دیپلماسی شکستناپذیر آقا کمال!
چرا بعضی از فیلمسازان با وجود شکستهای متعدد جای خود را به جوانان نمیدهند

ایمان عظیمی| تولیدات سینمایی و پلتفرمی با وجود مقادیر معتنابهی ادعا توان چندان بالایی در جذب مخاطب ندارند و فرمان را غالبا در بهترین حالت در دست افرادی میسپارند که از آخرین اثر قابل دفاعشان سالها گذشته است. این مسئله سوای عارضهای که برای کارگردان مربوطه دارد، نسل جدید سینماگران در دهه شصت، هفتاد و حتی هشتاد را در عصر تکنولوژی سرخورده میکند. یکی از این موارد کمال تبریزی است که آثار قابل توجهش به ایام گذشته و وقتی دلار ۸۰۰ تومان بود بازمیگردد. اما با اینحال سکان هدایت سریال بیعاطفه را در دست گرفت تا نشان دهد پلتفرمها هیچ قاعدهای برای کنترل کیفی آثارشان ندارند.
داستان همیشگی آفتابه و لگن
کمال تبریزی پیش از آن که به فاجعه «بیعاطفه» برسد، تعداد زیادی فیلم و سریال بنجل در این سالها تولید کرده بود. یکی از این فیلمها «ما همه با هم هستیم» است. شاید مخاطب عادی که سینما را به چشم یک سرگرمی عادی میبیند، به دلیل استفاده از بازیگران سرشناسی مانند مهران مدیری، لیلا حاتمی، پژمان جمشیدی، جواد عزتی و… فریب بخورد و به سینما برود اما در همان دقایق ابتدایی متوجه میشود که اثر نه تنها آش دهنسوزی نیست، بلکه به زهر میماند و مخاطب را در فریم به فریم و لحظه به لحظهاش آزار میدهد. این فیلم یک هیچ مطلق بود و با وجود هزینه و خرج فراوان، به یک شکست تجاری بدل شد تا کمال تبریزی ادامه راه سقوطش را بدون هیچ مانعی طی کند.
حمله به سرمایه اجتماعی نظام با مارموز
یک سال پیش از این، کمال تبریزی فیلم بهاصطلاح کمدی «مارموز» را با بازی حامد بهداد روانه اکران کرد. نتیجه پیش از وقوع کاملا قابل پیشبینی بود. بهداد با وجود هواداران همیشه در صحنه مجازی و شلوغکاریهای بیشمار در بستر اینستاگرام، تاکنون هیچگاه ضامن فروش یک فیلم نبوده است. در این فیلم کمال تبریزی در یک استراتژی کاملا شکستخورده از بهداد بهعنوان بازیگر اصلی فیلم کمدیاش استفاده کرد تا مارموز درنهایت با قرار گرفتن در میانه جدول، عملا به شکستی دیگر در کارنامه کارگردان «لیلی با من است» و «مارمولک» تبدیل شود. مارموز به بهانه شوخی سرمایه اجتماعی نظام، در حالی کمی بیش از 6 میلیارد تومان فروخت که در انتهای سال 1397 «هزارپا» با 38 میلیارد تومان در صدر جدول اکران قرار گرفت و این پیام را به کارگردان باسابقه سینمای ایران رساند که شوخی با بندگان خدا هم هوشمندی خاصی میطلبد که او از آن چندان بهرهای نبرده است.
طعم گس کابوس
سالها پیش، بهروز افخمی خطاب به کمال تبریزی گفت که او لیبرال شده و دیگر تحمل جدل، نقد و مخالفت با خودش را ندارد. افخمی درست میگفت، چون تبریزی در پاسخ به انتقاداتی که روانه آثارش میشد، شمشیر را از رو میبست و به مخالفان فیلمهایش حسابی حمله میکرد. کافی است به دورانی برگردیم که او فیلم بهاصطلاح کوچک، اما توهینآمیز «دونده زمین» را روانه نمایش عمومی در گروه هنر و تجربه کرده بود و پس از آن با «طعم شیرین خیال» حسابی از خجالت کارنامه نسبتا قابل دفاع دهه هفتادی و اندکی دهه هشتادیاش درآمد. طعم شیرین خیال با وجود استفاده از شهاب حسینی بهعنوان بازیگر نقش اول مرد، به فروشی نیم میلیارد تومانی در اکران سال 1393 دست یافت که نهتنها آوردهای برای کارگردان مارمولک به حساب نمیآمد، بلکه نشان میداد که او هیچ ابایی از سقوط بیحدوحصرش در زمینه فیلمسازی ندارد. با وجود این، تبریزی همچنان کار میکند و هیچ ترمزی برای پایان دادن به این روند در برابرش وجود ندارد. باید به روابط و دیپلماسی آقای تبریزی تبریک گفت؛ او با این حجم پروژه ناموفق، شاید بتواند لقب پرکارترین کارگردان شکستخورده جهان را مال خود کند.




