با آن همه ادعا کپیکار از آب درآمدند/ دولت چهاردهم برای رونق بخشیدن به سینما از دولت سیزدهم تبعیت کرد

بررسی وضعیت اقتصاد سینما در دولت چهاردهم نشان میدهد این دولت هیچ ایده مشخصی برای پرفروش شدن فیلمها ندارد و به جای حمایت از سینمای بدنه ظرفیت و انرژی خود را صرف تولید فیلمهای زیرزمینی با سرمایههای مشکوک میکند؛ این در حالی است که در دولت سیزدهم وضعیت از این جهات بسیار بهتر بود و مردم سینما را برای سرگرم شدن انتخاب میکردند. این یعنی مدیران فعلی به جای ارائه راهکار برای رونق گیشه در حال ترویج آثاری هستند که هیچ نسبتی با ذائقه عمومی ندارند.
مسعود حنیفی| آمارها ثابت میکند که بیبرنامگی دولت چهاردهم باعث فرار مخاطب شده و تمرکز بر پروژههای حاشیهای تنها به نابودی اقتصاد سالم سینما منجر شده است. در مقابل دولت شهید رئیسی با درک درست از نیاز جامعه بستر سرگرمی سالم را به طور کامل برای مردم فراهم کرد تا همه به سالنها بازگردند و کاملا از این امکان و ظرفیت لذت ببرند.
دولت چهاردهم در ابتدای کار با این ادعا روی کار آمد که با بها دادن به ژانرهای متفاوت و فیلمهای هنری میتواند گیشه را نجات دهد اما واقعیت میدانی نشان داد که این رویکرد با استقبال مخاطب مواجه نشد و در عمل شکست خورد در نتیجه مدیران فعلی سینما چارهای جز کپی کردن از روی دولت شهید رئیسی و تمرکز بر سینمای کمدی نیافتند این تقلید کورکورانه در حالی رخ داد که زیرساختهای لازم در دولت قبل فراهم شده بود. برای درک بهتر این موضوع باید به آمار فروش فیلمهای کمدی در دو دوره مراجعه کنیم در دوره سه ساله دولت سیزدهم مجموع فروش فیلمهای کمدی به رقم یک هزار و دویست میلیارد تومان رسید.
در این دوره میانگین قیمت بلیت هفتاد هزار تومان بود اما در دولت چهاردهم که تاکنون یک سال و نیم از آن میگذرد مجموع فروش فیلمهای کمدی به نهصد میلیارد تومان رسیده است اگرچه این رقم روی کاغذ قابل توجه به نظر میرسد، اما با احتساب درصد تورم و افزایش میانگین قیمت بلیت به صد و هشتاد هزار تومان در دولت فعلی فروش واقعی و تعدیلشده فیلمهای کمدی در دولت چهاردهم معادل سیصد و پنجاه میلیارد تومان در مقیاس دولت سیزدهم است؛ این یعنی فروش واقعی کمدیها در دولت فعلی هفتاد درصد افت داشته و این زنگ خطری جدی برای اقتصاد سینما به حساب میآید. نکته مهم دیگر را باید ثبت رکوردشکنی تاریخی در دوره کوتاه دولت سیزدهم دانست.
در این ایام، پرمخاطبترین فیلم تاریخ سینمای ایران یعنی فسیل با جذب دقیق هفت میلیون و چهارصد و هشتاد و هفت هزار و سیصد و پنجاه و دو بیننده روی پرده رفت و ثابت کرد که اعتماد به سینمای تجاری چه دستاورد بسیار بزرگی میتواند در پی داشته باشد، درحالیکه، دولت چهاردهم حتی توانایی تکرار این رکورد را نیافت و کمدیفارسیها با وجود تقلید از فرمول فسیل -بهجز هفتادسی- نتوانستند حتی نیمی از آن مخاطبان را به سمت سالنها سوق دهند. در بخش زیرساختها نیز تفاوت فاحش است. براساس آمار رسمی سازمان سینمایی در طول دولت سیزدهم تعداد صد و پنجاه سالن سینمای جدید در سراسر کشور افتتاح و تجهیز شد که جهش بیسابقهای در تاریخ سینمای ایران محسوب بود؛ این در حالی است که با وجود گذشت بیش از دو سال از عمر دولت چهاردهم تنها دوازده سالن سینما به مجموعه سالنهای کشور اضافه شده است! این آمار نشان میدهد که دولت فعلی نهتنها در زمینه فروش واقعی و تعدیلشده با احتساب تورم عملکرد بسیار ضعیفی داشته و در توسعه زیرساختهای فیزیکی نیز به شدت از دولت سیزدهم عقب مانده و صرفاً به کپی کردن از فرمولهای ظاهری آن بسنده کرده است.
در نهایت باید پذیرفت که شعارهای اولیه دولت چهاردهم برای تنوعبخشی به سبد سینمایی مخاطبان محقق نشد و مدیران این دولت مجبور شدند برای جلوگیری از ورشکستگی کامل گیشه همان مسیری را طی کنند که دولت شهید رئیسی با درک صحیح از ذائقه مردم هموار ساخته بود. عدم توسعه سالنها در کنار افت فروش واقعی نشان میدهد که سینمای ایران در دوره فعلی دستاوردی نداشته و در یک عقبگرد همهجانبه، در حال تکرار ایدههای دولت سیزدهم در جذب مخاطب است. این را باید یک شکست آشکار برای مدیران دانست که نتوانستند هیچ دستاورد مستقلی خلق کنند.




