حال و هوای قطعه 42 بهشت زهرا در اعیاد شعبانیه

«شهدا زنده هستند و نزد خدا روزی می‌خورند.» برای اینکه به این جمله ایمان بیاورید کافی است سری به قطعه 42 بزنید.

«شهدا زنده هستند و نزد خدا روزی می‌خورند.» برای اینکه به این جمله ایمان بیاورید کافی است سری به قطعه 42 گلزار شهدای بهشت زهرا بزنید. اعیاد شعبانیه هست و خانواده‌هایی که عزیزانشان در این قطعه هستند اغلب با بغلی از گل‌های نرگس و میخک و رز می‌آیند و شیرینی و شکلات پخش می‌کنند. فضا آنقدر انرژی دارد که گاهی آدم یادش می‌رود اینجا مزار اهل قبور است.

در میان مزارها می‌گذرم و فقط دوست دارم فضای اینجا را توصیف کنم. حس غم و شادی طوری در هم تنیده می‌شود که محو می‌شوی در میان خانواده‌ها. سنگ‌های مزار در اینجا برق می‌زنند از بس تمیز شدند. خانواده دیگری با سلیقه کامل سعی در گل آرایی مزار عزیزشان دارند و مادر شهید دیگری یک کرسی کوچک کنار مزار پسرش گذاشته و با لبخند از کسانی که کنارش هستند استقبال می‌کند.

اغتشاشات ایران , شهدای جنگ 12 روزه , ماه شعبان , تا پیش از فتنه اخیر تنها پیکر شهدای جنگ 12 روزه در این قطعه خاکسپاری شده بود اما حالا چند شهید دیگر به جمع روزی خوران درگاه حق اضافه شدند. خانواده شهید بیدی جوانی بیست و چند ساله که توسط اغتشاشگران به شهادت رسید، با وسواس کامل سعی می‌کنند مزار او را برای اعیاد به گل‌های تر و تازه مزین کنند.

به گزارش تسنیم، آن طرف‌تر چهره خندان امیرحسین محمدزاده نگاه را به خود جلب می‌کند. نوجوانی فوتبالیست که حالا دیگر توپش هم بدون او رمقی برای شوت زدن ندارد.

قطعه 42 از زوایای زیادی با قطعات دیگر گلزار شهدای بهشت زهرا فرق می‌کند. مثلا محل شهادت برخی از شهدا آنقدر قابل تأمل است که لحظاتی میخکوب می‌شوی و با خود فکر می‌کنی اگر پاسدارهای حافظ امنیت کشور در هر لباسی نبودند، اکنون آیا چیزی از ایران باقی مانده بود؟

مزار خانواده حاجی میری یکی از تلخ‌ترین مزارهای شهدایی است که تاکنون دیده‌ام. تصویری از خانواده که همراه دختر کوچکشان تارا بالای مزار نصب شده. چه لبخند شادابی داشتند این خانواده کنار هم. اما به کدامین گناه در خانه‌شان به شهادت رسیدند. بله، خانه!

اغتشاشات ایران , شهدای جنگ 12 روزه , ماه شعبان ,

معصومه خانم و پرهام 16 ساله هم محل شهادتشان خانه هست. مثل خیلی از شهدای دیگر که در 12 روز جنگ با اسرائیل شهید شدند بدون اینکه نظامی باشند. آنها در خانه و زندگی خود به خاک و خون کشیده شدند تنها به جرم اینکه ایرانی بودند!

 

اغتشاشات ایران , شهدای جنگ 12 روزه , ماه شعبان ,

در این قطعه انگار نمونه کوچکی از جامعه ایرانی گرد هم جمع شدند. جدای هر تفکر و اعتقادی که داشتند. وجه مشترک همه‌شان هم وطن بودن است. اشتراکی که خیلی از مزدوران بی‌وطن درکی از آن ندارند.

کمی آن طرف‌تر از قطعه 42 قطعه سرداران جنگ است که از زمان دفاع مقدس تا همین چند ماه پیش یلان و جوانمردان بزرگی را در خود جای داده است. شهیدان محمد باقری، حاج حسن محقق و … میهمانان جدید جمع سرداران هستند و آنها نیز توسط اسرائیل شهید شدند به جرم اینکه از ناموس و کشورشان دفاع می‌کردند. آنها پاسدار ایران بودند.

نگاهم به مزاری که کنار شهید حسن محقق است جلب می‌شود. مزار جانباز شهید حسن سماواتی. نوشته روی مزارش را می‌خوانم: «در این لحظات آخر عمر بیشتر از هر چیزی خوشحالم که پاهای من که در این 39 سال که جسم دنیایی‌ام را با خود حمل نمی‌کند پاها آسوده آرمیده‌اند و سبکی و آرامش را تجربه می‌کنند. دستهایم که جای خالی پاها را پر کرده از کثرت لحظه‌های زمانه و روزانه هر چند خسته شدند ولی به آنها نوید آرامش ابدی می‌دهم. تا چند صباحی دیگر برای همیشه در بستر نرم خاک آرام و آسوده خواهند شد و باید بدانند همه چیز محاسبه خواهد شد. برای گذران این عمر خسته کننده که جسم دردمند و دردناکم (بخصوص در ناحیه پاها و وجود ترکشها در بدن و موج انفجار ) نیاز به استراحتی عمیق و جدی دارم که شکنجه روزگار از همه طرف بر من و بدنم تحمیل شده است در آنصورت دیگر صداهای ناشی از درد کشیدن‌های انفجاری و نعره‌های روزانه و شبانه خاموش می‌شود و بچه‌ها هم در بحبوحه صداها گم نمی‌شوند.»

 

اغتشاشات ایران , شهدای جنگ 12 روزه , ماه شعبان ,

با دیدن این مزار یاد صحبت‌هایی می‌افتم که همه این سال‌ها خانواده جانبازان اعصاب و روان برایم روایت کردند. ماجراهایی که شنیدنش دل سنگ را آب می‌کند. آنهایی که این مطلب را بخوانند می‌دانند جانبازی که موج انفجار او را بگیرد یعنی چه؟ می‌دانند صورت زخمی فرزند و شیشه شکسته خانه و کمر خم شده مادر یعنی چه؟ می‌دانند پدری که بعد از آرام گرفتن، دنبال کسی که صورت خانواده‌اش را کبود کرده می‌گردد یعنی چه؟

اینجا روایتی از گلزار شهدای بهشت زهرا بود. اگر به هر چه اعتقاد دارید یا ندارید، یکبار هم سری به اینجا بزنید شاید حقیقت طور دیگری برایتان نمایان شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + هفده =

دکمه بازگشت به بالا