موسیقی کردی را برای مخاطب شهری رام نکنید!

علیرضا حاج علی شیر سالهاست با ارکستر شرر، نغمههای اصیل کردی را به گوش مخاطبان میرساند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موسیقی اقوام، برای علیرضا حاجیعلیشیر صرفاً مجموعهای از نغمهها و مقامهای قدیمی نیست؛ بخشی از حافظهای زنده است که در طول قرنها، همراه مردم یک جغرافیا حرکت کرده، تغییر کرده، نسل به نسل منتقل شده و همچنان میتواند برای موسیقی امروز ایده بسازد. او حدود چهار سال است که روی موسیقی اقوام تحقیق میکند؛ تحقیقی که قرار بود یک یا دو ساله به پایان برسد، اما هرچه پیش رفته، گستردگی این موسیقی و ناشناختههایش را بیشتر به او نشان داده است.
حاصل این جستوجو، شکلگیری ایده برگزاری «شب موسیقی اقوام» است؛ مجموعهای که نخستین ایستگاه آن موسیقی کردستان خواهد بود. در این پروژه، هورامی، سورانی، گروسی، کرمانشاهی و شکاک در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و حاجیعلیشیر تلاش کرده است ضمن استفاده از ظرفیتهای یک ساختار ارکسترال، اصالت مقامها و ویژگیهای موسیقی بومی را حفظ کند.
با او درباره چرایی شکلگیری «شب موسیقی کردستان»، خطر یکدستشدن موسیقی کردی، مرز میان اصالت و نوآوری، نسبت موسیقی اقوام با مخاطب شهری، نقش سیاستگذاری فرهنگی و البته این پرسش گفتوگو کردیم که آیا موسیقی کردی برای شنیدهشدن در تهران ناچار به تغییر است یا نه.
«شب موسیقی کردستان» قرار است چه چیزی را روایت کند که با یک اجرای صرفاً موسیقایی متفاوت باشد؟ شما وقتی این پروژه را طراحی کردید، دقیقاً چه مسئله یا دغدغهای پشت آن داشتید؟
من حدود چهار سال قبل یک تحقیق گسترده روی موسیقی اقوام شروع کردم؛ هم به دلیل علاقه شخصیام به موسیقی اقوام که میخواستم بیشتر دربارهاش یاد بگیرم و هم برای اینکه بتوانم یک گزارش یا جزوه مفصل از موسیقی اقوام جمعآوری کنم. تصورم این بود که شاید طی یک یا دو سال بتوانم این کار را انجام بدهم، اما گستردگی موسیقی اقوام و تعداد متنوع مقامها آنقدر زیاد بود که هنوز بعد از چهار سال درگیر این تحقیق هستم.
هرچه جلوتر میروم، بیشتر متوجه میشوم که چقدر نمیدانم و چقدر هنوز نیاز به یادگیری دارم. وقتی به موسیقی کردستان رسیدم هم همین اتفاق افتاد. دهها مقام وجود دارد که شوربختانه بسیاری از آنها در معرض فراموشی قرار گرفتهاند و اگر برای حفظ و نگهداریشان اقدامی نشود، ممکن است از بین بروند. در عین حال، ملودیهای بسیار زیبا و شنیدنیای وجود دارد که میتوان سالها روی آنها کار کرد و از آنها ایده گرفت.
این موسیقی میتواند تا سالها منبعی کامل برای ما باشد و ما را از جملهپردازیهایی که بخواهیم از بیرون موسیقیمان وارد کنیم، بینیاز کند. در نهایت این تحقیق من را به اینجا رساند که «شب موسیقی اقوام» را برگزار کنم؛ نه فقط موسیقی کردستان، بلکه در نظر دارم در کنسرتهای آینده برای دیگر اقوام هم شبهای موسیقایی داشته باشیم.
موسیقی کردستان را بهعنوان نخستین انتخاب کردم؛ هم به دلیل علاقه شخصیام به موسیقی کردستان و اقوام کرد و هم به این دلیل که ابزار اجرای این نوع موسیقی را بیشتر در اختیار دارم. در ارکستر شرر، نوازندگان کرد بیشتر از سایر اقوام حضور داشتهاند و با استادانی که بر موسیقی کردستان مسلط هستند نیز بیشتر کار کردهایم. خودم هم در این چند سال نسبت به موسیقی کردستان علاقه بیشتری پیدا کردهام و به واسطه همین علاقه، بیشتر درباره آن مطالعه کردهام و احساس میکنم تسلط بیشتری روی آن دارم.

در این اجرا از هورامی و سورانی تا گروسی و کرمانشاهی و شکاک کنار هم قرار گرفتهاند. آیا این کنار هم نشاندن گونههای مختلف، خطر سادهسازی و یکدستکردن موسیقی کردی را به همراه ندارد؟
فکر نمیکنم اینطور باشد. شاید قرنهاست که این لهجهها در یک جغرافیای نسبتاً کوچک در کنار هم زندگی کردهاند. گاهی حد فاصل دو روستا مسافت زیادی نبوده، اما لهجهها تغییر کرده، نوع رقص تغییر کرده و حتی مراسم و رسوم تفاوتهایی داشته است.
با این حال، این مردم قرنها همزیستی را تجربه کردهاند، با هم وصلت کردهاند و در کنار هم رقصیدهاند، بدون اینکه حتی لحظهای احساس کنند این کنار هم بودن قرار است به موسیقی، رسوم، رقص یا لهجهشان آسیب بزند. فکر میکنم کشور ما نمونهای مثالزدنی از این همزیستی است؛ هم میان اقوام مختلف و هم میان لهجههای مختلف یک قوم. ما قرنها در کنار هم زندگی کردهایم و توانستهایم اصالتهایمان را حفظ کنیم.
ضمن اینکه ما این کار را بهعنوان یک نمونه معرفی میکنیم تا غیر بومیها با این لهجهها آشنا شوند و گستردگی موسیقی کردستان را درک کنند؛ اینکه این موسیقی چقدر گسترده است و لهجههای متفاوت چگونه روی مقامها، لحن خواندن و حتی تحریرها تأثیر میگذارند.
گاهی مقامهای مشترکی میان این لهجهها وجود دارد که مثلاً در گروسی به یک شکل و در سورانی به شکل دیگری خوانده میشود. هر دو در واقع یک مقام را اجرا میکنند، اما با ظرافتی متفاوت آن را ارائه میدهند. این تفاوتها برای من بخشی از جذابیت موسیقی کردستان است، نه چیزی که باید حذف شود.

شما موسیقی کردی را برای یک ارکستر متشکل از سازهای ایرانی و محلی تنظیم کردهاید. در این فرآیند، کجا مجبور شدید بین «وفاداری به اصل» و «ضرورتهای اجرای ارکسترال» یکی را انتخاب کنید؟
برای من حفظ و نگهداری مقامهای موسیقی خودش یک اصل است. معتقدم وقتی در ارائه یا تنظیم یک اثر موسیقایی، تغییری در اصل آن اثر یا مقام ایجاد میکنیم، دیگر لطفی در ارائه مجدد آن وجود ندارد.
البته گاهی بر اساس نیاز مخاطب امروز، نیاز موسیقی جدید یا ابزار ارکسترال، لازم است در تنظیمها کارهای تازهای انجام دهیم، ایدههای جدید داشته باشیم یا با رنگآمیزی مجللتری یک مقام را معرفی کنیم. اما همه این کارها نباید به اصل اثر و مقام آسیب بزند. اگر این اتفاق بیفتد، لطف ارائه اثر از بین میرود.
برای ارکستری مثل شرر که هم مخاطب بومی و هم غیر بومی دارد، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند. شاید مخاطب غیر بومی حساسیت چندانی نسبت به این موضوع نداشته باشد، اما برای مخاطب بومی بسیار مهم است؛ چون او این مقامها را در طبیعیترین شکل ممکن، در روستای خودش یا در محل زندگیاش، با خوانندههای محلی و با لهجههای مختلف شنیده است. وقتی همان مقام را در یک کنسرت با سازهای مختلف میشنود، انتظار دارد آن خاطره برایش تداعی شود و مقام را دوباره با همان زیبایی، اما با یک رنگآمیزی جدید بشنود.

وقتی یک موسیقی بومی وارد یک ساختار بزرگ ارکسترال میشود، ممکن است بخشی از خصلت خام، زیسته و حتی خشن آن از بین برود و تبدیل به یک موسیقی شیک و صحنهای شود. چقدر از این اتفاق در این پروژه نگران بودید؟
خیلی. در انتخاب مقامها و آثاری که قرار است در این کنسرت اجرا شوند، دقت کردیم آثاری را انتخاب کنیم که قابلیت ارکسترالشدن داشته باشند. اگر اثری وجود داشته که احساس کردهام ورودش به ساختار ارکستر باعث میشود مجبور شوم هارمونی یا خطوط کنترپوانی اضافه کنم و این کار به اصل یا ساختار اثر آسیب میزند، سعی کردم آن اثر را انتخاب نکنم.
اگر هم مقامی بوده که از نظر شخصی خیلی دوستش داشتهام و میخواستم در این اجرا باشد، آن را در ساختاری کوچکتر ارائه کردهام؛ مثلاً با یک تکساز یا با خواننده و همراهی بسیار محدود ارکستر.
در چنین مواردی، هدف این بوده که ارکستر مزاحم ارائه اصل اثر نباشد و هارمونی اضافهای به آن تحمیل نکند؛ فقط فضایی ایجاد کند که خواننده بتواند مقام را تا حد امکان به شکل اصلی و طبیعی خودش اجرا کند.
اصلاً از نظر شما «اصالت» در موسیقی کردی یعنی چه؟ آیا اجرای عینبهعین یک مقام و نغمه قدیمی اصیلتر است یا میتوان آن را تغییر داد، ارکسترال کرد و همچنان مدعی اصالت بود؟
خاطرم هست یکبار در کلاس استاد ارشد طهماسبی جملهای از ایشان شنیدم که «فضیلت موسیقی ایرانی، مقامهای آن است». این جمله برای من عمق زیادی دارد. من فکر میکنم مقامهای موسیقی در واقع تعریفکننده بخشی از اصالت این موسیقی هستند؛ چون مقامها برای اینکه شکل بگیرند و در یک منطقه جا بیفتند، شاید 700 یا 800 سال زمان نیاز داشتهاند. مردم یک منطقه آنها را با تمام وجودشان یاد گرفتهاند، احساسشان کردهاند و سینهبهسینه به نسل بعد منتقل کردهاند.
گاهی ساختارهای ارکسترال کمک میکنند این مقامها بهتر شنیده شوند. گاهی هم نه؛ بعضی مقامها را باید به حال خودشان رها کرد، چون آنقدر پُر و پیچیدهاند که هرگونه اضافهکاری ارکسترال ممکن است از زیباییشان کم کند. در چنین مواردی باید اثر را همانطور که هست حفظ کرد و به نسل بعد انتقال داد و فقط در این میان امانتدار بود.
اما درباره بعضی مقامهای دیگر، ابزار موسیقی امروز میتواند کمککننده باشد. نمونههای زیادی از این اتفاق را در موسیقی خانواده کامکار میشنویم؛ کاری که آنها با موسیقی ما کردهاند. گاهی حتی یک تنظیم الکترونیک باعث شده یک مقام زیبایی تازهای پیدا کند و مخاطب بیشتری با آن ارتباط بگیرد.
مهم این است که تنظیم جدید باعث شود مقام بهتر شنیده شود، نه اینکه اصل آن از بین برود.




