بحران خاموش حوزه کتاب
نابرابری جغرافیایی دسترسی به کتاب جدی است

بازار کتاب ایران فقط با بحران گرانی، افت قدرت خرید و کاهش تقاضا روبهرو نیست. یک بحران کمتر دیدهشده نیز در حال گسترش است: نابرابری جغرافیایی در دسترسی به کتاب. در حالی که تهران و چند کلانشهر همچنان بخش مهمی از زیرساخت فروش و رویدادهای نشر را در اختیار دارند، در شهرهای کوچک و روستاها کتابفروشی به کالایی کمیاب تبدیل شده است.
محمد قربانی| بازار کتاب ایران فقط با بحران گرانی، افت قدرت خرید و کاهش تقاضا روبهرو نیست. یک بحران کمتر دیدهشده نیز در حال گسترش است: نابرابری جغرافیایی در دسترسی به کتاب. در حالی که تهران و چند کلانشهر همچنان بخش مهمی از زیرساخت فروش و رویدادهای نشر را در اختیار دارند، در شهرهای کوچک و روستاها کتابفروشی به کالایی کمیاب تبدیل شده است. تازهترین دادههای رسمی سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که حتی با رشد کانالهای آنلاین، بخش بزرگی از توزیع کتاب همچنان از مسیر مراکز شهری انجام میشود. هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران در سال ۱۴۰۵ حدود ۸۰۴ هزار نسخه کتاب فروخت و بیش از ۴۱ میلیارد تومان یارانه به خریداران اختصاص داد؛ رقمی که نشان میدهد اینترنت میتواند بخشی از مشکل دسترسی را جبران کند، اما همزمان نشانهای از تغییر بنیادی شیوه توزیع کتاب است.
مشکل اصلی در ایران کمبود عنوان کتاب نیست؛ کمبود نقطه دسترسی فیزیکی است. آمار رسمی و یکپارچهای که در سال ۱۴۰۵ تعداد کتابفروشیهای فعال همه استانها را با معیار ثابت منتشر کرده باشد، در دسترس نیست. همین خلأ آماری خود بخشی از مسئله است و نمیتوان آنها را بهعنوان یک شاخص واحد مقایسه کرد.
با این حال، دادههای فروش نشان میدهد که تمرکز جغرافیایی همچنان جدی است. در آخرین دادههای قابل استناد طرحهای فروش کتاب، تهران یکی از اصلیترین مراکز فروش بوده است؛ اما برای سال ۱۴۰۵، رقم رسمی و جامع سهم تهران از کل فروش کتاب کشور که فروش کتابفروشیها، فروشگاههای آنلاین و پلتفرمهای دیجیتال را یکجا پوشش دهد، منتشر نشده است. بنابراین اعلام درصدی مانند ۳۰ یا ۴۰ درصد بدون تعیین جامعه آماری، گمراهکننده خواهد بود.
در مقابل، بازار آنلاین با سرعت در حال تبدیل شدن به مسیر جایگزین است. طاقچه در گزارش سالانه ۱۴۰۳ خود از برنامههایی برای کاهش هزینه دسترسی به کتاب و رساندن صدها هزار کتاب و اشتراک ارزانتر به کاربران خبر داده است؛ این پلتفرم در سال ۱۴۰۴ نیز فهرست جداگانهای از پرفروشترین کتابهای الکترونیکی و صوتی منتشر کرده است.
تغییر مهمتر در نمایشگاه مجازی کتاب ۱۴۰۵ اتفاق افتاد. این رویداد برای نخستین بار نسخههای چاپی و دیجیتال را در کنار یکدیگر عرضه کرد و کاربران میتوانستند نسخه الکترونیکی یا صوتی کتاب را از پلتفرمهایی مانند طاقچه، فیدیبو و کتابراه تهیه کنند. نتیجه نهایی، فروش حدود ۸۰۴ هزار نسخه کتاب و اختصاص بیش از ۴۱ میلیارد تومان یارانه بود.
اما رشد آنلاین الزاماً به معنای پایان بحران کتابفروشی نیست. کتابفروشی محلی فقط محل خرید نیست؛ در بسیاری از شهرها یکی از معدود فضاهای فرهنگی عمومی است. گزارش خبرگزاری کتاب ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز تأکید میکند که کتابفروشیها بهتدریج به فضاهای فرهنگی، اجتماعی و گفتوگومحور تبدیل شدهاند و تضعیف آنها میتواند به تضعیف زیست فرهنگی شهر منجر شود.
از این منظر، کتابفروشی صفر را نباید صرفاً یک مسئله تجاری دید. وقتی شهری فاقد کتابفروشی است، ساکنانش برای خرید کتاب چاپی به شهر بزرگتر، فروشگاه اینترنتی یا نمایشگاههای دورهای وابسته میشوند. در چنین وضعی، دسترسی به کتاب از یک خدمت فرهنگی روزمره به یک سفر یا سفارش تبدیل میشود.
حتی در سال ۱۴۰۵، با وجود رشد فروش اینترنتی، مسئله دسترسی فیزیکی حل نشده است. اتفاقاً آمار ۸۰۴ هزار نسخه نمایشگاه مجازی نشان میدهد که بخشی از تقاضای کتاب میتواند خارج از شبکه کتابفروشی محلی پاسخ داده شود. اما این راهحل، جایگزین کامل کتابفروشی نیست. زیرا خرید آنلاین کتاب را به کالای قابل ارسال تبدیل میکند، نه به یک تجربه فرهنگی محلی.
بنابراین تصویر ۱۴۰۵ بیش از آن که روایت «مرگ کتاب» باشد، روایت تغییر جغرافیای کتاب است: کتاب از قفسه کتابفروشی محلی به صفحه موبایل و پلتفرم اینترنتی منتقل میشود؛ اما این انتقال برای همه شهروندان یکسان نیست. تهران و چند کلانشهر همچنان از تراکم کتابفروشی، ناشر، رویداد و شبکه توزیع برخوردارند، در حالی که در بخشهایی از کشور مسئله هنوز سادهتر و بنیادیتر است: اصلاً کتابفروشی وجود ندارد.
اگر قرار باشد سیاست فرهنگی در سالهای آینده فقط بر افزایش تولید عنوان، برگزاری نمایشگاه و توسعه فروش آنلاین متمرکز شود، ممکن است تعداد کتابهای در دسترس افزایش یابد اما نابرابری جغرافیایی دسترسی به کتاب پابرجا بماند. مسئله واقعی این است که یک شهروند در کدام نقطه ایران برای خرید یک کتاب باید چند کیلومتر سفر کند.




