جبلی: تحول محتوایی، رویکردی و سازوکاری در دستور کار است

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، پیمان جبلی رئیس رسانه ملی، در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه خبر گفت: در جنگ اخیر، حملات مستقیم نظامی به سازمان صدا و سیما چندین برابر بیشتر از جنگ ۱۲ روزه بود.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است:
در زمان بحران همه مردم به درستی نگاه شان به اطلاع رسانی صدا و سیماست و هم به لحاظ سرعت و کیفیت اطلاع رسانی و هم روایت اولی که بتواند به اطلاعات دست اول دسترسی داشته باشد و هم به لحاظ دسترسی به برنامههای صدا و سیما، هم تاب آوری فنی و هم تاب آوری محتوایی، با حوادثی که پشت سر هم اتفاق میافتد چه نوع برخوردی داشته باشیم.
حادثه بسیار تلخ وفاجعه شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی اتفاق افتاد رسانه ملی در مقطعی که رهبری انقلاب اسلامی، رهبری معظم به شهادت رسیدند و رهبری جدید هم هنوز انتخاب نشدند، آن فاصله زمانی سوال بسیار مهمی که رسانه ملی ماموریتش چیست و وظیفه اش چیست و چه باید میکرد، در ارتباط با پوشش حوادث، حضور گسترده مردم در صحنه تجمعات شبانه و رویدادهایی که پیش بینی میشد در روزهای آتی که اتفاق میافتد و تهدیدهایی که دشمن میکرد همه اینها باید مدنظر برنامه ریزان و برنامه سازان صدا و سیما قرار میگرفتند و به صورت هماهنگ و منسجم و یکپارچه تصمیم گیری و برنامه ریزی میشد که تلاش شد در هر کدام از این حوادثی که پشت سرگذاشتیم با استفاده از تجارب قبلی ظرفیت جدیدی ایجاد کنیم برای بهتر عمل کردن و کیفیت دادن به برنامههای صدا و سیما برای پوشش آن رویداد.
سوال: این تاب آوری الان در شیوه فعالیت صدا و سیما تغییرات جدی ایجاد کرده و الان ارزیابی شما از این میزان تاب آوری در برابر تهدیدات احتمالی چیست؟
جبلی: هر حادثهای که ما پشت سر گذاشتیم، ما حادثه بلوا و ناآرامی ۴۰۱ را پشت سرگذاشتیم، آن جا آسیبهای خودمان و نقاط ضعف و خلاء خودمان هم در حوزه زیرساختی و هم محتوایی بررسی کردیم و ان شاءالله هیچ وقت حوادث این چنینی در کشور اتفاق نیافتد، اما خودمان آماده کردیم که اگر دوباره اتفاق افتاد چگونه عمل کنیم، مثلا دسترسی ما به نهادهای مسئولی که مسئول انتشار اطلاعات به موقع و سریع و دقیقی هستند، حادثه ۴۰۱ اتفاقات تلخ سال ۱۴۰۱ این بود که این ارتباط نزدیک به نهادهایی که مسئول اطلاع رسانی سریع و فوری و دقیق بودند و رسانهها از جمله رسانه ملی به میزان کافی نبود، این تجربهای شد که ما بعد از آن حادثه تلاش کردیم که سازوکاری را تعریف کنیم که بین رسانه ملی و دستگاههای مسئولی که اطلاعات در اختیار آن هاست، ارتباط منظمتر و به موقع تری اتفاق بیافتد و شکل بگیرد.یا درجنگهایی که پشت سرگذاشتیم به همین ترتیب، در عملیاتهای وعده صادق یک و دو که با رژیم درگیر شدیم در سال ۴۰۳ در بهار سال ۱۴۰۳ و قبل از شهادت رئیس جمهور وعده صادق یک را ما شاهد بودیم و در آذرماه وعده صادق ۲ بود، ارتباط بسیار نزدیکی بین رسانه ملی و نیروهای مسلح و سپاه وجود داشت که به محض این که عملیاتی توسط سپاه عزیز پاسداران اتفاق میافتاد بلافاصله و شاید در چند دقیقه اطلاع رسانی مستقیم و رابطه مستقیم ارتباطی بین رسانه ملی و نیروهای مسلح برقرار بود و در جنگ اخیر هم تقویت شد و این باعث شد که ما هم نسبت به روایت اول و هم نسبت به کسب اطلاعات دقیق و اطلاع رسانی آن اطلاعات دقیق به مردم عزیز جلوتر باشیم نسبت به حوادثی که در سال ۱۴۰۳ به وجود افتاد و اتفاق افتاد وعده صادق یک و دو، ما در هر مرحلهای ضعفها و خلاءهایی داشتیم، اما این ضعفها و خلاءها و نقاط نارساییهایی که در عملکرد رسانه ملی وجود داشته هر کدام از اینها الگو و سرمشقی شد که ما برای مرحله بعد خودمان را آمادهتر کنیم. الان آمادگی رسانه ملی برای مواجه با بحرانهایی مثل آن چیزی که اتفاق افتاد و شاهد بودیم حوادث تلخ اعم از بلواهای داخلی یا جنگهای مستقیم با دشمن خارجی الان به مراتب بیشتر از جنگ رمضان و بیشتر از حوادث سال گذشته است.
سوال: یکی از نکات و فرازهای خیلی جدی و مورد تاکید در برنامه تحولی شما برای رسانه ملی بحث عدالت محوری بود، چه میزان پس از ۵ سال به این عدالت محوری نزدیک شدید و اساسا تعریف برنامه تحول در زمینه عدالت محوری در رسانه ملی چیست؟
جبلی: هم محور هویت و هم عدالت دو سرفصل اساسی سند تحول رسانه ملی بودند که دو گم شده یا گمگشته عصر امروز مردم هستند در همه جوامع، هویتها در نتیجه تبادل فرهنگی یا تهاجم فرهنگی یا آمیختگیهای فرهنگی بسیاری از هویتهای ملتها دستخوش تغییر شده و دستخوش ضعف شده، گاهی اوقات دستخوش تخریب شده، عدالت گمگشتهای است که همه جوامع به دنبال آن هستند از جمله در جامعه ایران عزیز ما یکی از اهداف اساسی انقلاب اسلامی برقراری عدالت بوده و این دو موضوع و سرفصل بسیار مهم در عصر تهاجم، تبادل یا تضارب فرهنگها در موضوع هویت و در موضوع عدالت که سرفصل اصلی رسانه ملی شد درسند تحول.
در موضوع عدالت که سرفصل اصلی رسانه ملی شد در سند تحول، در موضوع عدالت ابتدا نیاز داشتیم به یک تعریف که عدالت بین چه و چه، کجا به چه ترتیب، اگر ما رسانه ملی را رسانه امانت مردم در دست خودمان فرض کنیم و این ملک و دارایی و ثروت مردم است که در اختیار ماست و به نفع مردم از آن استفاده شود و رسانههای اصلی رسانه مردم هستند، عدالت در درجه اول به معنی عدالت رسانهای یعنی دسترسی همه مردم هم به تصویر و صدای با کیفیت خوب و هم به این که خودشان را در قاب رسانه و هویت خودشان را در قاب رسانه و اقلیم خودشان و منطقه و جغرافیایی خودشان و پاره فرهنگهای خودشان را در قاب رسانه ببینند.
ما دو سال پیش نظرسنجی، در سال ۱۴۰۳ بود نظرسنجی مرکز تحقیقات انجام داد، حدود ۶۴ درصد مردم در این نظر سنجی سراسری، گفته بودند ما حتی یک بار خودمان در برنامههای نمایشی و سریالهای صدا و سیما ندیدیم، ما صدها سریال از ابتدای انقلاب تولید شده بود تا همین سال ها، اما خیلی عجیب است که ما این آمار را به تلخی دریافت کردیم که ۶۴ درصد مردم کشورما که ما خودمان را، بوم خودمان، منطقه خودمان را و فرهنگها و پاره فرهنگهای خودمان را در سریالهای صدا و سیما ندیدیم.
یکی از رویکردهای مهم ما توجه کردن بومهای مختلف به مناطق مختلف کشور بود که برای این که بتوانیم این نسبت را متوازنتر کنیم و دسترسی صاحبان اصلی رسانه را به قاب تلویزیون بیشتر کنیم.این بود که ما ابتکار ایران جان را شروع کردیم در رسانه ملی که از همین امروز دهمین پویش ایران جان در آذربایجان شرقی شروع شده، در پویشهای ایران جان مردم آن استان شاهد هستند که در تمام شبکههای سراسری صدا و سیما، شبکههای سیما، شبکههای صدا و شبکه خبر حتی شبکههای برون مرزی محور اصلی برنامه سازی دراین یک هفته آن منطقه و آن استان و آن بوم است که خودشان و امکانات خودشان، ظرفیتهای خودشان در حوزههای مختلف اقتصادی، گردشگری و فرهنگی و البته چالشهای خودشان و مطالبات خودشان را در این یک هفته روی آنتن ملی مشاهده میکنند.
یکی از ابتکاراتی بود که با استقبال گسترده مردم عزیز مواجه شد و به نظر ما رسید که این یک گام بلند بود برای رسیدن به عدالت رسانهای که البته کافی نیست یا در موضوع انتخابات مجلس در سال ۴۰۲ همیشه با یک آسیب مواجه بودیم که صاحبان ثروت دسترسی بیشتری به افکار عمومی دارند، به ویژه در انتخابات مجلس که امکان استفاده از رسانه ملی براساس قانون در تبلیغات انتخابات وجود نداشت.
ما خودمان با مجلس شورای اسلامی و کمیسیونهای مربوطه مشورت کردیم و رایزنی کردیم و نظر رسانه ملی را به آنها اعلام کردیم که اگر قانون انتخابات قرارست اصلاح شود به گونهای اصلاح شود که ما بتوانیم در تبلیغات انتخابات مجلس فعالیت داشته باشیم و یک بار جدیدی به خودمان در سامزان اضافه کردیم که در انتخابات مجلس هم علاوه بر انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان که قبلا هم رسانه ملی در تبلیغات حضور داشت، حضور داشته باشد، از زمانی که این قانون اصلاح انتخابات مجلس ابلاغ شد تا انتخابات ما سه چهار ماه بیشتر فرصت نداشتیم، با همت همکاران عزیزما در سازمان در ظرف سه چهار ماه ۲۰۸ کانال تلویزیونی انتخاباتی به تعداد حوزههای انتخاباتی تاسیس شد، یعنی ما در طول تمام سالهایی که پشت سرگذاشته بودیم، ما حدود ۳۳ تا شبکه تلویزیونی استانی، ۲۰ و خوردهای شبکه ملی، سراسری سیما و تعدادی شبکه سیما در برون مرزی داشتیم، مجموع اینها شاید به ۶۰-۷۰ تا نمیرسد، ما در عرض کمتر از سه ماه ۲۰۸ کانال تلویزیونی با پوشش آن حوزه انتخابی راه اندازی کردیم و هدف این بود که ما خواستیم پایبند و وفادار باشیم به این شعار عدالت رسانهای در سند تحول، سند تحول برای ما یک چراغ راه و یک الگو و یک قطب نما بود در طول این ۵ سال که دقیقا وفادار باشیم و آن خواست امام شهید ما از ما بود که بعد از این که ابلاغ فرمودند و تایید کردند سند تحول و این شد دستورالعمل ما، براساس سند تحول این کانالهای انتخاباتی تاسیس شد و بسیاری از عزیزان نماینده مجلس شورای اسلامی بعدها به ما گفتند که اگر این کانال نبود و ما امکان دسترسی به افکار عمومی بدون صرف پول و بدون صرف هزینههای هنگفت نداشتیم چه بسا امکان ورود به مجلس برای ما فراهم نمیشد و این یک گام بلند بود و بعد اتفاقات دیگری که افتاده ما در طول روز نزدیک ده ساعت شبکههای اصلی سیما شبکه یک، شبکه دو، سه، نسیم، حتی شبکه چهار بخشی از آنتن شان را در اختیار استانها قرار میدهند، تحت عنوان بسته ایران ما، یعنی ده ساعت در روز همکاران ما در استانها این فرصت را دارند که آن مظاهر استان خودشان و توانایی استان خودشان و تولیدات خودشان در استان به سمع و نظر رسانه ملی در سطح ملی برسانند و این هم یک اقدام دیگری بود برای تقویت و تثبیت عدالت رسانهای ما قائل شدیم.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشیم که بخشی از عدالت شاید برمی گشت به درون سازمان، یعنی ما در درون سازمان همکاران عزیزمان اگر مزه عدالت را شاید نمیچشیدند شاید همراهی نمیکردند اساسا با اجرای این سند تحولی که ما مدعی بودیم که برای فضای بیرون از رسانه عدالت اجرا کنیم ولی در داخل سازمان تلاش شد در سالهای اخیر بسیاری از حقوق عقب افتاده یا حقوق مسلم عقب افتاده همکاران ما در سازمان با وجود چالشهای بسیار سختی که مواجه بودیم تا جایی که توانایی داریم اینها را تامین کنیم همکاران ما در سازمان باید قضاوت کنیم تا حدودی توانستیم موفق شویم که این عدالت را در داخل سازمان اجرا کنیم.
سوال: در این دوره ۵ ساله در حوزه برنامه سازی چه در بخش فرم و چه در بخش محتوا یک تغییراتی در سبک برنامه سازی اتفاق افتاد که من مصداقا به دو تا نمونه اشاره کنم، برنامه محفل در حوزه قرآنی و برنامه معلی که خیلی به چشم آمد، این در ۵ سال یا برنامههای نظیر اینها استثنائاتی بود که مثلا زاییده فکر خلاق یک تهیه کننده یا یک طراح برنامه تلویزیونی بود که روی آنتن رخ نمود یا این که نشان دهنده یک تغییر ریل در سبک و سیاق برنامه سازی است که این طوری که میتواند در فرم محتوا تغییر ایجاد کند و مخاطب را جذب کند؟
جبلی: البته تردیدی در این نیست که ما خوشبختانه از نعمت وجود برنامه سازان حرفهای، تهیه کنندگان خوش ذوق در رسانه ملی برخوردار هستیم و بخشی از این توفیقاتی که ما شاهدیم، نتیجه خوش ذوقی و خوش سلیقگی همکاران عزیزما در حوزه برنامه سازی است.
اما این مثالهایی که شما زدید ثابت کرد و بعد از آن برنامه سازیهای دیگری که انجام شد ثابت کرد که اگر ما به هویت اصیل ایرانی، هویت اصیل ملی ایرانی – اسلامی پایبند باشیم، این موجب فرار مخاطب نمیشود بلکه باعث جذب مخاطب میشود و اگر این توجه و تمرکز روی هویت ملی ایران – اسلامی در قاب زیبا، در فرم جذاب به مخاطب ارائه شود نه تنها ریزش مخاطب نداریم، بلکه افزایش مخاطب هم خواهیم داشت، این یک چالشی بود که همیشه وجود داشت، بسیاری از ناظران بیرونی حتی از همکاران خودمان در داخل سازمان اعتقادشان این بود که اگر هویت اسلامی و هویت معارفی و دینی که جزوی از هویت ملی ماست بخواهیم عرضه کنیم این فرم جذابی خیلی برای آن پیدا نمیشود.
شاید بیشتر تصورشان برنامههای گفتوگو محور و برنامههای سخنرانی اینها بود، برنامههایی که اشاره کردید محفل و معلی معلی ثابت کرد معارفیترین برنامه را با جذابترین شیوه ارائه داد و بیشترین مخاطب را پیدا کرد، این پس دستورالعملی بود که ما در طول این مدت ۵ سال هم باز همه در وفاداری به سند تحول دنبال کردیم، اعتقاد ما و همکاران مان و برنامه سازانی که الان دیگر یک تجربه ناپیدایی نداریم تجربه زیسته شده بعد از ۵ سال برنامههایی که با تمرکز بر هویت به مخاطب بسیار خوبی دسترسی پیدا کردند، این تجربه نشان میدهد که این تصور شاید تصور درستی نبود که برنامههای هویت محور احتمالا باعث جذب مخاطب نخواهد شد، اشاره کنم که ما از سال ۴۰۳ یک روند توقف کاهش مخاطبان رسانه ملی که از سال ۹۴ شروع شده بود داشتیم و از سال ۴۰۳ به بعد این روند برعکس شد و به سمت بالا و صعودی حرکت کرد و ما در حال حاضر در سومین سال متوالی ما الان.
سوال: نموداری که دوستان نشان میدهند؟
جبلی: بله تا سال ۴۰۳ اگر حوادث اجتماعی که و امنیتی که در سال ۴۰۳ اتفاق نمیافتاد نمیبود شاید ما باید این روند را برعکس میکردیم، اما خود سند تحول و دریافت مفهوم تحول در حوزه برنامه سازی و محتوا باید به یک فرهنگ در سازمان تبدیل میشد که ما به تدریج وارد این تغییر در شیوه برنامه سازی شویم و این زمان برد و ما به صورت طبیعی ما از اواخر سال ۴۰۳ به بعد این روند افزایشی مخاطب شاهدیم.یکی از دلایل این روند افزایش توجه به برنامههای هویت محوری که آشناست با ذائقه مخاطب، چون خودش را روایت میکند.آشناست با ذائقه مخاطب، چون خودش را دارد روایت میکند مردم ایران را دارد روایت میکند باورها، فرهنگها اعتقادات و بوم مردم ایران را دارد بهش توجه میکند حالا چه هویت دینی چه هویت فرهنگی چه هویت منطقهای و چه هویت تاریخی و تمدنی اینها به ذائقه مخاطب نزدیک است و اگر در قالبهای خوب ریخته بشود میتواند مورد توجه مخاطب قرار بگیرد لذا این تحول در برنامهسازی اساساً تبدیل شد به یک رویه گونههای مختلف میخواستم عرض کنم ما بعد از این دریافت عمومی بین همکارانمان و عزیزان برنامه ساز به این نتیجه رسیدیم که حالا برای غنی سازی این دریافت تغییراتی هم در ساختار ایجاد بکنیم خوب مجموعههای نمایشی را ما محول کردیم به حوزه سیما فیلم به جای جنگ به صورت متفرقه و پراکنده در شبکهها تولید بشود و هفت گذاری مشخصی به صورت پیوسته و یکپارچه در تولیدات مجموعه نمایشی به چشم نخورد ما اینها را متمرکز کردیم در سیما فیلم تمام داستانها مجموعههای نمایشی و سریالها در قالب دفتر فیلمنامه تجمیع شد به چه دلیل؟ به دلیل اینکه بسیاری از مواقع سریالهایی با هزینههای خیلی گزاف تولید میشد شاید حتی خود ما خود مدیر مربوطه نمیدانست که آخرین داستان به کجا منتهی میشود آخرین داستان چی میشود یعنی هزینههای سنگینی میشد، اما انتهای داستان مشخص نبود داستان اساساً و فیلمنامه مشخص نبود ما در دفتر فیلمنامه این را مقرر کردیم که هیچ داستانی تا زمانی که ابتدا و انتهایش و بازخورد و برآیند مورد توقعی که ازش میرود به دست نیاید ما شروع به تولید نکنیم این نتیجهاش را شما الان دارید در همین شبها دارید میبینید ما الان همزمان نه تا مجموعه نمایشی در سه تا شبکه به نمایش در میآید هم در شبکه یک هم در شبکه دو و هم در شبکه سه تنوع ژانری و تنوع گونهای را که شما در این مجموعه دارید مشاهده میکنید نشان میدهد که این تجربه به نظر میرسد که تجربه قابل توجه و موفق بوده علاوه بر اون گونههای برنامهسازی که شاید کمتر بهش توجه شده بود در مرکزی به نام سیمرغ به متمرکز کردیم و برنامههای خوبی را مثل آقای قاضی که شما دارید میبینید در شبکه دو تولیدات مرکز سیمرغ ماست یا ما احساس میکردیم که برنامههای کوتاه باتوجه به اینکه ذائقه مخاطب به ویژه نسل جوان دیگر شرط تحمل برنامههای طولانی مدت خسته کننده را نداشته باشد و در رسانههای مدرن امروز در دنیا محتوایی بسیار کوتاه به شدت مورد اقبال نسل جوان قرار میگرفت ما مرکزی را ایجاد کردیم به نام مرکز تولیدات برنامههای کوتاه تولیدات کوتاه سیما تحت عنوان تاک که بسیاری از میان برنامههای کوتاه تحت عنوان حالا به اصطلاح یا نماهنگ یا اینفوگرافی یا مواردی که در چند دقیقه خلاصه میشود یا هدف اطلاعرسانی دارد یا فرهنگ سازی در یا اهداف دیگر و معرفی یک دستاورد در این قالب تولید میشود و حجم گستردهای از محتوای تولیدی که الان بر روی آنتن شبکههای مختلف هست محصولات همین چند تا ساختاری است که خدمتتان عرض کردم برای غنی سازی محتوای کودک و نوجوان بر عکس اونچه که در سیما عمل کردیم در کودک و نوجوان تولید و پخش را یکی کردیم باهم دیگر یعنی مرکز کودک و نوجوان اساساً تاسیس شد برای غنی سازی محتوای بسیار مهمی که قرار است در اختیار به کودکان و نوجوانان قرار بگیرد میخواهم عرض بکنم که همزمان با این سیر برنامهسازی و کسب تجربه در این پنج سال مطابق با سند تحول تلاش کردیم که ساختارهای مناسب را هم ایجاد بکنیم و ساختارهای فرعی یا غیرمفید را ما اینها ر حذف کنیم و این کار هم انجام شد در هر حال تلاش ما این بود که هم در حوزه برنامهسازی هم در حوزه رویکرد هم در حوزه سازوکار منطبق با اهدافی که در سند تحول بیان شده بود عمل بکنیم به سه دسته تقسیم کردیم تحول محتوایی، تحول رویکردی و تحول سازکاری.
سوال: و یک رویکردی هم شما در حوزه دعوت از میهمانان، تنوع از حضور چهرهها و شخصیتها داشتید تحت عنوان رویکرد خط سبزی به جای خط قرمز چه قدر بنظرتان این رویکرد موفق عمل کرده در رسانه ملی؟
جبلی: ما در این پنج سال تجربههای درخشانی را داشتهایم در موضوع تضارب افکار و دیدگاهها و البته این یکی از مصادیق رویکرد خط سبزی است شاید دقیقترین باشد که اگر ما بخواهیم خط سبز یعنی چه، خط قرمز یعنی محدودههایی که بهش وارد نمیشویم، اما خط سبز یعنی محدودههایی که تا الان باید وارد میشدیم و نشدیم بسیاری از حوزههایی که ما میتوانستیم و نقطه امتیاز ما بود و نقطه قوت ما بود و میتوانستیم واردش بشویم نشده بودیم تا الان نمونه اش حوزه روستا، حوزه مناطق مختلف کشور که مثال زدم ایران جان را آقای خسروی ما سال هزار و چهارصد وقتی راهپیمایی بیست و دو بهمن روستاها را قبل از راهپیمایی تهران و قبل از راهپیمایی شهرهای بزرگ پخش کردیم از صدا و سیما هم فکر کردند یه اتفاق عجیب غریب افتاده شاید بعضی سؤال کردند که مگر در روستاها راهپیمایی برگزار میشود اساساً مگر ما این همه روستاهای ما محل برگزاری راهپیماییهای متفاوت و متنوع است یعنی نگاه هموطنان ما به روستا بهعنوان یک واقعیتی که واقعیت مولد، واقعیتی که اقتصاد کشور و فرهنگ کشور را و روابط سالم انسانی را ریشهدار کرده در خودش بود اطلاع شاید نداشتند این خط سبزی بود که ما تا حالا واردش نشده بودیم و بر اساس رویکردهای خط قرمزی نزدیک خط سبزها هم نشده بودیم یکی از مصادیقش همینی که شما فرمودید خوب ما در برنامههای پر مخاطبی مثل شیوه مثل جام جم مثل برنامههای گفتگویی و چالشی و مناظرهای سعی کردیم این تضارب افکار و آرا را به منصه ظهور برسانیم ما یکی از اتفاقاتی که افتاد و خیلی هم شاید از همکاران ما به ما خرده میگرفتند ما کسانی که نقد مستقیم به رسانه ملی داشتند در برنامه زنده جامجم در سه چهار فصل تا قبل از جنگ پخش میشد این برنامه ما روی آنتن آوردیم، دهها منتقد جدی صداوسیما بر روی آنتن زنده صداوسیما اومدند و نظراتشان را و نقدهای بسیار تند خودشان را مطرح کردند و این را حق منتقدین میدانستیم که بیایند و صحبت بکنند شما خودتان شاهد بودید در برنامههای انتخابات ریاست جمهوری، برنامههای میزگردهای تخصصی بهگونهای بود که شاید سؤالات بسیار صریح و روشن و خلاقانهای در آنجا مطرح میشد و مورد استقبال نامزدهای محترم و کارشناسهایی که در این برنامهها شرکت میکردند قرار گرفت. لذا رویکردمان در این پنج سال اگرچه فکر میکنیم ما هنوز همه راه را طی نکردیم راه درازی پیش را داریم برای که بتوانیم تقویت کنیم این رویکرد را این بوده که رسانه ملی متعلق به همه است اصحاب دیدگاههای مختلف، رویکردهای مختلف، اعتقادات مختلف باید بیایند ما میبینید این شبها در بعضی از برنامههای شاید در شبکه خبر خود شما این برنامه موفق به وقت ایران را میبینید دیدگاههای مختلف کارشناسان مختلف موافق مخالف میآیند بحثهای بسیار جدی مطرح میشود و اساساً ما حق مخاطبین میدانیم که از دیدگاههای مختلف بهرهمند بشوند و مطلع شوند.
سوال: ولی با وجود این توضیحاتی که جناب عالی فرمودید و این رویکرد خط سبزی که به عنوان یک سیاست و راهبرد در رسانه ملی مطرح شده همچنان هستند کسانی که منتقدند و توقع شان این هستش که باید تنوع بیشتری از حضور چهرهها با گرایشهای به ویژه مختلف سیاسی در رسانه ملی حرفشان گفته بشود مطلب شان اینجا مطرح بشود همچنان این نقد را به رسانه ملی مطرح میکنند به نظر شما این بیشتر ناشی از در نظر گرفتن یک ظرفیت درست رسانه ملی است و یا فکر میکنید نه اساساً بحث، بحث رسانه نیست حالا شیطنت سیاسی، تقابل با رسانه ملی است این را شما در چه قالبی تفسیر میکنید؟
جبلی: ساختمان شیشهای هدف قرار گرفت و الان ازش استفاده نمیشود اما نماد ساختمان شیشهای زنده است کل صداوسیما یک ساختمان شیشهای است یعنی هر آنچه که به فعالیتهای رسانه ملی مربوط میشود روی آنتن و در معرض دید و قضاوت همگان قرار دارد هیچ سیاستی نیست، هیچ طراحی نیست هیچ برنامهریزی نیست که همکاران ما در حوزه سیاستگذاری و برنامهریزی طراحی بکنند و به فاصله چند ساعت یا چند روز روی آنتن نیاید یعنی همه دارند مشاهده میکنند اون چیزی که را آنتن داریم می بینیم نتیجه سیاستگذاریها برنامهریزیهایی که که دارد در حوزههای سیاستگذاری اتفاق میافتد این را عرض کردم که بگویم رسانه ملی یک اتاق شیشهای در معرض دید و نقد و قضاوت بالقوه نود میلیون نفر هموطن ایرانی است حالا نود میلیون جمعیت کشور کمتر است عرض کردم بالقوه؛ یعنی هر ایرانی هر شهروندی هر هموطنی میتواند ببیند برنامهها را و نسبت بهش نظر خودش را داشته باشد انتقاد داشته باشند حمایت کند، تشکر کند ضمن اینکه ما حوزه روابط عمومی شبانهروز در حال دریافت نظرات مردم است از طرق مختلف ، برخی از انتقادات واقعاً انتقادات بسیار دقیق و بجا و ضروری که ما ازش استفاده میکنیم و اینها را جمع آوری میکنیم بررسی میکنیم اساساً رسانه صدا و سیما ،رسانه ملی به عنوان بزرگترین شاید رسانه کشور دستگاهی است که برای مخاطب توده و مخاطب گسترده نیاز به این تعامل دارد نیاز به این رفت و برگشت دارد اگر این بازخورد گیری اتفاق نیفتد اصلاً چرخه ارتباطی شکل نمیگیرد چرخه ارتباطی بین ما به عنوان رسانه و تولیدکننده محتوا و پیام و مخاطب به عنوان گیرنده پیام زمانی تکمیل میشود که ما پیام مخاطبمان را هم بگیریم. این خط واحد نباشد یک چرخه باشد و یک دایره باشد و بازخوردهایی که ما از مخاطب میگیریم تاثیر بگذارد بر روی برنامهسازیهای آیندهمان در این چرخه پس ما نیاز داریم به گرفتن بازخورد این بازخورد در قالب انتقاد در قالب پیشنهاد در قالب تشکل و در هر قالبی میتواند باشد ، لذا بسیاری از انتقادات ما به شدت نیاز دارد من عرض میکنم مثل نان شب است برای ما انتقادهایی که به صدا و سیما از بخشی از این انتقادات را که ما واقعاً از جان دل پذیرا هستیم و میپذیریم و تاثیر میدهیم بر روی برنامه سازیهایمان برخی از انتقادات شاید مبنای علمی دقیق و روشنی نداشته باشد ما میشنویم و بهش هم توجه میکنیم اما سعی میکنیم برای آن دسته از منتقدینی که بر اساس اینکه اطلاعاتشان کم است یا اطلاعات ناقصی دارند ما آن دسته از منتقدین را برایشان سعی میکنیم که این روشنسازی و شفاف سازی را انجام بدهیم نه اینکه توجه نمیکنیم به نظراتشان اما میخواهیم آنها را هم ما نسبت به عملکرد خودمان آگاه کنیم به چه دلیل ما این عملکرد مشخص را داریم بعضی از انتقادات نه بعضی از انتقادات به نظر میرسد که نه مبنای منصفانه دارد و نه مبنای مبتنی بر اصول علمی مثال میزنم خدمت شما ما بارها و بارها در مورد میزان مخاطب رسانه ملی توضیح دادهایم حتی من به خبرنگاران عزیز هم عرض کردم و گفتم که هر پژوهشگری هر موسسهای افکارسنجی هر خبرنگاری و هر فعال رسانهای نسبت به آنچه که مرکز تحقیقات صدا و سیما با سابقه درخشان ۶۰ ساله نظرسنجی در کشور تردید دارد میتواند بیاید از نزدیک فرایند نظرسنجی مرکز تحقیقات ما را مشاهده کند تمام قواعد و فرمولها و اجرای روشهای نظرسنجی را از نزدیک بیاید ببیند هر اشکالی که به نظرش رسید بیاید اعلام کند که ما روش را تغییر بدهیم موسسات نظرسنجی همکار ما آمدهاند جلسات مشترک وجود دارد و بسیاری از مواقع هم آمار ما خیلی نزدیک است به همدیگر چون یک روش علمی را داریم دنبال میکنیم اما مشاهده میکنیم که برخی از جهات سیاسی یا رسانهای و یا به هر ترتیب اصرار دارند بر اینکه رسانه ملی مخاطبش بسیار کم است و یا مخاطب ندارد برای ما خیلی خبر مهمی است که ما مخاطب نداشته باشیم لذا برای ما اهمیت دارد که ببینیم دیدگاههای علمی که در مورد مخاطب صدا و سیما است چیست و بر اساس چه مبنای علمی است وقتی بررسی میکنیم بسیاری از اینها میبینیم مبنای علمی و حتی توجه به شیوههای نظرسنجی مرکز تحقیقات ما نه تنها ندارند بلکه اصرار دارند بر اثبات اینکه رسانه ملی بیمخاطب است یا رسانه ملی مرجعیت ندارد در شبیه این موارد ما فکر میکنیم که دیگر انگیزه اصرار بر همچین مواردی نه انگیزه اصلاح است و نه انگیزه اطلاع یافتن از فعالیتهای صدا و سیما ما اینها را میبینیم و توجه هم بهش میکنیم و منتها درک میکنیم که پشت این نقدهای شاید غیرمنصفانه چیست در عین حال ما تمام نقدها را حتی تندترین منتقدان نسبت به صدا و سیما نقدهای همه اینها در سازمان جمع آوری میشود مطالعه میشود بررسی میشود حتی اگر یک نکته مفید هم برای اینکه تاثیر بگذارد در کیفیت برنامههای ما اگر در آن دیده شود حتماً تاثیر داده میشود و بارها هم ما این را اعلام کردهایم ما به همان اندازه به نظارت دستگاههای نظارتی نیاز داریم مثل مرکز شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما مثل دستگاههای نظارتی دیگر مثل مجلس شورای اسلامی که به گرفتن بازخورد و به گرفتن نقد منتقدین نیاز داریم .
سوال: و شما چه میزان برای ذائقه سنجی مخاطب و نیاز مخاطب از فضای مجازی از سکوهای مختلف از روشهای نوینی که وجود دارد بهره میگیرید از کجا به صورت جدی متوجه ذائقه و علاقهمندی مخاطب میشوید؟
جبلی: به صورت طبیعی بسیاری از محتواهای تولید شده در برنامههای صدا و سیما در فضای مجازی هم منتشر میشود به ویژه اینکه در این دوره توجه ویژهای شد به امتداد حضور صدا و سیما در فضای مجازی و بر روی سکوهای مختلفی که در فضای مجازی فعالیت میکنند ما البته سکوی وابسته به سازمان که تلوبیون است در این ۵ سال رشد بسیار قابل توجهی داشت و میزان استفاده و ضریب نفوذ تلوبیون در برخی از مقاطع برخی از مواقع حتی نزدیک به ۹۰ درصد رسیده و ترافیک بسیار خوبی را در فضای مجازی تولید کرد منتها ما فقط تلوبیون را که مختص صدا و سیما است را مدنظر نداریم ما هر آنچه که محتواهای صدا و سیما باشد و در شبکههای مختلف اجتماعی در سکوهای مختلف فضای مجازی منتشر شود و مورد قضاوت قرار بگیرد واکنشهای مخاطبین نسبت به آن در درجه اول برنامهسازان ما، چون نیازمندترین قشر به اینکه نظر مخاطب را بسنجد خود برنامه ساز است که میخواهد ببیند این تولیدی که کرده این محتوایی که تولید کرده این برنامهای که تولید شده به چه میزان مورد توجه مخاطب قرار گرفته یا نگرفته در درجه اول برنامه سازان ما و البته مدیران ما و تصمیم گیران ما و سیاستگذاران در سازمان از روشهای متنوعی که در فضای مجازی هم معمول است و در همه رسانهها استفاده میشود استفاده میکنند منتها همانطور که عرض کردم ما ادعا نمیکنیم که به نقطه کمال رسیدهایم هم در دریافت نظر مخاطبان ما همچنان راضی نیستیم از میزان تعاملی که به شکل یک رسانه واقعی تعاملی در دریافت نظر مخاطب ما بعضی از کارها را انجام دادیم ولی هنوز راضی نیستیم انتظار اینکه در لحظه مخاطب ما بتواند با برنامه صحبت کند بتواند نظرش را بیان کند بتواند واکنش را نشان بدهد داریم همچنان از برنامه سازانمان که این تعامل را با مخاطب نزدیکتر شود تا بتوانیم سریعتر و فوریتر و دقیقتر به بازخوردها دسترسی پیدا کنیم.
سوال: ایدهای است که مطرح میکند که الان ساخت سریال و یا برنامه تلویزیونی نمیتواند مخاطب فراگیر را به سمت خودش جذب کند چقدر با این موافق هستید و فکر میکنید اگر چنین چیزی واقعیت دارد این بیشتر به محتواهای تولید شده مربوط است و یا اساسا ذائقه مخاطب تغییر کرده؟
جبلی: البته تردیدی در این نیست که ذائقه مخاطب نه فقط در ایران که در همه جهان تغییر کرده نسل جوان ما نسل نوجوان ما اساساً با فضای مجازی و اینترنت متولد میشود و رشد میکند و شبکههای اجتماعی سکوهای فضای مجازی دائماً در اختیارش است و دائماً دارد با او زیست میکند و زندگی میکند طبیعی است که ذائقه مصرف رسانهای در نسل جوان و نسل جدید بیشتر به سمت استفاده از محتوا در فضای مجازی است و یک نوع سبک زندگی خاصی را هم در بین این نسل به وجود آورده عرض میکنم نه فقط در ایران در همه جای دنیا اینطور است در کشور ما هم همینطور است، اما اینکه آیا محتوای سرگرمی مورد توجه و مورد علاقه مخاطب نیست خیر این نتیجه را هیچ جای دنیا در هیچ تلویزیون دنیا این نتیجه را اینکه ما چه جوری بسازیم و با چه داستانی و با چه جذابیتهایی و با چه فرمی و چه شکلی حتی با چه شکل انتشاری با چه شکل توزیعی همه اینها تاثیر دارد در اینکه مخاطب به آن برنامه به آن مجموعه به آن داستان به آن قصه توجه کند یا نکند ولی یک تغییری اخیرا ما در پخش سریالهایمان شاهد هستید ما سابق سریالی را که شروع میکردیم هر شب پخش میکردیم تا تمام شود این سریال اگر به هر دلیل به دلیل اشتغالات به دلیل اینکه یک مخاطبی که دنبال میکند این سریال را یک شبش را از دست بدهد دو شب آن را از دست بدهد دیگر رابطهاش قطع میشود با آن داستان دیگر دنبال نمیکند ما تجربه جدیدی را الان در حال اجرا داریم و آن هم این است که سریالهای در طول هفته به صورت یک روز در میان پخش میشود یعنی روزهای فرد یک سریال و روزهای زوج هم یک سریال و مجموعه نمایشی که سریالهایی که ویژگی پخش یک بار در هفته را دارند روزهای جمعه پخش میشود این یک شیوه جدید و یک روش جدید است در نحوه انتشار محتوا در شکل تولید و فرم و قالب تولید هم تغییراتی به وجود آمده تا حدودی ما شاهدش هستیم در قالبهای برنامهسازی در قالبهای تولید محتوا و نمایشی و سرگرمی شاهدش هستیم و البته داستانها داستانها بسیار بسیار مهم هستند شاید مهمترین عنصر در جذابیت یک کار نمایشی و سریالها داستانهایشان هستند هر چقدر این داستانها به نظر ما به زندگی مخاطب به هویت مخاطب به تجربه زیستی مخاطب و به بوم مخاطب نزدیکتر شود مورد توجه بیشتری قرار میگیرد ما همه این عناصر را در تولید برنامههای به ویژه سرگرمی همکاران ما در سیما مد نظر دارند و دائماً هم البته روشهای روز دنیا را بهش توجه میکنند من مثال میزنم شما این شبها شاهد بعضی از برنامههای سرگرمی در بعضی از شبکههای ما هستید که ما انکار نمیکنیم که الگوی خارجی این برنامه وجود داشته منتها وقتی این الگوی خارجی این برنامهای که در جوامع غیر ایرانی تولید شده میآید با بوم ما با عادتهای ما با ذائقه فرهنگی ما آمیخته میشود میبینیم که کاملاً مورد توجه مخاطب قرار میگیرد دیگر به عنوان یک برنامه بیگانه با شکل و قالب بیگانه بهش توجه نمیشود حالا من مثال زیاد میتوانم بزنم از این نوع برنامهها که اینها ما الگو را شاید از یک برنامه دیگر با زیست غیر ایرانی تجربه کنیم و بگیریم، اما تزریق میکنیم در آن و اشراف میکنیم در آن با عناصر بومی و هویتی ایرانی.
سوال: یکی از نقدهایی که به رسانه ملی وارد میکنند این است که رسانه ملی راجع به مشکلات مردم صحبت میکند برخی از اتفاقات و وقایع جامعه را به آن میپردازد ولی به دلیل رعایت ملاحظاتی که دارد تجربه واقعی مردم خیلی بازتابش روی آنتن نیست یعنی خیلی از مردم خودشان را روی این آنتن نمیبینند و یا رسانه آینه تمام نمای وضعیت جامعه نیست این را قبول دارید آقای دکتر؟
جبلی: بله دریافت ما از آسیبهای دورههای گذشته صدا و سیما همین بوده که شما هم بهش اشاره گردید، لذا در سند تحول هم پرداختیم بهاین موضوع ما حوزه خبر را که حوزه اصلی مطالبهگر ما است در سازمان صدا و سیما رویکرد سند محور را برایش طراحی کردیم در سند تحول به چه معنی که اساساً برای حل مشکلات جامعه چه مشکلات ریشهدار و چه مشکلات مقطعی دستگاه قانونگذار یا مغز متفکر قانونگذاری در دولتهای مختلف و در دورههای مختلف قانونگذاری همه اینها را دیده و برایش قانون گذاشته و برایش راه حل دیده ما خوشبختانه در جمهوری اسلامی با مشکلی مواجه نیستیم که راه حل برایش پیش بینی نشده باشد مشکل از عدم اجرای قوانین عدم اجرای دستورالعمل و عدم اجرای آن چیزی که نتیجه عقل جمعی بسیاری از برگزیدگان مردم است در دستگاه قانون گذاری بر اساس رویکرد سند محور ما اولویت گذاری کردیم بین اسناد روی زمین باقی مانده که مطالبه مردم است مورد نیاز جامعه است باید دنبال شود باید پیگیری شود باید مطالبه شود و به نتیجه برسد چند نمونه موفق هم داشتیم که البته این تجربه کافی نیست و باید ادامه پیدا کند خاطرتان است ما در سالهای اول دوره ۵ ساله با یک پویش جمعی و کار قرارگاهی در رسانه ملی قانون به زمین مانده آزادسازی سواحل را پیگیری کردیم، پیگیری اصلی این کار توسط رسانه ملی انجام شد البته دولت شهید رئیسی و اعضای دولت و وزرای مختلف هم پای کار آمدند و بلکه آنها جلو افتادند و بعد ما حمایت کردیم از این اقدام دولت و این پیگیری و این مطالبهگری باعث شد که حقوق ملت که در سواحل توسط دستگاهها و نهادها و یا عناصری که غیرقانونی اشغال کرده بودند ساحل را این به عنوان یک تجربه موفق در پیش روی ما قرار گرفت در مراحل بعد همکاران ما در حوزه خبر با مطالبهگری بسیاری از قوانین بر زمین مانده را به گونهای عمل کردند که اجرا شد و به تحقق رسید قانون پنجره واحد خدمات دولت الکترونیک قانون مجوزهای کسب و کار و بسیاری از قوانین دیگری که لیست بلندی دارد این در نتیجه برنامهریزی دقیقی که در حوزه خبر و سیاسی ما اتفاق افتاد با طراحی جریان سازی و مطالبهگری و پیگیری به نتیجه رسید ما به نظر ما میرسد که برای پیگیری مطالبات مردم یک بخشی از کار همه کاری بود که انجام شد و بر اساس سند محوری و به خط کردن دستگاههای مختلف برای اجرای آن قوانینی که میتواند راه حل بسیاری از مشکلات جامعه باشد یکی از مشکلات بزرگ الان مسکن مردم است مسکن شاید یکی از اصلیترین دغدغهها باشد به ویژه با توجه به شرایط اقتصادی که در آن به سر میبریم قوانینی در این مورد وجود دارد که بسیاری از این قوانین اگر همین الان اجرا شود ما میتوانیم شاهد حل بخش عمدهای از مسکن برای مردم عزیزمان باشیم من همین الان داشتم میآمدم استودیو شما دیدم شبکه یک ما برنامهای دارد تحت عنوان ۸ درصد الهام گرفته است از این هدف گذاری برنامه هفتم که باید ۸ درصد رشد محقق شود در آنجا بحث اصلی امشب اتفاقاً بحث قانون به زمین مانده اختصاص دو دهم یا دو صدم درصد است که حالا اشکال از حافظه من است که موظف است که دولت این را برای تامین مسکن در اختیار مردم قرار بدهد حواشی این قانون زواید این قانون و بروکراسی که حاکم بر اجرای این قانون است یکی از موانع اجرای این قانون است که ما داریم دنبال میکنیم و مثالهای متعدد دیگری که در این مورد وجود دارد و البته مطالبات مقطعی که به وجود میآید مطالباتی که اصناف مختلف دارند جریانهای مختلف در حوزه بسیاری از مطالبات کارگران در واحدهای صنعتی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با طرح این موضوعات در برنامههایی مثل ثریا، مثل پایش، مثل خبر، برنامههای مختلف خبری، بخشهای مختلف خبری، گزارش ویژه همین برنامه شما بسیاری از مشکلات کارگران در همان مقطع حل شد جالب است که خدمت شما عرض کنم همان کارگران همچنان در تماس با همکاران ما هستند به کوچکترین مشکلی که برخورد میکنند میگویند که شما بیایید و کمک کنید که این مشکل هم برطرف شود، بله ما چالشهای زیادی بر سر راه این موضوع وجود دارد باید یک رابطه تعاملی همراه با تفاهم بین ما و دستگاهها برقرار شود یعنی باید همانگونه که ما مسئول میدانیم خودمان را برای اینکه مطالبات مردم را مطرح کنیم دستگاهها هم باید آماده باشند برای اینکه پاسخگوی مطالبات باشند و گفتوگو کنند با مردم حالا شاید خیلی جالب نباشد من اینجا خدمت شما عرض کنم ما الان نزدیک به دو ماه است که داریم تلاش میکنیم که برنامهای را شبیه برنامه همراه با مردم و همگام با مسئولین را که خاطرتان است در دهههای ۶۰ و ۷۰ اجرا میشد و برنامههای خیلی منطقی هم بود که یک مقام مسئولی بنشیند و یک تعدادی از ذینفعان و مردم و اصناف بیایند جلویش بنشینند و سوالاتشان را مطرح کنند ما بعد از دو ماه هنوز شاید هیچ دستگاهی پیدا نکردیم که راضی شود بیاید و ما این برنامه را باهاش شروع کنیم تا بعد روی ریل بیفتد و ادامه پیدا کند فرهنگ پاسخگویی فرهنگ پاسخگویی به افکار عمومی فرهنگ قرار گرفتن در برابر سوالات و مطالبات افکار عمومی اگر در دستگاههای مسئول نهادینه نشود مطالبهگری رسانه ملی هم الزاماً معلوم نیست به نتیجه برسد اگرچه خیلی موثر است اگرچه بسیار تاثیر دارد و صدا و سیما اگر به وظیفه خودش عمل کند میتواند دستگاهها را هم پاسخگو باشد.
سوال: ما یک دقیقه فرصت داریم تا پایان این گفتوگو و نقد میکنند رسانه ملی را به اینکه همه دستاوردهای به ویژه در دولت و یا قوه مقننه را منعکس نمیکند و یا حتی گفتوگوهای روسای سه قوه را کوتاه میکند رسانه ملی پاسخی دارید شما؟
جبلی: چون فرصت کم است قبلاً هم پاسخ داده شده ما موظف میدانیم خودمان را وظیفه ذاتی ما است که دستاوردهای دولتها را و دستگاههای مختلف را و خدمات دولت را برای امید آفرینی برای ایجاد امید نسبت به آینده برای بن بست شکنی ترویج کنیم تبلیغ کنیم و در اختیار مردم بگذاریم در بسیاری از دستگاهها ما ارتباط و قرارداد دوجانبه داریم برای اینکه آنها هم کمک کنند به ترویج این دستاوردها به هر حال این یک امر دو طرفه است خود دستگاهها هم باید علاقمند باشند به اینکه این کار را انجام بدهند در مورد بحث مصاحبهها هم که فرمودید به نظر میرسد که این یک شاید فضاسازی بیدلیل بود که اتفاق افتاد و انجام شد بسیاری از برنامهها وقتی که به پخش میرسد با هماهنگی همان مجموعهای که آن مصاحبه را انجام دادهاند بخشهایش به دلایل مختلفی که بسیاری از سمت مبدا هم اتفاق میافتد بخشهای کوتاهی کم میشود و این موارد هم مثل موارد قبل بود، یعنی کاملاً با اطلاع و هماهنگی آن مجموعههایی بوده که این مصاحبهها را انجام دادند و این برنامهها را تولید کرده بودند، اما به هر حال ما در یک فضای سیاسی داریم زندگی میکنیم و میدانیم که رسانه ملی هم در قلب این فضای سیاسی کشور حضور دارد و درک میکردیم آن فضاسازیهایی که علیه صدا و سیما انجام شد.




