گوشهای ما مخملی نیست

مسعود حنیفی| بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد اخیراً اظهار داشته که هنرمندان مقیم خارج از کشور در صورتی که منع داخلی نداشته باشند میتوانند در داخل ایران به اجرای برنامه بپردازند. این اظهارنظر در حالی مطرح میشود که واقعیت ماجرا با این خوشبینی سادهلوحانه فاصله زیادی دارد.
بخش عمدهای از چهرههای معروف موسیقی که سالها است در آن سوی آبها زندگی میکنند دارای منع داخلی هستند و سابقهای طولانی در تقابل با ارزشهای نظام و مقدسات اسلامی از خود بر جای گذاشتهاند.
به جز موارد نادری مانند شادمهر عقیلی نمیتوان در میان سلبریتیهای لسآنجلی و اروپایینشین فردی را یافت که به جمهوری اسلامی توهین نکرده باشد. این افراد بارها به ساحت ائمه اطهار و پیامبر اکرم بیاحترامی کرده و حتی در برهههای حساس به زمینهچینی نمادین و رسانهای برای حملات روانی آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداختهاند.
حالا ارشاد میگوید اگر منع داخلی ندارند بیایند اجرا کنند در حالی که همین سابقه سیاه بزرگترین منع اخلاقی و امنیتی برای آنها محسوب میشود. چنین رویکردی و باغ سبز نشان دادن به مخالفان خارجنشین نتیجه مستقیم مدیریت جریان وفاق در بدنه فرهنگی کشور است. مدیران این جریان به جای پرداختن به ریشههای بحرانهای فرهنگی ترجیح دادهاند با وارد کردن چهرههای جنجالی افکار عمومی را سرگرم کنند.
هدف اصلی از این مانورهای فرهنگی پوشاندن ضعفهای فاحش در مسائل حیاتی کشور است. جریان وفاق در مواجهه با تورم افسارگسیخته و بنبستهای اقتصادی هیچ دستاوردی برای ارائه ندارد و در برابر جنگ وجودی و تمامعیار با غرب نیز استراتژی مشخص و کارآمدی در پیش نگرفته است. از سوی دیگر نمیتوان انتظار داشت افرادی مانند فائقه آتشین، ابراهیم حامدی و داریوش که پیشتر حکم غیابی دریافت کردهاند، با آن سابقه درخشان در همراهی با دشمن به کشور بازگردند. حتی بازگشت نامجو هم با توجه به سوابق سیاهش در توهین و تمسخر ارزشهای ایرانی-اسلامی، یهجورایی نتیجه ائتلاف جریانهای درگیر قدرت است و ارتباطی با خواست مردم تجمعات ندارد.
بنابراین این چراغ سبز فرهنگی هیچ ربطی به آزادی بیان یا توسعه هنر ندارد. این یک تاکتیک کاملاً سیاسی و انتخاباتی است. آنها میدانند که پایگاه اجتماعی خود را از دست دادهاند و برای اثرگذاری بر ذهن رأیدهندگان در انتخابات پیش رو نیاز به ایجاد یک هیاهوی کاذب دارند.
آنها با قربانی کردن خط قرمزهای فرهنگی و عقیدتی جامعه به دنبال خریدن زمان و فریب افکار عمومی هستند تا شاید بتوانند آرای خاکستری را به سبد خود بازگردانند. این بازی با مقدسات و ارزشهای ملت هزینه سنگینی بر دوش نظام فرهنگی کشور تحمیل خواهد کرد و دیر یا زود ماهیت واقعی این جریان برای مردم آشکار میشود.


