خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند؛ هم آوازی اشعار سهراب با قلم نقاشان

نمایشگاه گروهی نقاشی «پیچک سبز اندیشه» که بازخوانی اشعار سهراب سپهری را در قالب نقاشی، به عنوان سرلوحه خود برگزیده، این روزها در گالری هنر فرهنگسرای ارسباران در حال برگزاری است.
نمایشگاه گروهی نقاشی «پیچک سبز اندیشه» با موضوع بازخوانی اشعار سهراب سپهری از ۳۰ آبان در گالری هنر فرهنگسرای ارسباران افتتاح و تا ۱۰ آذر برقرار خواهد بود. در این رویداد هنری ۳۸ هنرمند با ۴۵ اثر گرد هم می آیند تا آثاری را که با الهام از اشعار سهراب سپهری خلق کرده اند، به نمایش بگذارند. این نمایشگاه با رویکردی بر بازخوانی اشعار سهراب سپهری در نقاشی هنرمندان معاصر، فرصتی برای تماشای تلفیق شاعرانگی و هنرهای تجسمی را فراهم میآورد.
این نمایشگاه که کار خود را از آخرین جمعه آبان آغاز کرده، در روز افتتاحیه با حضور منصور اسکندری که به عنوان مشاور بر تایید آثار هنرمندان نظارت داشت، میزبان استادان، نقاشان و دوستداران نقاشی شد. ۳۸ هنرمند حاضر در این نمایشگاه که هر یک مبتنی بر شعری از سهراب سپهری، به خلق اثر خود پرداختهاند، از سبکهای مختلف نقاشی، برای ارائه مضمون انسانی خود بهره گرفتهاند. از سبک آبستره تا رئآل و از نقاشی خط تا مدرن، می توان ردپای اندیشه سپهری را در این آثار مشاهده کرد.
منصور اسکندی که خود با ۲ اثر در این نمایشگاه حضور دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر با تحسین لطافت و در عین حال قدرت آثار سهراب سپهری از اینکه او هنوز برای پیر و جوان الهام بخش است، به عنوان امری ستودنی یاد کرد و گفت: با همه فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی که این روزها گریبانگیر چهرههای فرهنگی میشود، شاعرانگی عمیقی که در جان سهراب ریشه دارد، همچنان با آثار نقاشی خالصانه و مینیمال او و در اشعار لطیف او نمود میکند.
وی، این قدرت را موضوعی مناسب برای شکل گیری یک نمایشگاه و نمایشگاههای حتی بیشتر دانست و افزود: با شعرهایی که نقاشان این ۴۵ اثر برای توصیف آثارشان انتخاب کردهاند و با اشتیاقی که بازدیدکنندگان برای چگونگی این تلفیق و پیوند هنر و ادبیات از خود نشان دادند، میتوان بر این امر اذعان کرد.
اسکندری که مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته هنر را سالها پیش در بریتانیا دریافت کرده و سال ها به تدریس سفالگری در آنجا مشغول بوده ودر دهه اخیر به عنوان یکی از پیشگامان توسعه سرامیک در ایران، آموختههای خود را در اختیار هنرجویانش قرار داده است، با اشاره به پیوند با طبیعت که از کودکی و نوجوانی در وجود سهراب ریشه دوانده و حاصل زندگی در باغ بزرگ خانوادگی و انس وی با طبیعت بود، عنوان کرد: هرچند این پیوند، پیوندی طبیعی برای هنرمندان نسل پیش بود اما هنرمندان امروز که کمتر از چنین منبع الهامی برخوردار هستند، هنوز ضرورت آن را حس میکنند و این کشف و شهود شاعرانه مبتنی بر طبیعت را می توان در نقاشی و دیگر هنرهای معاصر نیز شاهد بود.
وی که همین الهام از طبیعت و خلق بداهه را در آثار سفال خود (که ۲ نمونه از آنها در این نمایشگاه در معرض نمایش است) و با استفاده از شیوه راکو ارائه کرده، نقاشیهایی را که در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته، نیز با شیوهای بداهه با ضربات قوی قلم و رنگهای اصلی خلق کرده است.
سلیمه معتمدی از دیگر استادان حاضر در این نمایشگاه که معمولاً بیانی انتزاعی را برای بازنمایی طبیعت و نیز کشف جوهره آن به کار میگیرد، با همراهی آثار چند تن از شاگردان خود، در این نمایشگاه همچنان به دغدغه همیشگی خود پرداخته و در حوزه عرفان و معنویت، با رد قلمهایش به کنکاش پرداخته است. فرشته حسن پور فوق لیسانس و مدرس پژوهش هنر، مظاهر افروزی و حسین روان بخش نیز با گروهی از هنرجویان خود، آثارشان را در این نمایشگاه عرضه کردهاند.
زهره مقیمی با اثری مینیمال که با آب مرکب نقاشی شده به استقبال شعر «روشنی را بچشیم / شب یک دهکده را ورزن کنیم / خواب یک آهو را…» رفته و مونا نیکومنش به شیوه دیگر آثار خود که در فضایی مینیاتوری و با ظرافت خلق میشوند، شعر «کنار تو، زنبق سیرابم، دوست من / هستی ترس انگیز است» سهراب را یادآور شده است.
حسین روانبخش در تابلویی با عنوان «و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست» از حس همیشگی اشعار سهراب «خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند / و دست منبسط نور روی شانه آنهاست» یاد کرده است و مریم نوریان که خبر داد به زودی در حال برگزاری یک نمایشگاه انفرادی دیگر است، با سروهای آبی خود در تابلویی با عنوان «باغی میان نور و صدا» این شعر سهراب را بازخوانی کرد: «در باغی رها شده بودم / نوری بیرنگ و سبک بر من میوزید / آیا من خود بدین باغ آمده بودم…».
رویا دیانت از شاگردان آیتای خرمینژاد، با یک نقاشی ۴ لتی که با رنگها و تاشهایی قوی خلق شده و نام «واحهای در لحظه» را برای آن برگزیده، با شعر «تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همتی کن / و بگو ماهیها / حوضشان بی آب است…» در دنیای سهراب سپهری به کنکاش پرداخته است.
وی، فاصله گذاری برشتی در نقاشی را دلیلی بر انتخاب تابلوی ۴ لتی خود دانسته و در عین حال بر این باور است که سهراب نیز از هر جزء طبیعت سیراب میشد و در اشعارش دشت اندوه، باغ عرفان و کوچه شک هر یک جایگاهی ویژه داشت.
دیانت، یک نقاشی دیگر با فرمی مینیمال در این نمایشگاه دارد که شعر «سایهها میدانند که چه تابستانی است…» را یادآوری میکند.
مرجان خردمند از دیگر هنرجویان آیتای خرمینژاد، با تابلوی «درختی بر دیوار خیال» به استقبال سهراب سپهری رفته است و سعید لزرجانی برای تابلوی منظره خود از شعر «دشتهایی چه فراخ…» سهراب یاد کرده است.
مسعود فضلاللهی برای تابلوی بزرگی که یادآور درختان سپهری است و همه با ترکیبی از خط نقاشی خلق شدهاند، عنوان «خانه دوست کجاست» را برگزیده و الهام فخاری با تابلویی با عنوان «در گلستانه» در نمایشگاه حضور پیدا کرده است.
محدثه یوسفی با ۲ تابلوی آبرنگ لطیف به دنیای سهراب سپهری رفته و عباس خلیلی با ۲ تابلو از دشتهایی بیپایان که عنوان «نبض زمین» و «علفزار» را برای آنها برگزیده و صابر سلیمانی که آثارش را برپایه دانش و مهارت نگارگری خلق میکند با ۲ اثر با عنوان «دنگ» و «بیروزها عروسک»، به سپهری ادای احترام کردهاند.
به گزارش خبرنگار مهر، سمیه مشفق که کیوریتوری این نمایشگاه را برعهده دارد، از برگزاری نمایشگاه بعدی این گروه در فرهنگسرای ملل خبر داد و در عین حال یادآور شد که با همکاری چند تن از استادان حاضر در این نمایشگاه که از خطه شمال هستند، به زودی نمایشگاهی برای ارائه آثار نقاشان شمالی در تهران، برگزار خواهد شد.
نمایشگاه «پیچک سبز خیال» که از آن با عنوان سفری کوتاه اما عمیق به حکمت شاعرانه سهراب سپهری و خلاقیت پویای هنرمندان معاصر یاد شده و در روز افتتاحی شاهد حضور استادانی چون استاد مهری، استاد حجازی، سیما افتخاری راد و دکتر مهران هوشیار بود، تا ۱۰ آذرماه ادامه دارد.




