جان برادران «عشقی» چطور طعمه کفتارها شد

خبر نداشتیم قرار است آن شب شلوغ شود، امیرحسین گفت: «مامان، من چند طرح تشویقی اسنپ دارم، بروم کار کنم».

ضساین قصه را از هر طرف بخوانی «درد» است. خانه کوچک و ساده‌ای در شهرک ولی‌عصر(عج) تهران با پلاکاردهایی به سردر خانه اعلام عزا کرده است، عزایی که مثل بلای ناگهانی بر سر خانواده پنج‌نفره «عشقی»، روز پنجشنبه 18 دی، خراب شد.

قرار بود نوروز امسال برای زنی که سال‌ها در تنگدستی سه فرزند پسرش عرفان و امیرحسین و آرین را بزرگ کرده است و برای مردی که با نان کارگری و انگشتان ضخیمش از کارهای سنگین چرخ زندگی را چرخانده است، عید قشنگ‌تری باشد. آن روزی که امیرحسین چشمان پر از اشک مادر را دید که از فشار زندگی بر صورتش روان است، قول داد همه توانش را بگذارد و آن‌قدر با موتورش کار کند تا بتواند ماشینی بخرد و همگی عید بروند شمال.

مادر می‌گوید: «به من گفت؛ “شبانه‌روز با موتورم کار می‌کنم تا عید ببرمت شمال با ماشین خودمان بچرخانمت!”»

لابد هر بار که سوار موتورش می‌شد خود را کنار خانواده‌اش می‌دید که دارند می‌خندند و جاده سرسبز شمال را طی می‌کنند، همین که مادرش خوشحال باشد انگیزه‌ای بود که نمی‌گذاشت این پسر جوان مثل بقیه در پی خوشگذرانی خودش باشد و باغیرت‌تر از قبل کار می‌کرد.

مادر هنوز هم که چهل روز از رفتن امیرحسین 19ساله‌اش می‌گذرد با دیدن پرایدی که جلوی در خانه‌شان هست یاد آن شبی می‌افتد که پسر جوانش با شوق و ذوق آمد و گفت: “مامان، بیا جلوی در! من به قولی که دادم عمل کردم، بالاخره ماشینی خریدم تا با هم عید برویم شمال.”

مادر می‌گوید: «مدیر مدرسه‌اش می‌گفت؛ “امیرحسین درس‌خوان‌ترین دانش‌آموز ماست.”، بعد از مدرسه هم می‌خواست آتش‌نشان شود، صبح‌های زود از خانه بیرون می‌رفت و می‌گفت؛ “می‌روم ورزش، آدم باید ورزیده باشد، از تلاش همه به جایی می‌رسند.”»

این روایت یک داستان اشک‌آور نیست. این ماجرای زندگی پسری است که رؤیاهایش در 18 دی با شلیک یک گلوله ناگهان تمام شد و این‌طور خانواده‌ای را که بلد بود در سختی با امید زندگی کند، به خاک سیاه نشاند.

پدرش در حالی که اشک می‌ریزد می‌گوید: «امیرحسین بچه توداری بود، یک روز مادرش کتونی او را آورد و دیدم با چسب جاهایی را که پاره شده است، چسبانده است، او فوتبالیست بود و می‌خواست وارد تیم پیکان شود.»

مادر حالا نمی‌داند برای کدام فرزندش اشک بریزد و به سوگ بنشیند، او از آرین‌اش می‌گوید که هنوز محصل کلاس نهم بود: «آرین دوست داشت کشتی‌گیر شود، می‌گفت؛ “مامان، یک روزی می‌آیی و مرا تشویق می‌کنی.”»

آرین هم همان شب پنجشنبه 18 دی طعمه کفتارانی شد که می‌خواستند کشور را به آشوب بکشند.

مادر این‌طور روایت می‌کند: «ما هیچ‌کدام‌مان خبر نداشتیم قرار است شلوغ شود، آن شب امیرحسین به من گفت؛ “مامان، من چند طرح تشویقی اسنپ دارم، برم کار کنم بیام.”، وقتی رفت چند دقیقه بعد صدای تیراندازی آمد، با نگرانی زنگ زدم به پسرم، گفت؛ “مامان، خیالت راحت، من مسافر دارم، الآن برمی‌گردم.”»،

دیدم دیر کرد، رفتم خیابان دنبال پسرم، چند مأمور را دیدم، گفتم؛ “تو را به خدا به من کاری نداشته باشید.”، گفت؛ “خانم، ما با شما چه‌کار داریم؟!! اصلاً حق تیر نداریم، اما الآن تیراندازی می‌شود، خواهرم، سریع بروید خانه.”، اغتشاشگران مأمور دیگری را با موتورش آتش زده بودند و پیکر آتش‌گرفته‌اش داشت می‌سوخت.»

پدر می‌گوید: «هرچه گشتیم خبری پیدا نکردیم تا اینکه نمی‌دانم چه‌کسی گوشی امیرحسین را پیدا کرده بود و به ما زنگ زد، آرین هم با شلوار راحتی خانه و دمپایی اطراف منزل دنبال برادرش می‌گشت، اصلاً دیگر حواسمان به او نبود، رفتیم بیمارستان دیدم جنازه امیرحسین روی تخت هست.»

مادر می‌گوید: «وقتی پیکر امیرحسین را دیدم فکر می‌کردم چطور باید به برادرانش بگویم.»

پدر می‌گوید: «ساعت حدود 12 بود برگشتیم خانه، دیدیم خبری از آرین نیست، رفتیم کلانتری خبری نبود.»

مادر می‌گوید: «فردایش یکی از همسایه‌ها خبر داد پیکر دو نوجوان در درمانگاه هست، وقتی رفتیم اولین عکسی که نشان دادند آرین بود. چه‌کسی دلش آمد پسر نوجوان مرا با سه گلوله بکشد؟ او از سمت کلیه و دستش تیر خورده بود، امیرحسین هم از پشت‌سر.

دشمنان این کار را کردند تا همه چیز را بیندازند گردن جمهوری اسلامی و بگویند ایرانیان کودک‌کش هستند. لباس امیرحسین را که خیلی‌ها دیدند اول حرف‌هایی زدند که معلوم نیست حالا کی و کدام طرف او را زده است، اما وقتی تیر را دیدند گفتند؛ “این تیر برای مأموران نیست، اصلاً تیرش ایرانی نیست و منافق‌ها زدند.»

اما غم مضاعفی که بر دل این خانواده سنگینی می‌کند این است که قاتلان پسرش شدند گریه‌کن، شبکه‌های اینترنشنال و رادیو فردا و… که عداوتشان با ملت ایران آشکار است تصاویری از دو فرزند خانواده عشقی منتشر می‌کنند تا به مقاصد شوم خود برسند، روایت خانواده عشقی مهر دیگری است بر کشته‌سازی و دروغ‌پردازی آنها.

منبع: تسنیم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 7 =

دکمه بازگشت به بالا