امام باقر علیهالسلام و راز غربت مؤمن در آخرالزمان

غربت، پایان راه مؤمن نیست، منزلگاهی است که تا ظهور ادامه دارد و اسلام اصیل از غربت خارج میشود.
سعید شیری در خبرگزاری تسنیم نوشت: در روزگاری قدم برمیداریم که نگاهداشتن دینِ ناب، گویی عبور از میان خارستانِ غربت است. هر کس بخواهد به عروةالوثقی چنگ بزند، ناگزیر بهای سنگین تنهایی را میپردازد. دینداری در عصر غیبت، بیش از آنکه با کمبود امکانات یا فشارهای بیرونی سنجیده شود، با دشواری حفظ مرزهای ایمان شناخته میشود. امروز هر قرائتی از دین، بهراحتی مجال انتشار پیدا میکند؛ اما پایبندی به دینی که اهلبیت علیهمالسلام آن را تبیین کردهاند، آسان نیست. دینداری ناب، تنها ادعای محبت اهلبیت نیست، بلکه التزام به سلوک آنان، تبعیت از سخنانشان و میزان قرار دادن احادیث آنان در باور، اخلاق و سبک زندگی است. هر اندازه انسان به این مسیر نزدیکتر شود، فاصله او با جریانهای رایج بیشتر خواهد شد.
امام باقر علیهالسلام این حقیقت را سالها پیش ترسیم کردند. آن حضرت ذیل آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمودند: «وَ الْمُؤْمِنُ غَرِیبٌ، وَ الْمُؤْمِنُ غَرِیبٌ… طُوبَى لِلْغُرَبَاءِ»؛ یعنی مؤمن غریب است، مؤمن غریب است؛ خوشا به حال غریبان. (المحاسن، ج1، ص272؛ الکافی، ج1، ص391) این تکرار، از یک واقعیت دائمی خبر میدهد؛ مؤمنی که بر مدار قرآن و عترت حرکت میکند، نباید انتظار داشته باشد همواره با فضای عمومی جامعه همسو باشد. غربت، بخشی از هویت مؤمن است، نه یک اتفاق موقتی.
مصادیق این غربت کم نیست. گاهی انسان به دلیل پایبندی به حلال و حرام الهی، از برخی منافع دنیوی چشم میپوشد. گاهی حاضر نمیشود برای جلب رضایت دیگران، حقیقت را تحریف کند. گاهی در برابر موج عادیسازی گناه، مصرفگرایی، دنیاطلبی، شهرتپرستی یا توجیه احکام الهی مقاومت میکند و همین مقاومت، او را در میان نزدیکترین اطرافیان نیز تنها میکند. غربت مؤمن، بیش از آنکه جغرافیایی باشد، غربت در اندیشه، رفتار و سبک زندگی است.
از همین رو، شیعه بودن تنها یک عنوان تاریخی یا هویتی نیست؛ شیعه بودن یعنی پذیرفتن هزینههای پیروی از عترت. کسی که بخواهد معیار خود را روایات اهلبیت علیهمالسلام قرار دهد، ناگزیر در موارد بسیاری برخلاف ذائقه عمومی حرکت خواهد کرد. چهبسا سخنی که در فرهنگ امروز پذیرفته شده، در مکتب اهلبیت جایگاهی نداشته باشد و چهبسا ارزشی که عترت بر آن تأکید کردهاند، در جامعه مهجور مانده باشد. همین تفاوت، غربت شیعه را رقم میزند.
امام باقر علیهالسلام در روایت دیگری، این غربت را به آینده تاریخ پیوند میزنند و میفرمایند: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ دَعَا النَّاسَ إِلَى أَمْرٍ جَدِیدٍ… وَ إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیبًا وَ سَیَعُودُ غَرِیبًا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ»؛ یعنی «هنگامی که قائم ما قیام کند، مردم را به امری تازه فرا میخواند، همانگونه که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مردم را به امر تازهای دعوت کرد؛ همانا اسلام در آغاز، غریب و ناشناخته پدید آمد و باز هم غریب بازخواهد گشت همانگونه که آغاز شد. پس خوشا به حال غریبان.» (الغیبة للنعمانی، ص321). منظور از «امر جدید»، دین تازه نیست، بلکه همان اسلام ناب است که در اثر گذر زمان، تحریفها، عادتها و قرائتهای نادرست، برای بسیاری ناآشنا جلوه خواهد کرد. از این روایت برمیآید که غربت اسلام، حادثهای گذرا نیست، بلکه تا قیام قائم عجل الله تعالی فرجه استمرار خواهد داشت.
بنابراین، منتظر واقعی کسی نیست که تنها از ظهور سخن بگوید، بلکه کسی است که پیش از ظهور، زندگی خود را با معیارهای اهلبیت تنظیم کند. انتظار، یعنی حفظ دین در زمانی که بسیاری از ارزشها رنگ میبازند، حق و باطل در هم میآمیزند و ایستادن بر حق، گاه با سرزنش، تنهایی و محرومیت همراه میشود. جامعه منتظر، جامعهای است که غربت دین را تحمل میکند، اما از حقیقت دست نمیکشد.
بشارت امام باقر علیهالسلام نیز دقیقاً برای همین گروه است. آنان که در عصر غیبت، با وجود همه دشواریها، دین را از سرچشمه قرآن و عترت میآموزند و حاضر نیستند آن را با خواستههای زمانه معامله کنند، همان غریبانی هستند که آینده از آنِ آنان است. غربت، پایان راه مؤمن نیست؛ منزلگاهی است که تا ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه ادامه دارد و سرانجام با ظهور آن حضرت، اسلام ناب از غربت بیرون خواهد آمد و حقیقت، بار دیگر بر جامعه انسانی آشکار خواهد شد.




