهای نظارتی، موجی از مهاجرت و خانهنشینی بازیگران خلاق و جوان را رقم زده است. به همین دلیل است که جامعه سینمایی ما به چند گروه و باند خاص خلاصه شده و توانایی ریسک بالا را ندارد.


